بسمه تعالي

همت طلبي

محمد هادي تسخيري

پس از مشخص شدن شعار اصلي سال 1389 توسط مقام معظم رهبري ( همت مضاعف ، كار مضاعف ) بر خود فرض دانستم در روزهاي اغاز امسال ، ياد داشتي در اين باره كه فقط بيانگر ديدگاه شخصيم است خدمت خوانندگان ذي شعور و فهيم سايت سودمند تابناك داشته باشم واز خداوند متعال براي همگان سال پر خير و بركت آرزو نمايم . ابتدا ، اين نوشتهء مختصر را با شعري از لسان الغيب آغاز مي كنم كه مي گويد :

گر من از میکده همت طلبم عیب مکن

شیخ ما گفت، که در صومعه همت نبود

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه  یکی ست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

حافظا  علم و ادب ورز که در مجلس شاه

هر که را نیست ادب  لایق صحبت نبود

اين سخن نغز و شيرين و پر مغز حافظ شيرازي را نبايد با توجه به معاني ظاهري كلمات ، معني كرد ، و مانند افراد ظاهر بين و ساده لوح ، كه همهء امور را فقط با ديد ظاهري مي بينند و تحليل مي كنند ، نبايد عمل كرد . (كه انقلاب اسلامي آنقدر كه از ساده لوحان داخلي ضربه ديد از دشمنان با هوش خارجي نديد ) .

آنچه كه نزد اهل خرد مسلم و بديهي است ، اين است كه تا همتي نباشد كار ارزشمند ، مستمر و ماندگاري انجام نمي شود . اما اين همت چگونه بايد به وجود بيايد و چه عامل يا عواملي موجب پيدايش همت مي شود و از سوي ديگر مانع يا موانعي موجب بي همتي مي شود . يعني بايد به دو جنبهء ايجابي و سلبي (مثبت و منفي )اين امر توجه كرد . تا مثبت نگري مفرط ، باعث غرور و تكروي در كار ما نشود و به عبارت ديگر فقط  فرصتها را در نظر بگيريم وبه تهديدات هيچ نگاهي نداشته باشيم .كه اين خود افت بزرگي براي بسياري از كارهاست . لذا در نظر دارم فرصتها و تهديدات موجود را در حد امكان و حوصلهء اين يادداشت مختصر ،  بيان كنم .

فرصتها :

 اگر بخواهيم مهمترين عواملي را كه موجب همت در انسان مي شود ، احصا كنيم ، مي توانيم به موارد ذيل توجه كرد :

 انگيزهء موجود :

بدون به دست آوردن اين عامل ، همت ضعيف هم به وجود نمي آيد تا چه رسد به همت مضاعف ، لذا بايد در برنامه ريزيهاي كوتاه مدت و بلند مدت خود به شدت اين عامل را مد نظر داشته باشيم و بزرگترين مشكل يك تشكيلات اداري يا حكومتي نداشتن انگيزه لازم براي رسيدن به اهداف بلند است . همانطوريكه مي بينيم  در همه كشورها مبالغ هنگفتي براي تبليغات مصرف مي شود تا اين انگيزه در دل مردم كشور خود جاي دهند كه نمونهء بارز آن شعار معروف ( ما مي توانيم ) كه در بسياري از كشورها به شدت بر روي آن كار مي شود . و آن را در هر كوي برزن ،  در برابر ديدگان مردم قرار مي دهند تا اين شعار در دل آنها ملكه شود و باور كنند كه مي توانند كاري براي ملت خود و ساير ملل انجام دهند . و بزرگترين كاري كه امام خميني (ره) براي ايرانيان و مسلمانان انجام دادند اين بود كه آنها را به اين باور واقعي رساند . و چنان نهضت بيداري در مسلمانان به وجود آورد كه در زمان معاصر نظير ندارد . و بسياري از پيشرفتهاي اخير علمي كشور عزيزمان ايران مرهون اين باور واقعي است كه انگيزه اي بسيار زياد در دل جوانان فرهيختهء ما به وجود آورده است كه اكنون مي توانند چنين كارهاي بزرگي را انجام دهند كه مايهء سربلندي ملتمان و ساير ملتهاي مسلمان در جهان باشد .  

(گر من از میکده همت طلبم عیب مکن                 شیخ ما گفت، که در صومعه همت نبود )

ايمان و اعتقاد موجود  :

بي شك هيچ چيزي در سي سال گذشته به اندازهء ايمان و اعتقاد جوانان غيورمان ، مورد تهاجم فرهنگي دشمنان انقلاب و اسلام ، قرار نگرفته است . اين امر خود گوياي اهميت اين فرصت موجود است ، فرصتي كه به راحتي از بين نمي رود بلكه خود مانع بزرگي در برابر وسوسه هاي ديگران است و مي تواند ضمانت بسيار بزرگي براي بقاي جوانان انديشمند در داخل كشور و خدمت كردن به ملت و سرزمين اسلامي خودشان باشد .

