روحانيون عربستان سعودي ميانجيگري الطيب را رد كردند

بسمه تعالي

روحانيون عربستان سعودي ميانجيگري الطيب را رد كردند

                                                                                                           محمد هادي تسخيري

پس از آنكه رئيس جمهر مصر تصميم گرفت هيئتي به رياست محمد الطيب را براي ميانجيگري و براي اصلاح روابط بين دو كشور به عربستان سعودي اعزام كند ، روحانيون عربستان و در رأس آنها مفتي عربستان از پذيرش الطيب و ملاقات با وي امتناع كردند . و مفتي عربستان اعلام كرد كه هرگز دستش را در دست الطيب نمي گذارد زيرا كه موسسه الازهر در زمان الطيب به بدترين وجه به سراشيبي بي مانندي افتاده است كه براي همه جهان اسلام زيانبار است .

پس از اينكه روابط دو كشور به دليل رأي مثبت

ادامه نوشته

نظرخواهي در باره مراسم حج امسال

بسمه تعالي

روزنامه معروف " اليوم السابع " مصر كه يكي از روزنامه هاي فراگير در اين كشور مي باشد در رابطه با مراسم حج امسال از خوانندگان خود كرده است كه به نظر شما وزارت گردشگري مصر ( مسئول و مجري مراسم حج تمتع در اين كشور ) مراسم حج امسال را بدون مشكل برگزار خواهد كرد ؟  .

 74% خوانندگان در پاسخ نوشته اند كه وزارت گردشگري مصر در اين مراسم با مشكلاتي روبرو خواهد شد و 23% گفته اند كه اين وزارت مشكلي نخواهد داشت و 4% جواب داده اند كه " نمي دانيم "  .

متن عربي سوال و پاسخ خوانندگان :

   هل تتوقع نجاح وزارة السياحة فى تنظيم موسم حج بدون أزمات؟

ادامه نوشته

وصف امير المومنين (عليه السلام )

بسمه تعالي

وصف امير المومنين (عليه السلام )

محمد هادي تسخيري

در روز عيد غدير ، عيد ولايت و امامت سخنان فراواني از مولي المتقين علي بن ابي طالب عليه السلام مي شنويد و از پيروي كردن از اين امام زاهد، متقي ، شجاع ، مجاهد، عارف ، مردم دار، دردشناس ، عادل ، پرهيزگار و .... احساس شادي و رضايت خاطر پيدا مي كنيد و اين امر براي هر شيعي و يا براي هر مسلمان و هر انسان منصف و حق طلب طبيعي است . اما در تاريخ دو روايت از عاشقان مولا نقل شده كه در كنار شنيده هاي ديگر نيز شنيدني است كه به عنوان هديه اين عيد تقديم حضورتان مي گردد .

روايت اول : صبر ، استقامت و اعتقاد راسخ پيروان به مولي خويش تا شهادت

در جلد اول كتاب عظيم ارشاد مفيد آمده است كه كميل بن زياد رضوان الله عليه يكي از اصحاب و ياران خاص علي عليه السلام بود . و هنگامي كه حجاج بن يوسف والي كوفه شد كميل را احضار كرد و كميل از دست او فرار كرد و حجاج در مقابل قبيله كميل را از حقوق بيت المال محروم كرد . لذا كميل به نزد حجاج رفت و گفت :

ادامه نوشته

توطئه‌ای به نام کمک‌های خیریه در عرصه جهانی

توطئه‌ای به نام کمک‌های خیریه در عرصه جهانی

مصادره ۲۳ میلیون دلار پول موسسات خیریه اسلامی بعد از ۱۱ سپتامبر

۲۶ تير ۱۳۹۵ -

مؤسسات خیریه مسیحی ، یهودی و صهیونیستی به تازگی به رهبری آمریکا بر علیه مؤسسه‌های خیریه اسلامی فعالیت‌های مدونی را طراحی و اجرای آن را آغاز کرده‌اند.

هنگامی که مشکلات و دردها به وجود آید، گروه‌های کمک‌رسان از هر سو می‌رسند ، اما مافیای
تجارت به واسطه دردها و گرفتاری‌های انسان‌ها هر روز بیشتر می‌شود مانند زیاد شدن
مگس‌ها به دور مردار که با شعارهای فریبنده و به ظاهر انسان‌دوستانه و دفاع از
حقوق بشر وارد صحنه می‌شوند ولی پس از مدتی مشاهده می‌شود که کمک‌های مالی جمع‌آوری
شده سر از حساب‌هایی شخصی در بانک‌ها در می‌آورد. همچنین سازمان‌هایی که به نام
نجات و کمک به آسیب‌دیدگان آمده‌اند، در رابطه با کشته شدگان، کودکان و زنان و حتی
دارو و درمان و نان تجارت می‌کنند و موادی را به آسیب‌دیدگان می‌رسانند که تاریخ
مصرف آن‌ها گذشته ولی با هزینه‌های هنگفت که توسط افراد خیّر پرداخت شده است.

البته سازمان‌های کمک‌رسانی غربی دیگری هم هستند که به وظیفه انسانی خود عمل می‌کنند اما لیست مافیای کمک‌رسانی بسیار طولانی و گسترده است، به گستردگی دردها و رنج‌های افرادی که در حوادث طبیعی و غیر طبیعی مانند جنگ‌ها آسیب دیده‌اند و در این رابطه استثنایی بین سازمان‌های داوطلبانه، دولتی و وابسته به سازمان ملل وجود ندارد همان‌گونه که به تازگی برخی از این سازمان‌ها نیز به بردن غذاهای تاریخ مصرف گذشته به یکی از شهرهای محاصره شده در سوریه اعتراف کردند، این امر مصیبت بسیار بزرگی است.

البته سازمان‌های کمک‌رسانی غربی دیگری هم هستند که به وظیفه انسانی خود

ادامه نوشته

رابطه نفت ليبي و استقرار اين كشور

بسمه تعالي

رابطه نفت ليبي و استقرار اين كشور

ليبي كشوري است كه با سه كشور مصر ، الجزاير و تونس هم مرز است و و اگر اوضاع در اين كشور از هم گسيخته شود ، لاجرم بر همسايگانش نيز تاثير عميقي خواهد گذاشت . همچنين موقعيت استراتژيك اين كشور در منطقه جنوب درياي مديترانه بر اهميت موضوع امنيت عمومي و استقرار اوضاع اين كشور مي افزايد .

در چنين شرايطي بسياري از تحليلگران منطقه با نوشتن مطالبي با عناوين زير موضوع تقسيم ليبي را به صورت جدي مطرح كرده اند :

· ديگر امكان دور كردن اشباح تقسيم وجود ندارد .

ادامه نوشته

ترجمه شعر شاعر الجزايري (متن شعر غزل طارق مغنم ):

الشاعر طارق مغنم

قصیدة القدس بمناسبة یوم القدس العالمی 11/4/ 1395 الموافق لـ 30/6/2016

إقامة سعادة السفیر الإیرانی

===============

ترجمه شعر شاعر الجزايري (متن شعر غزل طارق مغنم ):

في زمن قاتم لونه  ( در زمانه تيره و تار )

 في وطن عربي أصله   ( در سرزميني كه اصالتاً عربي است )

 حط هذا الزمان رحاله   ( اين زمان بار خود را زمين گذاشت )

 المعروف في الحضارات القديمة  ( در بين تمدنهاي قديمي معروف است )

 أنها مهما عمرت لابد أن تدفن في المجهول(هرقدر هم عمر كني بازهم ناشناخته دفن مي شوي )

 حيث  تتذكره الجدران و الحجارة تنساه  ( به گونه اي كه ديوار اورا به ياد مي اورند و سنگ فراموشش مي كند )

حيث تدون قصصه الكتب و الحبر يجهله ( به گونه اي كه كتابها ، داستانهايش را تدوين و مركب قلم فراموشش مي كرد )

هل يعلم أجدادنا أننا بعنا حضارتنا (آيا اجداد ما مي دانند كه ما تمدن مان را فروختيم؟)

 بعنا شرفنا مروءتنا ديننا وطننا (شرف مان ، مردانگي مان ، دين مان و ميهن مان را فروختيم )

 كرامتنا عزتنا عروبتنا إسلامنا ( كرامت و بزرگي مان ، عزت مان ، عرب بودن مان و اسلام مان را [فروختيم‌‍ ‍‍] )

 في سوق لم يعطنا حتى نصف ثمننا ( در بازاري كه حتي نصف بهاي مان را به ما نمي دهد )

 بثمن زهيد بخص بعنا قدسنا ( به قيمت بسيار كم قدس مان را فروختيم )

 نعم بعنا قدسنا في سوق النخاسة ( آري قدس مان در بازار مكاره فروختيم )

 في أسواق الأعراب القدامى ( در بازار پيش كسوتان عرب )

 أعتذر فالأعراب لم يبيعوا مكتهم  (

 و لم ينحنوا لغزاة جاؤوهم زمرا   (و در برابر  گروههاي متجاوز سر خم نمي كنند )

 هم كفرة فجرة و نحن مادا   ( آنها كافر و ملحد هستند ، ما چه هستيم ؟ )

 أكفرنا بعد إسلامنا    ( آيا بعد از مسلمان شدن ، كافر شديم ؟ )

 أتهنا عن عقيدتنا    ( راه و روش عقيده خودمان را گم كرديم )

 سلمنا قدسنا تحت قبة إتحادنا ( زير گنبد متحد شدن مان ، قدس را به ديگران سپرديم )

 و نحن نصفق على أعرابي يقول ( و ما براي يك عربي كف مي زنيم كه مي گويد : )

 فلنتحد من أجل تدمير عروبتنا  ( متحد شويم براي از بين بردن عرب بودن مان )

 نحن بأمس الحاجة إلى أيام نذكر فيها أنفسنا أننا خنا القضية ( و ما به شدت به روزهايي نياز داريم تا به ياد بياوريم كه ما در رابطه با مسئله [ قدس ] خيانت كرديم )

 و مزقنا االرسالة و رحنا في موائدهم نرقص على أنغام غربية  ( و عهد نامه خود را پاره كرديم ، و رفتيم بر سر سفره هاي انها ، با آهنگهاي غربي برقصيم )

 على سولفاج نوطت الحب للإسلام فيه عبرية (

 على سيمفونيات يهودية خطت حدود أمتنا العربية

 ما نفع البكاء على الأطلال  ( گريه بر تپه ها چه ارزشي دارد ؟ )

 و تلاوة كلمات الأسى على من رحلوا( و گفتن سخنان غم الود پيرامون كساني كه رفتند )

 ما نفع خطابات الرجولة   ( سخنرانيهاي مردانه چه ارزشي دارد؟ )

 ما نفع دعاويكم الخجولة ( درخواستهاي شرم آور و بي ارزش شما چه فايده اي دارد ؟ )

 ما نفع صلاتكم على غائب مات مقتولا أو مات شهيدا ( نماز شما بر مرده اي كه عادي بميرد و يا شهيد شود ؟ )

 ما نفع ترتيل القرآن ترتيلا ( خوان قرآن با صوت و لحن چه ارزشي دارد ؟ )

 وما نفع حتى ترانيم المسيح على البطولة ( حتي سرودهاي مسيح براي قهرمانيها هم جه فايده اي دارد ؟ )

 وها نحن نحتفي بقدسنا محتلا ( و ما دور قدس خودمان، در حاليكه اشغال شده است ،  جمع مي شويم )

 إلا متى نبقى كصحراء قاحلة  ( تا كي مانند صحراي بي آب و علف باقي مي مانيم ؟)

 لا تسكنها سوى أشباح الصمت  ( كه غير از شبح هاي سكوت ، در آن ساكن نيست ) 

 إلى متى يبقى القدس وحيدا  ( تاكي قدي تك و تنها باقي مي ماند ؟ )

 يداوي الجرح منفردا  ( زخمش را به تنهايي مداوا مي كند )

 هدا الزمان لن ينسى  ( اين زمانه هرگز فراموس نمي كند )

 و في مزابل التاريخ سيقتات حتى لا ين

آن الأوان ياقوم أن نتحد  (زمان آن فرا رسيد كه متحد شويم )

 ونعلن راية القدس راية واحدة ( و فقط پرچم قدس را به اهتزاز در آوريم )

 كما قالها الإمام الخميني  ( همانگونه كه امام خميني "ره" آن را گفت )

 وجب أن نسترجع قدسنا  ( واجب شد كه قدس مان را باز پس گيريم )

ادامه نوشته

دولت مغرب با ثروت اندوزي غير مشروع مبارزه مي كند

مبارزه با ثروت اندوزي غير مشروع 

دولت مغرب با ثروت اندوزي غير مشروع مبارزه مي كند

17 حزيران (يونيو) 2016 - سياسة

بسمه تعالي  

 حكومت مغرب به رهبري عبد الله بنكيران ، 110 كارمند متخلف
را به تهمت ثروت اندوزي غير مشروع مجازات مي كند .

بنابر قانون جنايي كه هفته گذشته در دولت عبدالله بنكيران به تصويب رسيده است بر همه كارمنداني نامشان در ليست اعلام اجباري آمده است و تعداد انها 110 هزار نفر مي باشد ،  اجرا خواهد شد

ادامه نوشته

عبارات مستهجن روي لباسهاي وارداتي

بسمه تعالي

عبارات مستهجن روي لباسهاي وارداتي

محمد هادي تسخيري

هرگاه كه موضوع  حساس و بسيار مهم " نفوذ " مطرح مي گردد ، اذهان به سرعت به سمت فضاي مجازي و سايبري مي رود ، و تصور مي شود كه تنها راه نفوذ دشمنان در جامعه هاي اسلامي و ايراني ، اين مجراي بسيار ناامن و بسيار آسان از نظر دسترسي مي باشد كه همينطور هم هست ، به ويژه پس از اينكه شبكه هاييي مانند " وات ساپ " و " انتگرام " و .... در بين كابران ايراني مورد استفاده گسترده قرار گرفت ، اما اخيراً دشمنان انسانيت و مروّجان بي بندباري كه ايمان مردم را مورد هدف قرار داده اند ، راه ديگري را مجدداً مد نظر قرار داده اند و توانسته اند با استفاده از جهل و بي اطلاع بودن مردم از نقشه هاي شوم آنها ، از طريق اين راه به برخي از جامعه هاي اسلامي نفوذ گسترده بيابند به گونه اي كه زمينه سوء استفاده برخي را ايجاد كردند و در نتيجه اين نفوذ و تهاجم به اعتقادات و مفاهيم اخلاقي انساني و اسلامي به صورت گسترده تري در اين كشور اسلامي تحقق يابد .

ادامه نوشته

توطئه هايي به نام كمك هاي خيرييه در سراسر جهان

بسمه تعالي

توطئه هايي به نام كمك هاي خيرييه در سراسر جهان

توسط موسسات خيريه مسيحي ، يهودي و صهيونيستي

به رهبري آمريكا و غرب

بر عليه موسسات خيريه اسلامي

                                                         محمد هادي تسخيري

                                                               تير ماه 1395

هنگامي كه مشكلات و دردها بوجود بيايد ، گروههاي كمك رسان از هر سو مي رسند ، اما مافياي تجارت بواسطه دردها و گرفتاريهاي انسانها  هر روز بيشتر مي شود مانند زياد شدن مگسان پيرامون مردار ، كه با شعار هاي فريبنده و به ظاهر انساندوستانه و دفاع از حقوق بشر وارد صحنه مي شوند ولي پس از مدتي مسشاهده مي شود كه كمك هاي مالي جمع اوري شده سر از حسابهايي شخصي در بانگها در مي آورد همچنين سازمانهايي كه به نام نجات و كمك به اسيب ديدگان آمده اند ، در رابطه با كشته شدگان ، كودكان و زنان و حتي دارو و درمان و نان تجارت مي كنند و موادي را به آسيب ديدگان مي رسانند كه تاريخ مصرف انها گذشته است ولي با هزينه هاي هنگفت كه توسط افراد خيّر پرداخت شده است . البته سازمانهاي كمك رساني غربي ديگري هم هستند كه به وظيفه انساني خود عمل مي كنند اما ليست مافياي كمك رساني بسيار طولاني و گسترده است ، به گستردگي درد ها و رنجهاي افرادي كه در حوادث طبيعي و غير طبيعي مانند جنگها آسيب ديده اند ، و در اين رابطه استثنايي بين سازمانهاي داوطبانه ، دولتي و وابسته به سازمان ملل وجود ندارد همانگونه كه اخيرا برخي از اين سازمانها نيز به بردن غذا هاي تارخ مصرف گذشته به يكي از شهر هاي محاصره شده در سوريه اعتراف كردند ،  اين امر مصيبت بسيار بزرگي است . 

سبتامبر گذشته  توافق شد كه زير نظر سازمان ملل ، فشار بر مردم ساكن شهر محاصره شده الزبداني كه در اختيار ارتش آزاد سوريه بود و دو روستاي شيعه نشين كه تحت كنترل دولت مركزي مي باشند ، كم شود . و بنابر اين توافق سازمان ملل محموله حاوي " بيسكويت نيرو زا " به مقدار 650 صندوق به اين منطقه ارسال نمود كه بعداً مشخص شد كه نيمي از اين محموله بيسكويت هاي تاريخ مصرف گذشته و يا فاسد بودند كه (سازمان ملل )با اين كمك ها به جاي اينكه به مردم آنجا كمك كند انها را مي كشت !!

سازمان ملل به حادثه فوق اعتراف كرد ، همنگامي كه " يعقوب الحو " هماهنگ كننده مقيم سازمان ملل در امور انساني در سوريه گفت : متاسفانه به سازمان ملل اعلام گرديد كه تاريخ مصرف 320 از 650 صندوق بيسكويت هاي نيرو زا كه در تاريخ 18 اكتبر 2015م به شهر الزبداني ارسال شده بود، در تاريخ سبتامبر 2015م به پايان رسيده بود. " الحلو " افزود : مي توانيم تاكيد كنيم كه اين امر بر اساس اشتباه انساني و به هنگام ارسال بار محموله صورت گرفته است .