امكانات خدا دادي :

كشورمان به گفتهء جغرافي دانان ، يك فلاتي است كه همزمان چهار فصل را مي تواند داشته باشد و شرايط آب و هوايي خيلي خوبي است كه مي توان بسياري از محصولات كشاورزي را در آن به عمل آورد و از منابع نفتي و گازي و معدني فراواني برخورداراست و اين خود فرصتي است كه متاسفانه در اكثر كشورها به تهديد تبديل شده و مايه ركود و عقب گرد صنعت و كشاورزي و اقتصاد پويا دركشورهاي نفتي شده است . لذا لازم است كه ما استفاده از اين امكانات خدادادي را بدون شتابزدگي ، هدفمند كنيم تا بتوانيم به صورت بهينه از اين فرصت مهم استفاده نماييم . و اين اصل را همهءدولتهاي بعد از انقلاب اسلامي در ايران  مد نظر داشتند اما براي عملي شدن آن منتظر فرصت مناسب بودند ( دوسال درگير مشكلات ويژهء بوجود امده توسط دشمنان خارجي به خصوص آمريكا و دشمنان داخلي مانند تجزيه طلبان و منافقين  .. ، هشت سال مشغول دفاع از مرزهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي و سالها در گير نتايج و عواقب جنگ تحميلي و ... و اكنون فرصت مناسبي دست داده تا در يك شرايط آرماني و بدون عجله و شتابزدگي و با مشاركت همگاني از طريق توجيه و تبيين و جلب مشاركت عملي مردم اين كار بزرگ ، توسط همگان ونه يك طيف و گروه خاص صورت گيرد . زيرا كه اين كار مرتبط به سرنوشت همگان است و بايد با رعايت بالاترين حدّ عدالت و امانت و با قدرت تمام و بدون هيچ تزلزلي صورت گيرد . كه ملت ايران ثابت كرده است مي تواند چنين كارهاي عظيم و دشواري را انجام دهد و اگر لازم باشد ، بهاي آن را نيز به پردازد .

تهديدات :

براي تبيين تهديدات ابتدا بايد در نظر داشته باشيم كه اگر از فرصتهاي يادشده و فرصتهاي ديگر به نحو احسن بهره نبريم و به آنها توجه و اهتمام لازم را نداشته باشيم ، خود اين عدم توجه ،  براي ما تهديد خواهد بود يعني اگر انگيزهء موجود درجوانان امروز را با قوانين ومقرارات دست و پاگير و زايد بكشيم و از بين ببريم ، خود همين كار يك تهديد است و تبديل فرصت به تهديد است ، همچنين اگر براي تقويت ايمان و اعتقاد جوانان پر شور مان تلاش مضاعف نكنيم و برنامه هايي مانند ، ايجاد رابطهء نزديك بين جوانان و افراد پاك و متقي وحكيم كه بتوانند براي پرسشهاي انها جوابهاي منطقي و قرآني ارئه نمايند ، وبرپيايي برنامه هايي كه فاصله بين نسلها را در انقلاب اسلامي پر كند مانند اردوهاي (راهيان نور ) و برنامه هاي ديني و اعتقادي جذاب و سودمند تهيه نكنيم و آنها را با نسلهاي قبلي خود كه بزرگترين حماسهء تاريخ معاصر يعني انقلاب اسلامي در ايران را به وجود آوردند ، را اشنا نكنيم و يا عظمتها و معنويتهاي دفاع مقدس كه در طول هشت سال كه توسط شهيدان بزرگوارمان بر صفحهء تاريخ نگاشته شده است ، را به جوانانمان نگوييم و نشان ندهيم ، نمي توانيم در برابر تهاجم فرهنگي بي امان دشمن كه مقام معظم رهبري آن را به شبيخون فرهنگي تشبيه كرده اند ، مقاومت كنيم . و فرهنگ بسيجي را در عمل همانگونه كه شهيدان عزيز و سرفراز بيان كردند و عملاً نشان دادند به نسل مؤمن و انقلابي كنوني منتقل كنيم و اجازه ندهيم حقد وكينه هاي شيطاني نسبت به خوديها در جامعهء اسلامي رواج يابد بلكه هر چه فرياد داريم بايد بر سر دشمن لجوج و معاند خالي كنيم .

 (چون طهارت نبود کعبه و بتخانه  یکی ست             نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود )

رفاه طلبي مفرط : رفاه در ذات خود چيز بدي نيست به شرطي كه از حد و حدود خود خارج نشود كه گفته اند : ( كلما عبر حدّه  انقلب الي ضدّه ) يعني هرچيزي كه از حد و مرز طبيعي خود تجاوز كند نتيجهء معكوس مي دهد . و حقيقتا  بايد گفت كه حد و مرز رفاه عرفي است و هر زمان و مكان با دوره هاي فبل و بعد فرق مي كند ،  بدين جهت است كه پرهيز كاران براي آنكه آلوده به حد اقل افراط يا تفريط هم نشوند از رفاه و رفاه طلبي دوري مي جويند .  اما رفاه طلبي زياد و بيش از حد در هر زمان و هر مكان بد و مذموم است و تهديد مهمي است كه جامعهء اسلامي را از صراط مستقيم منحرف خواهد كرد و همت و كار و تلاش را در جامعه اسلامي به حد اقل مي رساند . در اينجا منظور فقط رفاه طلبي نزد توانمندان مالي در جامعه نيست ، بلكه اگر اين آفت و تهديد  در ساير طبقات ( متوسط و ضعيف ) نيز فراگير شود ، موجب سستي و ضعف عمومي در اراده و همت همگاني مي شود .

البته عارفان شاعر و اديب نيز هريك به نوعي اين موضوع را با زبان شيوايي گفته اند مانند اين عارف وشاعر عرب كه مي گويد :

رأيت الدهر مختلفاً يدور          (  اوضاع زمانه را ديدم كه هميشه در حال تغيير است  )

فلا حزن يدوم و لا سرور          ( هيچ غمي و هيچ شادي در جهان ، ماندگار نمي باشد )

فقد بنت الملوك به قصوراً       ( پادشاهان در اين دنيا كاخهاي فراواني ساخته بودند )

فما بقي الملوك و لا القصور    ( اما نه پادشاهان ماندند و نه كاخهايشان )

در حاليكه در زمان ما مي بينيم امام بزرگواري كه جهان استكباري را هر روز به لزره در مي اورد و تمام ترفندهاو حيله و مكرهاي آنها را نقش بر آب كرده بود در گوشه اي از حسينيهء جماران و در پناه خدا و ارادت به حسين بن علي (ع) و ائكهء اطهار آنچنان انقلاب اسلامي را رهبري كرد كه مردم وفادار به ولايت در ايران عزيز ،  در استقبال ئ بدرقه اش سنگ تمام گذاشتند و اكنون نيز با همه وجود از جانشين شايسته و فرزانهء ايشان ( حضرت آيت الله خامنه اي ( حفظه الله )  ) حمايت و اطاعت مي كنند .

ظلم وبي عدالتي : همانطوريكه عدل به معني قرار دادن هر چيز در جاي خود است ، ظلم نيز محروم كردن هر فرد از جايگاه واقعي خود و بي عدالتي روا داشت با او است . و بنابر گفتهء پيامبر گرامي خدا (ص) ، حكم با كفر مي ماند اما با ظلم نمي ماند ، و اين سخن بسيار حكيمانه كه از زبان معصومي كه ( لاينطق عن الهوي ) است ، نشان مي دهد كه اين تهديد تا چه اندازه بر همت و كار و تلاش انسانها بر بقاي وضعيت موجود تاثير مي گذارد تا چه رسد به ايجاد تحول و تغيير مثبت در جامعه  . البته عقل نيز اين امر را تاييد مي كند كه اگر كسي سالها علم و تجربه اندوخت و انگاه جاهلي چاپلوس و رابطه دار با فلان و بهمان براو مسلط شود تا چه اندازه در اراده و معنويات اين فرد تاثير گذار خواهد بود و گاهي همين امر باعث به وجود امدن حجاب بين مردم و متوليان و در نتيجه باعث تنگدستي و فشار بر جامعه  مي شود  (قال امير المؤمنين علي (ع) : احتجاب الولاه عن الرعيه شعبه من الضيق ، يكبر عندهم الصغير و يصغر عندهم الكبير ) . يعني دوري زمامداران از عامهء مردم نوعي تنگي و مشكل اجتماعي است ، ( در آن حالت ) افراد كم بها و بي ظرفيت در نزد انها بزرگ مي شوند و شخصيتهاي فرزانه و بزرگ در چشم آنها كوچك و حقير ديده مي شوند .

البته در رابطه با تهديدات و فرصتهاي اجتماعي بسيار مي توان نوشت اما به همين مقدار بسنده مي شود تا بيش از حد زياده گويي نشود و انشاء الله بزرگان و انديشمندان و نويسندگان ما در اين زمينه قلم فرسايي كنند و از اول سال بر به فعل رساندن اين شعار گرانمايه همت گمارند .

در پايان فقط مي گويم : خدايا چنان كن سرانجام كار              توخشنود باشي و ما رستگار