" الحلو " در ادامه گفت : و براي آسيب نرسيدن به مردم ، از موسسات درخواست كرديم كه بيسكويت هاي تاريخ مصرف گذشته را جداكنند تا در نزديك ترين فرصت اين كمبود را جبران كنيم .

و اين مورد اولين بار نبود كه در ميان كمك هاي ارسال سازمان ملل و سازمانها كمك رسان غربي ، مواد غذايي تاريخ مصرف گذشته در آن كشف مي شود ،  بلكه اين پرونده بسيار سنگين و قطور است از حوادث و حتي جرائم وارد كردن مواد غذايي تاريخ مصرف گذشته و يا اشباع شده توسط اشعه هاي اتمي ، و بگذاريد خود غربي ها در باره مصاديق اين جنايات سخن بگويند :   

كه نويسنده مقاله در ادامه به موارد متعدد از اين تخلف ها و جرائم از زبان خود غربي ها اشاره مي كند كه براي اختصار فقط به عناوين آنها بسنده مي شود :
1 سادة الفقر  ( بزرگان فقر و تنگدستي )

2 - إمبراطورية العقاقير  ( امپراتوري داروها )

3 - وجه آخر لمافيا الإغاثة ( جهره ديگر مافياي كمك رساني )

4 - كارثة تسونامي  ( حادثه دهشتناك سونامي )

5 - أطفال دارفور ( كودكان منطقه دارفور در كشور سودان  ) 

6 - شعارات ظاهرها الرحمة ( شعارهايي كه ظاهر انها رحمت و لطف است )

7 - المنظمات الغربية في دارفور ( سازمانهاي غربي در دافور )

8 - الحرب على الإغاثة الإسلامية ( جنگ بر عليه كمك رساني اسلامي )

9 - حصار شديد  ( محاصره شديد )

10 - حرية واسعة للمؤسسات الكنسية واليهودية  ( آزادي عمل گسترده براي موسسات خيريه اي مسيحي و يهودي )


با توجه به طولاني بودن مقاله و اهميت بند هاي 8 ، 9 و 10 اين بندها به همراه مقدمه فوق به فارسي ترجمه شده است  :

ضمناً در پايان متن اصلي مقاله نيز پيوست مي باشد .

 8- الحرب على الإغاثة الإسلامية ( جنگ بر عليه كمك رساني اسلامي )

در اين عمليات كمك رساني از يك سو ، دست سازمانهاي و موسسات غربي كاملاً باز گذاشته شده است تا در كشورهاي ما جولان بدهند ، و كارهايي مانند مسيحي كردن و ربودن به نام كمك رساني انجام مي دهند ، و از سوي ديگر غرب حمله بي رحمانه اي بر عليه سازمانهاي كمك رسان اسلامي انجام مي دهد و انها را به حمايت از تروريسم متهم مي كند . و همين روش باعث شد تا بسياري از كانالهاي كمك رساني در كشورهاي اسلامي كاملاً از كار بيفتد و منابع تاميين كننده كمك هاي مالي انها به كلي نابود شود و اگر فعاليتهاي كمك رساني را در كشورهاي آسيب ديده اسلامي مورد بحث و بررسي قرار دهيم ، مشاهده خواهيم كرد كه موسسات كمك رساني با مشكلات و تنگ ناهايي از سوي از سوي دولتهاي خودي كه توسط غرب تحت فشار قرار دارند و يا دولتهايي كه كشورشان مورد اسيب قرار گرفته اند  ، مواجه مي شوند ، و در نتيجه دفاتر اين موسسات كمك رساني اسلامي در كشورهاي اسلامي مانند پاكستان ، افغانستان ، بنگلادش ، كشمير ، چچن و غيره  بسته شده و پروژه هاي آموزشي و اجتماعي و كمك رساني انها تعطيل گرديده است ، در حاليكه مردم آنجا شاهدند كه اين موسسات كمك هاي فراواني به آنها كرده است . علاوه بر آن اين موسسات كمك رساني در كشورهاي اصلي كه دفتر مركزي انها در آنجا قرار دارد نيز تحت فشار دولتهاي خودي هستند ، به گونه اي كه نمي توانند به راحتي كمك ها را جمع آوري كرده و به محتاجين در كشورهاي فقير در جهان برسانند .


9 - حصار شديد  ( محاصره شديد )

برخي از مسئولين مراكز كمك رساني ( نخواستند نامشان را ببرم ) به شخص من گفته اند كه موسسات آنها مورد بازرسي شديد نيروهاي امنيتي غربي قرار مي گيرند و دفاتر حسابهاي انها به شدت تحت مراقبت آنها مي باشد همچنين براي ما مشكل درست مي كنند و ما را از كار باز مي دارند .

به اين ترتيب فعاليت كمك رساني در كشورهاي اسلامي سست و قطع شد و گروههايي هم با ترس و نگراني و مورد اتهام كمك به تروريسم قرارداشتن ، همچنان ادامه فعاليت مي دهند . و تعدادي ديگر از مراكز كمك رساني اسلامي تحت پوشش حكومتهاي خود قرار گرفتند به ااين معني كه كمك هاي خود را جمع اوري كرده و به حكومت خود مي دهند تا خود حكومت به محتاجاني كه مي شناسد تحويل مي دهد . در حاليكه بسياري از مسئولين اين مراكز كمك رسان مي گويند كه اين كمك ها در ميان راه كم مي شود و مقداري از انها به دست مفسدين مي افتد و كمتر به صورت كامل به مستحقين واقعي مي رسد .

 و به اين صورت راه براي موسسات خيريه غربي باز شد تا در ميان پناهندگان و نيازمندان مسلمان به شكار عقايد و دين انها به روند !

يكي از رهبران فعاليتهاي خيري اسلامي مي گويد : 3 هفته بعد از حوادث 11 سبتامبر كميته اي در كشور آمريكا تشكيل شد تا فعاليتهاي خيريه اي اسلامي را تحت نظر بگير و در نتيجه 38 نفر دستگير و به 26 نفر تهمت كمك به تروريسم زده شد ، و 7 ميليون دلار در داخل آمريكا و 16 ميليون دلار در حال حواله شدن براي انجام فعاليتهاي خيريه در خارج ، مصادره گرديد و خبر مصادره اموال موسسات خيريه اسلامي در جهان پيچيد و زمينه براي انجام فعاليتهاي مشابه توسط آمريكا آماده شد . لذا آمريكا گروههاي امنيتي به كشورهاي مختلف اعزام كرد تا فعاليتهاي خيريه اي اسلامي را تحت نظر بگيرند . و همه گزارش ها نشان مي دهد كه در ادامه  از هزينه كردن بيش از 112 ميليون دلار در همه جهان براي كارهاي خيريه اسلامي جلوگيري شد . مهم اين نيست كه مقدار اين مبالغ به چه اندازه است اما مهم اين است كه اين كارها را غرب انجام داده است تا همه بدانند كه تمام موسسات خيريه اسلامي در سراسر جهان مورد هدف هستند .


10 - حرية واسعة للمؤسسات الكنسية واليهودية  ( آزادي عمل گسترده براي موسسات خيريه اي مسيحي و يهودي )

يكي از رهبران فعاليتهاي خيريه اسلامي مي گويد : آنچه كه ماييه تعجب و شگفتي مي شود ، اين است كه فقط فعاليتهاي خيريه اسلامي مورد شك و اتهام قرار مي گيرند و ديگران را از آنها مي ترسانند ، در حاليكه موسسات مشابه مسيحي و يهودي و صهيونيستي مورد حمايت و پشتيباني و تشويق قرار مي گيرند !! و يكي از گزارش هاي آماري در آمريكا نشان مي دهد كه موسسات غير انتفاعي ( داوطلبانه و خيريه ) در اين كشور بالغ بر يك ميليون و نيم موسسه و مركز مي شود كه 47% آنها بر اساس اعتقادات ديني تاسيس شده است .

در كتاب " عطاء آمريكا " ( بخشش هاي آمريكايي ) كه به صورت دوره اي چاپ و منتشر مي شود ، آمده است : فقط سه فرد خيّر ، مبلغ يك ميليارد در سال 2000 م  و مبلغ 7 ميليارد دلار در سال 2001م به اين موسسات مسيحي پرداخت كرده اند .

اما در كشور اشغالگر قدس ، " مركز تحقيقات بخش سوم در رژيم صهيونيستي " كه همان بخش فعاليتهاي خيريه است ، اعلام كرد كه پروژه با بودجه 11 ميليارد دلاري در سال 1995 در زمينه امور خيريه اجرا كرده و اين پروژه تا سال 2002 ادامه داشته است .

و گفته مي شود كه رژيم صهيونيستي هر ساله ، مبلغي معادل 15 ميليارد دلار به عنوان كمك هاي مالي و خيريه دريافت مي كند . 

و مولف كتاب مي گويد كه كارگنان موسسه خيريه " رويه العالم "  (ديدگاه جهان) دريافت كمك هاي انسان دوستانه به افراد نيازمند در كشور سلوادور را مشروط به رفتن آنها به كليساي پروتستانهاي آن كشورساختند  .  همچنين مولف مثال ديگري مي اورد و مي گويد : مردم مسلمان صومالي كه اين برخورد بد اين موسسات را قبول نداشتند ،  آنقدر مامورين كمك رساني غربي را كتك زدند كه آنها مجبور شدند از كشورصومالي بروند . 

::عن مجلة البيان العدد 343 ربـيـع الأول 1437هـ، ديسمبر 2015م.

http://smc.sd/2016/06/%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%82%d8%a8%d9%8a%d8%ad-%d9%84%d9%84%d8%a5%d8%ba%d8%a7%d8%ab%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d8%ba%d8%b1%d8%a8%d9%8a%d8%a9/

تهيه و ترجمه : محمد هادي تسخيري مشاور مدير كل آفريقا و عربي

الوجه القبيح للإغاثة الغربية

كتبه: SMC Editorفى: 2 قبل اسابيعفى: تقارير وملفات

بقلم شعبان عبدالرحمن

عندما تحل المحن والكوارث تتدفق أفواج الإغاثة من كل حدب وصوب، لكن مافيا الاتجار بآلام الناس ومحنهم تتكاثر كما يتكاثر الذباب على الضحايا، متخذة شعارات إنسانية خادعة تسلب الألباب بدعايتها عن الرحمة والتراحم وحقوق الإنسان، ثم يفاجأ الناس بأن التبرعات الطائلة التي تجمعها تتحول مباشرة إلى حسابات خاصة بالبنوك، كما يفاجؤون بمنظمات ترفع شعارات الإنقاذ والإغاثة تتاجر في الضحايا أنفسهم.. في الأطفال والنساء، كما تتاجر حتى في قارورة الدواء وكسرة الخبز التي يتم تقديمها، إذ يتم تقديم إغاثات انتهت صلاحيتها وبفواتير باهظة يدفعها الخيرون لتلك المنظمات التي لا ترحم أحدًا. وبالطبع فإن هناك منظمات غربية تحترم رسالتها وتراعي ضميرها الإنساني وتركز عملها على إغاثة الناس دون أغراض أخرى، لكن قائمة مافيا الإغاثة تطول كما أن سجل المتاجرين بمحن وآلام المنكوبين متخم! ولا يستثنى من ذلك منظمات تطوعية أو منظمات دولية أو منظمات تابعة للأمم المتحدة التي اعترفت مؤخرًا بتورطها في توريد غذاء منتهي الصلاحية لإحدى المدن السورية المحاصرة، وتلك مصيبة كبري. ففي سبتمبر الماضي تم التوصل في سوريا إلي اتفاق برعاية الأمم المتحدة لتخفيف الحصار عن مدينة الزبداني التي يسيطر عليها الجيش الحر، وقريتين شيعيتين تسيطر عليهما قوات النظام في شمال غرب البلاد. وبمقتضى هذا الاتفاق أرسلت الأمم المتحدة شحنة مساعدات تضم 650 صندوقًا من البسكويت عالي الطاقة فتبين أن نصف الشحنة منتهية الصلاحية أي فاسدة وبالتالي بدلًا من أن تغيث المحاصرين تقتلهم!
وقد اعترفت الأمم المتحدة بالواقعة وقال يعقوب الحلو، المنسق المقيم للأمم المتحدة للشؤون الإنسانية في سوريا: إنه «تم للأسف إبلاغ الأمم المتحدة أن 320 من أصل 650 صندوق بسكويت عالي الطاقة أرسلت إلى الزبداني ومضايا في إطار قافلة إغاثة في 18 أكتوبر من العام الجاري (2015م) كانت صلاحيتها منتهية بالفعل في سبتمبر 2015م»، وأضاف الحلو: «يمكننا أن نؤكد أن هذا كان نتيجة خطأ إنساني مؤسف خلال عملية التحميل». وتابع الحلو قائلًا: «وتجنبًا للمخاطر طلبنا من المجتمعات عزل البسكويت المنتهي الصلاحية، ونتخذ كل الإجراءات الممكنة لتعويض الشحنة في أقرب وقت ممكن». ولم تكن تلك هي المرة الأولي التي تُكتشف فيها مواد إغاثية منتهية الصلاحية ضمن إغاثات الأمم المتحدة والمنظمات الإغاثية الغربية، لكن الملف متخم بوقائع وحوادث بل جرائم توريد أغذية ومواد إغاثية منتهية الصلاحية تارة ومشبعة بأشعة ذرية تارة، ولنترك الوثائق والشهود من داخل الغرب نفسه يتحدثون عن ذلك:
1 – سادة الفقر  ( بزرگان فقر و تنگدستي )
يقول جراهام هانكوك في كتابه «سادة الفقر» إن الغذاء المقدم من المجموعة الأوربية كهدية عادة ما تصحبه كثير من الشكاوى من المنتفعين، بناء على قول عضو البرلمان الأوربي «ريتشارد بالف» الذي
قال: إنه من غير المقبول تمامًا أن نقوم بتصدير غذاء لا نأكله نحن أنفسنا. ويضيف الكاتب، في أعقاب انتشار الإشعاع الصادر عن حادث تشرنوبل في روسيا عام 1986م تحولت كميات من الأغذية الملوثة التي تعتبر غير قانونية في أوربا إلى شحنات إغاثة.
علاوة على ذلك في عام 1988م أجبرت مجموعة من الدول الإفريقية المسحوقة لرفض أغذية من المجموعة الأوربية لأنه ثبت أنها ملوثة تلوثًا خطيرًا، وينقل الكاتب مما قاله لآري سايمون المسؤول عن أوكسفام أميركا:
في أوقات الكارثة تتدحرج إلينا كل أنواع القاذورات، حيث قدمت إحدى المنظمات التطوعية الأميركية الخاصة الغذاء للجوعى، 91 طنًّا من الأدوية والأغذية المنقذة للحياة إلى كمبوشيا إبان المجاعة الكبرى 1979-1980م، فكان الغذاء قديمًا لدرجة أن أصحاب حدائق الحيوان رفضوا إعطاءه لحيواناتهم، كما أن فعالية الأدوية كانت منتهية قبل خمس عشرة سنة! وقامت منظمات الإغاثة بشحن 800 حقيبة من أغذية الأطفال الفاسدة إلى معسكرات اللاجئين في هندوراس، كما شحنت 51 ألف طن من الأغذية الأوربية إلى مناطق موزمبيق المتأثرة بالمجاعة في إفريقيا، وعند وصول تلك الشحنة وجد أنها قديمة ومليئة بالحبوب المكسرة والأوساخ والطين وغير صالحة للاستهلاك، ومثال آخر شحنة من الذرة الشامية 62 ألف طن أرسلت كمساعدة إلى النيجر تبين بعد فحصها أنها لا يمكن أن تكون مقبولة حتى غذاء للحيوانات.
في سنة 1982م رفضت جيبوتي التي خربها الجفاف شحنة إغاثة من السوق الأوربية (974 ألف طن) التي كانت مصممة على فرض شحنتها الغذائية على الإفريقيين الجائعين بأي طريقة، وأخيرًا قبلت «زائير» الشحنة نفسها بعد عامين في 1984م.
وفي عام 1983م أوقفت المغرب استخدام 240 طنًّا من الشحوم لصناعة الصابون، تبين أن الزيت يحتوي على أربعة أضعاف لأعلى معدل جرثومي مسموح به، وفي العام نفسه أتلفت تونس 345 طنًّا من زيت شحوم أخرى أكثر خطورة لاحتوائه على نسبة عالية من البروكسيد ولتلوثه بالديدان في حين أن الشحوم الأوربية التي سمح ببيعها إلى ليبيا وهي دولة نفطية في عام 1986م وبسعر مخفض (16 بنسًا) كانت سليمة في صفقة تقدر بسبعة ملايين جنيه متضمنة 700 طن من لحوم مخفضة السعر.
2 - إمبراطورية العقاقير  ( امپراتوري داروها )
وقد ذكرت مجلة «الأوربية» الصادرة في بريطانيا عدد 27 سبتمبر 2001م تقريرًا عن بعض هذه الأخطاء، وأن الدوافع للمساعدات تنعش إمبراطورية العقاقير الدوائية وأوردت بعض الإحصائيات فقالت:
وصلت إلى البوسنة والهرسك خلال الحرب الطاحنة في التسعينات مساعدات دوائية وطبية يعود تاريخ تصنيعها إلى الحرب العالمية الثانية!
حيث تؤكد منظمة «أطباء بلا حدود» أن60% من الأدوية التي وصلت إلى البوسنة والهرسك خلال سنوات الحرب الأخيرة لم تكن صالحة، وبحسب بيانات المنظمة فإن 17 ألف طن منها لم يكن صالحًا أو موافقًا للمعايير العالمية
وأن المتبرعين بها قد ربحوا 25 مليون دولار هي نفقات التخلص منها في بلادهم.
كما بلغت كلفة إتلاف المساعدات الدوائية غير الصالحة التي وصلت إلى البوسنة والهرسك خلال سنوات الحرب (1992-1996م) قرابة 34 مليون دولار، بينما كانت قيمة هذه الأدوية الفاسدة في الكشوف الرسمية 17 مليار دولار بحسب تقديرات وتقارير منظمة أطباء بلا حدود.
منظمة «مشروع الأمل» الأميركية تبرعت لمتضرري حرب كوسوفا في ربيع عام 1999م بأدوية قيمتها المعلنة مليون ونصف المليون دولار، وعند فتح الصناديق في الميدان اكتشفت فرق الإغاثة أنها لم تكن أكثر من مواد تجميل وأقراص لتخفيف آلام الرأس.
كما تؤكد منظمة الصحة العالمية أن نصف الأدوية التي وصلت إلى متضرري حرب كوسوفا عام 1999م على هيئة مساعدات لم تكن صالحة بعد أن انتهت مدة صلاحيتها أو قاربت على الانتهاء.
إن حملات جمع التبرعات الدوائية في الدول الغربية والتي كانت تجرى لصالح البلدان المنكوبة في العالم الإسلامي كانت مناسبة انتهزتها بعض الشركات لتخليص مستودعاتها من العقاقير الدوائية الكاسدة والمتقادمة وغير المجدية.
وفي عام 2002م أرسلت الولايات المتحدة الأميركية عن طريق منظمة الغذاء العالمي التابعة لهيئة الأمم المتحدة 12 ألف طن من الذرة المعدلة وراثيًّا إلى زامبيا للتخفيف من آثار المجاعة، وعندما اكتشفت الحكومة الزامبية ذلك رفضت هذه المساعدات، وقال الرئيس الزامبي: أفضل أن يجوع الزامبيون ولا يأكلون أطعمة معدلة وراثيًّا!
وبعد أيام قلائل قبلت خمس دول إفريقية هذه المواد الغذائية المعدلة وراثيًّا بسبب شدة المجاعة.
3 - وجه آخر لمافيا الإغاثة ( جهره ديگر مافياي كمك رساني )
ولنتوقف أمام بعض النماذج الصارخة من تلك المنظمات والمؤسسات التي ترفع شعار الإغاثة وتخفي خلف شعاراتها الإنسانية وجهًا قبيحًا يندي له الجبين الإنساني خجلًا:
في أواخر عام 1989م عندما وقعت البوسنة والهرسك على أيدي قوات الصرب التي ارتكبت بحق المسلمين أشرس حملة تطهير عرقي شهدتها أوربا في القرن العشرين، يومها هام أكثر من مليون ونصف المليون مسلم على وجوههم في الغابات والطرقات وداخل عربات القطارات والصالات الرياضية التي اتخذوها ملاجئ فرارًا من المذابح. حينها لاحت الفرصة للمنظمات الإغاثية الغربية المرتبطة بالكنيسة في جميع دول أوربا تقريبًا لتحاول التقاط هؤلاء اللاجئين المنكوبين، وبالفعل تدفقت هذه المنظمات إلى العاصمة الكرواتية «زغرب» حيث تجمع معظم اللاجئين البوسنيين، فكرواتيا تشترك مع البوسنة في حدود طويلة بل إن البلدين ظلا ضمن كيان واحد هو يوغوسلافيا الموحدة فترة طويلة امتدت لسبعين عامًا.
في تلك الآونة وخلال حرب التطهير العرقي الصربية ضد المسلمين كنت هناك أستطلع أبعاد تلك الكارثة التي حلت بمسلمي البوسنة. وتواترت الأنباء عن انعقاد مؤتمر إغاثي كبير في العاصمة الكرواتية زغرب شاركت فيه كل دول أوربا تقريبًا بزعم إنقاذ أهل البوسنة وإغاثتهم. وقد حضرت ذلك المؤتمر الذي افتتحه يومها رئيس الوزراء الكرواتي لكنني فوجئت بغياب سياسي أوربي واضح عن ذلك المؤتمر، بينما كان كل الحاضرين قساوسة وكرادلة يمثلون كل الطوائف المسيحية في أوربا، جاؤوا لاقتسام الغنيمة وبحث سبل التعامل مع هذا العدد الهائل من اللاجئين المسلمين ولم يكن هناك مسلم واحد يمثل أهل البوسنة
سوى مسؤول بوسني وحيد حضر على استحياء، لكن وجود الشيخ جمال قطب مندوب شيخ الأزهر في ذلك الوقت الشيخ جاد الحق علي جاد الحق يرحمه الله ضمن وفد إغاثي مصري كسر حدة الموقف، حيث جلس بعمامته البيضاء بين عشرات القساوسة بعمائمهم السوداء مثل مفاجأة لهم حيث صدرت امتعاضات خافتة من بعضهم.
يومها استقر النقاش في ذلك المؤتمر على توجيه كل الإغاثات المرصودة من الحكومات ومؤسسات المجتمع المدني الغربية إلى الكنائس لتقوم بتنظيم توزيعها وفق أجندتها.
وتحولت الكنائس في كرواتيا إلي ملاجئ للمسلمين وأماكن لتوزيع الإغاثة والبقية معروفة
وهي اصطياد هؤلاء المنكوبين ومحاولة خلعهم من دينهم، تلك هي فلسفة الإغاثة الغربية في معظمها، لا شيء يقدم مجانًا وإنما بمقابل والمقابل المطلوب من المسلم هو عقيدته.. وهكذا يتكرر السيناريو نفسه مع كل محنة وكارثة تنزل بالمسلمين في أقطار الأرض، وما يلاقيه اللاجئون السوريون في أوربا اليوم مثال واضح.
وغني عن البيان أن هناك منظمات تمارس عملها الإغاثي بمهنية وضمير مهني إنساني راقٍ تكرس كل رسالتها للإغاثة وإنقاذ الضحايا بغض النظر عن دينهم.
4 - كارثة تسونامي  ( حادثه دهشتناك سونامي )
وعندما اجتاحت كارثة تسونامي 13 دولة مطلة على المحيط الهندي في 24 ديسمبر 2004م كانت إندونيسيا من أكثر الدول المنكوبة، حيث فقدت نحو 285 ألف قتيل ومفقود وفق الحصيلة النهائية الصادرة عن وزارة الصحة الإندونيسية.
وعاشت إندونيسيا يومها أزمة حقيقية، حيث تسللت إلى هناك عشرات المؤسسات الخيرية الغربية، منها ما وصل للإغاثة ومنها ما هرع للتنصير أو خطف الأطفال وبيعهم في أسواق التجارة.
وقد أكدت الأمم المتحدة وجود مؤشرات على ذلك، ونقلت برايت لوند هينركسن، رئيسة وحدة حماية الأطفال باليونيسيف في إندونيسيا، عن الشرطة الإندونيسية تأكيدها ضبط حالة اتجار في طفل عمره أربعة أعوام.
ونسبت هينركسن إلى أحد العمال في منظمة غير حكومية مشاهدته لنحو 100 طفل رضيع تم نقلهم بقارب سريع في منتصف الليل في إقليم آتشيه (أكثر الأقاليم الإندونيسية المنكوبة). كما نقلت صحيفة واشنطن بوست الأميركية في عدد 13 يناير 2005م عن فينون بريوير رئيس منظمة وورلد هلب
World Help التنصيرية العالمية الأميركية قوله في أحد المؤتمرات الصحافية، إن منظمته نقلت نحو 300 يتيم إلى خارج آتشيه، لكنه حاول نفي ذلك فيما بعد دون جدوى.
وقد أكد الأمين العام للمجلس الإندونيسي للعلماء د. زين شمس الدين معلنًا أنه شاهد متطوعي تلك المنظمة ينتشرون في آتشيه لاصطياد الأيتام.
وهو ما يعد دليلًا قويًّا على أن كثيرًا من منظمات الإغاثة الغربية تتجشم الصعاب بالذهاب إلى مناطق الكوارث والأزمات ليس بدافع الإغاثة وإنما بهدف التنصير عن طريق الإغاثة!
5 - أطفال دارفور ( كودكان منطقه دارفور در كشور سودان  ) 
لكن ما جري في دارفور منذ سنوات يعد مثالًا فجًّا ومفزعًا على عقلية التجارة في محن الناس والتكسب من آلامهم وتكديس الثروات على أشلائهم ومحاولة سرقة عقيدتهم بل وحشد الضغوط السياسية لسرقة وطنهم، ولم يعد الأمر سرًّا فقد كشفت الوقائع على الأرض والوثائق وشهادات المسؤولين السودانيين بأدلة دامغة أن معظم منظمات الإغاثة الغربية تدفقت إلى هناك بدافع التجسس والتنصير والاتجار في الأطفال وتحويل تلك المحنة الإنسانية إلى سوق تجارية من جانب وصفقة سياسية لابتزاز السودان ومساومته على مواقفه المعارضة للسياسات الغربية من جانب آخر.
وللتدليل على ذلك نتوقف أمام أشهر منظمتين غربيتين تعملان هناك:
الأولى: منظمة «أرش دو زوي»
Arche de Zoé، والثانية: منظمة «التحالف من أجل إنقاذ دارفور» save darfour.
فمنظمة «أرش دو زوي» بمعنى قوس الحياة، هي منظمة فرنسية غير حكومية أسسها رجل الإطفاء الفرنسي أريك بروتو، في يناير 2005م برزت على السطح في إندونيسيا خلال كارثة تسونامي التي حدثت قبل تأسيس تلك المنظمة بشهر واحد (ديسمبر 2004م). وقد أحاطت تلك المنظمة نفسها منذ نشأتها بهالة من الدعاية عن دورها الإنساني الكبير في العناية بالأطفال المنكوبين وحازت بناء على تلك الدعاية ثقة قطاعات عريضة من المهتمين بالعمل الإغاثي في الغرب، وانخدع بتلك الدعاية العديد من الأنظمة في الشرق. فعند تأسيسها أعلنت تلك المنظمة أن هدفها هو إغاثة ضحايا إعصار تسونامي من الأطفال الإندونيسيين. كما قدمت نفسها عبر موقعها الإلكتروني على أنها منظمة غير ربحية تعمل لصالح اليتامى، لكن تلك المنظمة ظلت متخفية وراء شعاراتها البراقة عن العناية بالطفولة حتى تم اكتشاف حقيقة أنشطتها وأهدافها عندما تم ضبطها متلبسة بسرقة 103 من أطفال دارفور عند الحدود السودانية التشادية. فبعد انتهاء مهمتها في إندونيسيا بين الأطفال ضحايا تسونامي دون أن ينكشف شيء من أمرها توجهت إلى دارفور وسط حملة دعائية مكثفة عن مهمتها الإنسانية الجديدة لإنقاذ أطفال دارفور واستحثت العالم الغربي على سرعة التحرك عبر شعار رفعته وروجت له كثيرًا وبطريقة مكثفة، يقول: «أنقذوا أطفال دارفور في الوقت المناسب فسيموتون خلال أشهر». وبالطبع فإنقاذًا لهؤلاء الأطفال من الهلاك أعلنت على موقعها في يونيو 2007م اعتزامها نقل ألف طفل من دارفور إلى فرنسا على مراحل.
6 - شعارات ظاهرها الرحمة ( شعارهايي كه ظاهر انها رحمت و لطف است )
وصدق العالم شعارات تلك المنظمة التي يقطر ظاهرها الرحمة ويخبئ باطنها إجرامًا ووحشية بحق هؤلاء الأطفال، فلم يعرف أحد بعد أنها تخفي وراء تلك الكلمات أغراضًا تجارية وربحية بشعة من خلال الاتجار بهؤلاء الأطفال وبيعهم في فرنسا وغيرها من الدول الأوربية، فقد عملت على تجميع مئات الأطفال بدعوى إنقاذهم من الحروب. وفي إحدى عملياتها التي تم ضبطها وبالتالي فضيحتها في العالم قامت بتجميع 103 من أطفال دارفور تتراوح أعمارهم بين سنة واحدة و8 سنوات في مدينة أبيشي شرقي تشاد تحت لافتة «يتامى دارفور»، وفي سرية تامة قامت تلك المنظمة بالاتصالات بعائلات أوربية من فرنسا وبلجيكا الراغبة في استضافة هؤلاء الأطفال وامتلاكهم، واتضح من الخطابات المتبادلة بين المنظمة والأسر التي يتم ترويج الأطفال لها أن عمليات البيع هي لأطفال «لاجئين» وليسوا «أيتامًا» يتم البحث عمن يتبناهم، فقد ثبت أن آباءهم معظمهم أحياء يرزقون، وسارت صفقة البيع في طريقها دون أن يكشفها أحد ودفعت كل أسرة تريد طفلًا ما بين 1500 و8 آلاف يورو عن الطفل، لكن العملية برمتها انكشفت في اللحظات الأخيــرة يــوم 27/10/2007م عندمــا كان الجناة على وشك الإقلاع من مطار أبيشي بصحبة أولئك الأطفال على متن طائرة بوينغ مؤجرة من شركة «جيرجيت» الإسبانية. وقامت السلطات التشادية باعتقال الضالعين فيها وهم: تسعة فرنسيين ستة منهم أعضاء في المنظمة ومن بينهم أريك بروتو رئيس المنظمة، وثلاثة من الصحافيين، إضافة إلى طاقم الطائرة الإسبانية المؤجرة وهم سبعة من الإسبان (ثلاثة رجال وأربع نساء).
يومها تفجرت فضيحة مدوية للمنظمة التي ظلت تخدع الناس بسمو أهدافها وتفانيها في إنقاذ الطفولة بينما تقوم في الحقيقة بإخراج هؤلاء الأطفال من محنة إلى محنة أشد وأكثر إيلامًا، محنة الاستعباد والتداول كالسلع بالضبط وفي غالب الأحيان ينتهي بهم المقام إلى المشارح لتقطيعهم وبيع أعضائهم قطعة قطعة!
الفضيحة طالت الحكومة الفرنسية على أوسع نطاق وقد حاولت التبرؤ منها في البداية ولكن دون جدوى، فقد شوهد الرئيس الفرنسي نيكولا ساركوزي يتوجه بسرعة إلى تشاد ويعود إلى باريس في اليوم نفسه وبصحبته المتهمون الفرنسيون بعد أن ضغط على النظام التشادي لتسليمهم له وعدم تقديمهم للقضاء ثم تواردت الأدلة عن علم السلطات الفرنسية بتفاصيل أنشطة هذه المنظمة الإجرامية، فقد أكد مصدر أمني تشادي أن المتهمين كشفوا أن سيليسيا (زوجة الرئيس الفرنسي في ذلك الوقت، مطلقته حاليًا) تدعم تلك المنظمة ثم اتضح أن الرئيس نفسه يدعمها بدليل تحركه بسرعة لإنقاذ المتهمين من المحاكمة في تشاد.
وكشفت صحيفة «لوموند» الفرنسـية أن وزيــرة الدولــة بالخارجية خاطبت منظمة «أرش زو»، قبل انكشاف فضيحتها بثلاثة أشهر، خاطبتها لمساندة المنظمات الناشطة في مجال العمل الإنساني! ذلك ما ظهر وانكشف عن تلك المنظمة وما خفي كان أعظم.
7 - المنظمات الغربية في دارفور ( سازمانهاي غربي در دافور )
ولم تكن تلك المنظمة الفرنسية الوحيدة التي تقوم بنشاط مشبوه بين أبناء دارفور، وإنما هناك العشرات بل مئات المنظمات الغربية الأخرى تقوم بأنشطة مشابهة وتصول وتجول هناك تحت ستار الإغاثة، والإغاثة منها براء. ويبلغ تعدادها 258 منظمة أجنبية تضم حوالى 15 ألف عضو وهي تعمل – بالإضافة لعملها في دارفور – بين اللاجئين ومنهم حوالى 200 ألف نسمة يعيشون في تشاد على الحدود مع دارفور!
وتقول مصادر سودانية رسمية إن تلك المنظمات حصلت على إعفاءات جمركية تزيد عن 350 مليون دولار خاصة باستيراد الآليات.
ذلك في الوقت الذي لم يتجاوز وجود المنظمات الإسلامية غير السودانية 12.5% من عدد المنظمات العاملة هناك، وقد وصلت تلك المنظمات إلى المنطقة متأخرة عن المنظمات الغربية التي احتكرت مناطق تواجدها وتمنع غيرها من الدخول إلا بإذن منها.
وأثناء زيارة للسودان كشف لي مسؤول رفيع – خلال حوار مطول عن دارفور – أن عددًا من الدول التي وعدت بتقديم إغاثات عاجلة لدارفور لم توفِ بما وعدت ومنها دول عربية، وذلك استجابة للضغط الأجنبي حتى يتم إفساح المجال للإغاثة الغربية لتنفذ أجندتها الخاصة، كما كشف ذلك المسؤول أن سفيرًا أجنبيًّا في إحدى الدول العربية حاول الضغط على إحدى الجهات الإغاثية الكبرى التي سيرت عددًا من القوافل الإغاثية الجوية إلى دارفور بألا تقوم بتوصيل هذه الإغاثات إلى دارفور مباشرة والاكتفاء بتوصيلها إلى الخرطوم! والمعلوم أن الخرطوم تبعد عن دارفور آلاف الكيلومترات، وقد رفضت تلك الجهة بشدة طلب ذلك السفير ولو أجابت طلبه لتعرضت تلك الإغاثات إلى التلف ولتأخر وصولها أسابيع عديدة.. ماذا يريدون بالضبط من دارفور التي يتباكون عليها، هل فعلًا يريدون إغاثتها؟!
وتؤكد الوقائع الماثلة على الأرض أن تلك المنظمات الكثيرة المتزاحمة هناك لم تكن لإغاثة دارفور، فليس لمعوناتها أثر واضح على أهل دارفور بل إن برنامج الغذاء العالمي أعلن أن أغلب المانحين الغربيين لم يلتزموا بتعهداتهم تجاه دارفور، الأمر الذي يضع علامات استفهام كثيرة أمام الهدف من تواجد تلك المنظمات الغربية ودورها هناك.. هل حقًّا للإغاثة أم لتحقيق أجندات أخرى بعيدة عن الإغاثة والتراحم؟!
وقد لعبت المنظمات الإغاثية الغربية دورًا كبيرًا في تغذية الاضطرابات في السودان، منذ اندلاع أول تمرد عسكري في جنوب السودان عام 1955م، مرورًا بكل دورات الحرب الأهلية في الجنوب من عام 1962م وحتى 1983م، وما حدث في جبال النوبة، وانتهاء بما جري في دارفور.
ويرجع السبب في التركيز الغربي على السودان إلى امتلاكه لثروات طبيعية ضخمة ثم ظهور النفط بقوة، إضافة إلى العديد من الثروات المعدنية الأخرى أبرزها اليورانيوم والنحاس في دارفور، كما أن السودان معروف تاريخيًّا وجغرافيًّا بأنه بوابة الإسلام إلى العمق الإفريقي، لذا فقد كانت محاولة إغلاق تلك البوابة الهدف الأكبر للكنيسة العالمية.
ولذلك تم التخطيط بدهاء لإغراق السودان في غابة كثيفة من المشكلات والحروب الداخلية وفي الوقت نفسه مواصلة الضغط الغربي والدولي لمحاولة تركيعه وقبوله للأجندة الغربية والدخول في حظيرة المشروع الغربي الاستعماري، لكنه رفض وفضل المقاومة والصمود في ساحات تلك المعركة الطويلة.
8 - الحرب على الإغاثة الإسلامية ( جنگ بر عليه كمك رساني اسلامي )


من جهة أخرى فإنه في الوقت الذي يتم فيه إطلاق العنان للمنظمات والمؤسسات الغربية الإغاثية لتصول وتجول في بلادنا، وتمارس عمليات التنصير والخطف للمنكوبين في كل أرض مسلمة حلت بها كارثة يشن الغرب حملة شرسة ضد العمل الإغاثي الإسلامي، متهمًا إياه بتمويل الإرهاب. وقد قطعت تلك الحملة شوطًا كبيرًا في تجفيف الكثير من منابع العمل الخيري الإسلامي في كثير من بلاد العالم الإسلامي، ومن يتابع النشاط الإغاثي الخيري الإسلامي المنطلق من بلدان العالم الإسلامي إلى المناطق الإسلامية المنكوبة يجد أنه أصبح يعاني تضييقًا شديدًا سواء من السلطات المحلية التي تتعرض بدورها لضغوط متواصلة من الغرب أو من الحكومات التي توجد هذه المنظمات على أرضها لإغاثة شعبها، وقد أسفرت تلك الحملة عن طرد معظم المنظمات الإغاثية الإسلامية من باكستان وأفغانستان وبنجلاديش وكشمير والشيشان وغيرها، كما تم إغلاق مشاريعها التعليمية والاجتماعية والإغاثية التي يشهد الناس لها بأنها انتشلتهم من محنة حقيقية.
كما أن هذه المنظمات والمؤسسات تعاني الملاحقة داخل بلاد منشؤها من الحكومات التابعة لها بسبب الضغوط الغربية المتواصلة على تلك الحكومات، وقد تم وضع عراقيل ومعوقات كبيرة أمام نشاطها وحركتها سواء في تلقي التبرعات من الجماهير أو توصيل تلك التبرعات لمستحقيها في الأماكن الفقيرة من العالم.


9 - حصار شديد  ( محاصره شديد )


وقد روى لي عدد من قيادات العمل الخيري من أصحاب الخبرة الواسعة في العمل الإغاثي (رفضوا ذكر أسمائهم) أن مؤسساتهم تعاني من حصار شديد ومراقبات ومراجعات لسجلاتها ودفاترها من قبل وفود أمنية غربية، كما تعاني التضييق والمنع من العمل، برغم أن تلك المراجعات والمراقبات لم تسفر عن ضبط أي مخالفات لأنشطتها الإغاثية للمسلمين المنكوبين وأن العديد من المسؤولين في الدول التي يعملون بها أشادوا برسالتهم وبالإنجازات التي حققوها لكنهم عزوا موقفهم إلى الضغوط الغربية!
وهكذا تم شل العمل الإغاثي في كثير من المناطق والدول وما بقي من مؤسسات ذلك العمل فإنه يعمل تحت هواجس الخوف والاتهام بدعم وتمويل الإرهاب، كما أن بعض تلك المؤسسات الإغاثية الإسلامية اتجه للعمل تحت مظلة الحكومات، أي يقدمون ما لديهم من معونات مادية أو عينية للحكومات لتوزعها بمعرفتها، لكن النتيجة كما يؤكد معظم من تحدثت معهم أن جانبًا كبيرًا من تلك المعونات يضيع في الطريق حيث يذهب إلى جيوب المفسدين ولا تصل المعونات لمستحقيها كاملة.
وهكذا وبهذه الطريقة تم إفساح الطريق وإخلاء الميدان للمنظمات الإغاثية الغربية لتتحرك بكل حرية بين اللاجئين والمحتاجين المسلمين ليصيروا نهبًا لها! ويقول أحد قيادات العمل الخيري: بعد حوالي 3 أسابيع من أحداث سبتمبر 2011م تم تشكيل فريق عمل من وكالات متعددة تحت اسم «عملية البحث الأخضر»، وهو اسم أطلقته وزارة المالية على حملة محاربة المؤسسات المالية الخيرية، ويتكون الفريق من خبراء ماليين من الوزارة ومن أفرع حكومية أخرى، واجتهد الفريق في تقصي كيفية التبرعات «الإسلامية فقط»! واستجيب له في توقيف 38 فردًا وتوجيه الاتهام إلى 26 آخرين وحجز حوالي 7 ملايين دولار داخل أميركا و16 مليون دولار عبارة عن تحويلات في طريقها إلى أوجه صرف مختلفة! وبعد أن نفخت هذه الجهات في أجهزة الإعلام وجعل العالم كله يلوك أخبار «تجميد الأموال للأفراد والمؤسسات الإسلامية داخل أميركا وأوربا»، بعد ذلك شعرت الإدارة الأميركية بتهيئة كافية للرأي العام العربي والإسلامي ليتقبل الخطوة القادمة – أو على الأقل يمكنه التعايش معها كأمر واقع! – فبدأت ترسل وفودًا أمنية للعواصم العربية والإسلامية بمطالب باهظة تدعو في محصلتها النهائية إلى تجفيف العمل الخيري، وتؤكد جميع البيانات والإحصاءات تجميد ما يزيد على 112 مليون دولار في كافة أنحاء العالم.
وبالطبع فإنها كلها أموال مسلمة، وليست العبرة بضخامة المبلغ أو ضآلته، إنما بالرمزية التي بدؤوا بها لتؤكد أن الإجراءات تطال كل الأنظمة في جميع أنحاء العالم.


10 - حرية واسعة للمؤسسات الكنسية واليهودية  ( آزادي عمل گسترده براي موسسات خيريه اي مسيحي و يهودي )

ادامه نوشته

ناتوي خليجي

بسمه تعالي

ناتوي خليجي

محمد ها دي تسخيري  

سالها است كه كشور يمن در چنگال اختلاف و جنگ و تجاوز اسير است و در اين مدت بازيگران صحنه مرتب جاي خود را تغيير مي دادند ، روزي اختلاف بين علي عبدالله صالح با جماعت حوثيها به رهبري شيخ حسين الحوثي بود و در ان هنگام كشور قطر به عنوان منيانجيگر وارد صحنه شد و تلاش كرد تا با حل اختلافات داخلي اين كشور جايي براي خود در يمن باز كند اما از سوي ديگر كشور عربستان كه از قديم بر روي يمن و اوضاع داخلي آن حساسيت ويژه اي داشت ، با تمام توان وارد اين كارزار شد و پس از عمليات تروريستي كه در مسجد محل اقامت رئيس جمهور وقت صورت گرفت و بر اثر ان علي عبد الله صالح به شدت زخمي شد و براي معالجه به عربستان سعودي رفت .

پس از معالجه و در حاليكه علي عبد الله صالح هنز برخي از اعضاي بدن خود را باند پيچ كرده و آثار سوختگي برصورتش پيدا بود در تلويزيون ظاهر شد و طي مذاكراتي تحت اشراف عربستان از مقام رياست جمهوري كنار رفت به شرطي كه بعد از كنار گيري محاكمه نشود و معاون او يعني عبد ربه منصور هادي كه يك سياستمدار جنوبي بود و تا آن هنگام چندان هم شناخته شده نبود ، امور كشور را به دست گرفت ولي از همان روز هاي اول مشخص شد كه ارتش يمن اطاعت كاملي از "منصور هادي" ندارد و خود "عبد ربه منصور هادي" هم چندان صاحب قدرت و نفوذ نمي باشد لذا مجددا اوضاع كشور دو باره آشفته شد و كنفرانسهاي آشتي ملي يكي پس از ديگري تشكيل گرديد و اوضاع كشور روز به روز بد و بدتر مي شد تا اينكه جماعت انصار الله

ادامه نوشته

يك بام و دو هوا در عربستان

بسمه تعالي

يك بام و دو هوا در عربستان

تهيه و تنظيم : محمد هادي تسخيري

اطلاعيه وزارت امور خارجه عربستان: ايران تلاش كرد تا امير اسبق كويت و وزير خارجه ما را تروركند

عربستان ايران را به ترور شيخ جابر احمد الصباح امير اسبق كويت در سال 1985 م و عادل الجبير وزير خارجه اين كشور در سال 2011م متهم كرد .

گزارشي در باره پرونده ايران به عنوان پشتيبان تروريسم و تند رويي در منطقه و جهان در طول 35 سال ، در بيانيه اي كه وزارت امور خارجه عربستان صادر و خبرگزاري رسمي اين كشور آن را منتشر كرد ، ارائه شده است .

در اين پرونده آمده است كه در سال 1985م ايران كاروان شيخ جابر احمد الصباح را منفجر كرد كه در نتيجه ان دو نظامي و دو خليجي (فارس ) كشته شدند .

همچنين در اين بيانيه گفته شده است كه ايالات متحد آمريكا ترور سفير عربستان ( عادل الجبير وزير خارجه كنوني ) خنثي نمود كه ايران در اين ترور دست داشت ، و شكايت عربستان در دادگاه ليبرال در نيويورك فاش كرد كه دو نفر به نام هاي منصور ارباب سيار ( دستگير و به 25 سال زندان محكوم شد ) و غلام شكوري ( افسر سپاه پاسداران ايران كه در ايران مقيم و از سوي دستگاه قضايي امريكا مورد تعقيب است ) در اين عمليات ترور دست داشتند .

http://www.elshaab.org/news/213734/

ملاحظات كارشناسي :

ادامه نوشته

ديدگاه يك اندشمند اهل سنت پيرامون محمد بن عبد الوهاب

بسمه تعالي

ديدگاه يك اندشمند اهل سنت پيرامون محمد بن عبد الوهاب

تهيه و ترجمه : محمد هادي تسخيري

ترجمه مصاحبه محمد علي كبوه 0 الزيتوني الازهري ) يكي از شيوخ اندشمند و پژوهشگر در تونس :

( اين مطالب از فيلم كوتاهي كه موسسه " نسور تونس " توليد كرده اند ،گرفته شده است )

ابن عبد الوهاب همه مسلمانان را تكفير كرد ، حتي اصحاب رسول الله و عمر بن الخطاب را تكفير كرد ، (مجري : يعني صحابه راتكفير كرد؟ ) ، امام علي را تكفير كرد و گفت من از او بهتر و عالمتر هستم در باره رسول الله گفت : زن بدگار و زناكار از كسي كه روي منابر بر محمد درود مي فرستد بهتر است ( مورو : عينا نقل مي كنم ) ، سپس گفت : ( اين مطالب سند دارد و شيخ شركت كننده ديگر در اين مصاحبه ، مورو را تاييد مي كند و مي گويد كه براي اين سخنان در كتاب شيخ سند وجود دارد) به زودي كتابم من چاپ خواهد شد به نام " التبرقع اليهودي في العقيده الوهابيه " يعني همپوشاني عتقادات يهود با عقيده وهابيت ، ( مجري : چه ارتباطي با هم دارند ) ، ( شركت كننده ديگر مي گويد : اين ارتباط از روز اول تا كنون بوده است ) اين رابطه به گونه اي است كه شما بين عقيده وهابيت و اعتقادات يهود فرق چنداني نمي بيني مگر در مسائل ظاهري و سطحي ، عقيده وهابيت مخلوطي از اعتقادات جهميه (جهمیه به پیروان جهم بن صفوان گفته می‌شود. وی در میان فرقه‌هایجبریهمکتبی نو را پایه ریزی کرد و در اواخر دوران بنی امیهکشته شد. جهمیه سرسخترین گروه جبریه هستند؛ چرا که به جبر تام اعتقاد دارند و انسان را، همچون جمادات، بی‌اختیار مطلق می‌دانند. سایر فرقه‌های جبریه تا اندازه ای به اراده‌ی آدمی و نقش آن اعتقاد دارند، ولی جهمیه هیچ نقشی برای اراده آدمی قائل نیستند. به اعتقاد آنان ثواب و عقاب نیز جبری است،بهشت وجهنمپس از واردشدن مردم در آنها نابود می‌شوند و سرانجام جز خدا کسی باقی نخواهد ماند.جهمیه، همانند معتزله، ذکر هر نوع صفتی را برای خداوند موجب تشبیهمی‌دانند و همه صفات را از خداوند نفی می‌کنند. یکی از گمراهانه‌ترین خصوصیات جهمیه این است که ایمان را تنها به معرفت خداوند می‌دانند و هیچ چیز دیگری را به عنوان شرط ایمان نمی‌پذیرند. ) http://daneshnameh.roshd.ir/ ، المعتزله (ظهور این مکتب در زمان بنی امیه و در دوران حکومت عبدالملک مروان به سال ۶۵ تا ۸۶ هجری قمری می‌باشد.معتزلیان طرفدار قدرت و حریت انسان بودند و آدمی را در رفتار و کردار خویش آزاد می‌دانستند.اساس مذهب معتزله مبتنی بر خردگرایی و آزاداندیشی است. اینان ابتدا به اصحاب العدل و عدلیه شهرت یافتند. معتزله اعمال بندگان را به اختیار خودشان می‌دانستند از این جهت قَدَریه نامیده شدند.

موسس فرقه معتزله ابوحذیفه واصل بن عطا الغزال است که شاگرد حسن یصار بصری بود. وی متولد مدینه در سال ۲۱ هجری قمری است و در سال ۱۱۰ نیز وفات یافته‌است. وی به رواج این اعتقاد پرداخت که هر کس مسئول رفتار خودش است و خداوند افعال بندگان را به خودشان واگذاشته است. در نظر ایشان اعمال بندگان به قَدَر(اختیار) انسان نسبت دارد. معتزله صفات ازلی خداوند را عین صفات ذاتی او می‌دانند و معتقدند اگر جز این باشد باید مانند مشرکان به چندخدایی قائل باشیم که خلاف توحید است.

https://fa.wikipedia.org/ ، مرجئه(چنین به نظر می رسد که اصطلاح مرجئه از ارجاء مشتق شده است.[1] مرجئه برای اثبات عقیده خود به آیه «و آخرون مرجون لامر الله إما یعذّبهم و إما یتوب علیهم و الله علیم حکیم»[2] استناد کرده و نام خود را از «مرجون» که در آیه آمده برگزیدند. [3]

ادامه نوشته

آشنايي با تواناييها و امكانات ارتش سعودي در برابر ارتش ايراني

بسمه تعالي

آشنايي با تواناييها و امكانات ارتش سعودي در برابر ارتش ايراني

تقييم الخبرتعديل تقييم الخبرمحمد هادي تسخيري

روزنامه الوطن عربستان بعد از شهادت آيت النمر در اوايل سال جاري ميلادي توسط عربستان نوشت :

با اعدام 47 نفر كه "نمر النمر" شيعي يكي از انها است توسط كشور عربستان ، روابط اين پادشاهي با ايران به هم خورد و آتش اختلافات بين آنها شعله ور شد . كه ابتدا برخي از جهات ايراني از وزارت امورخارجه در خواست نمودند كه در رابطه با روابط سياسي اش با رياض تجديد نظر كند ،
از سوي ديگر عربستان نيز سفير ايران در رياض را به وزارت امورخارجه احضار كرد .

روزنامه الوطن با استناد به گزارش هاي سايت " گلوبال فاير پاور " متخصص در آمارگيري نيروهاي نظامي ، " سي ان أن " و اطلاعيه هاي ارتش عربستان ، آمار نيروي نظامي دو كشور را منتشر كرد .

ارتش عربستان : قويترين ارتش منطقه خليج ( فارس ) بعد از ارتش مصر و الجزاير سومين ارتش جهان عرب و از ميان 126 ارتشهاي قدرتمند جهان ، 28 مين ارتش به شمار مي ايد .

- بودجه دفاعي آن 72/56 ميليارد دلار مي باشد .

ادامه نوشته

جهان عرب در مرزها و موجوديتش مورد تهدید قرار گرفته است

بسمه تعالي

جهان عرب در مرزها و موجوديتش مورد تهدید قرار گرفته است

 نويسنده : فهمی هویدی

ترجمه و توضيح  : محمد هادي تسخيري

مشکل این نیست که چه كشوري جهان عرب را رهبری می کند ، بلکه مشکل در سرنوشت آن جهانی است که به باد رفته است .

سفیر امارات متحد عربی در واشنگتن در کنفرانس جامعه دفاع ملی که وابسته به وزارت دفاع آمریکا می باشد ، سخنرانی کرد و گفت : دولت امارات با پیشتازیها و همکاریهایش با آمریکا در شش پیمان ، رهبری منطقه را به عهده گرفته است .

یوسف العتیبه افزود که کشورش در طول 25 سال گذشته  در همه عملیات نظامی تنها شریک آمریکا بود و همچنبن می باشد ، چه در افغانستان و چه در عراق و یا در سوریه .

و بنابر گزارشی که نشریه " القدس العربی " در تاریخ 10 / 1/ 2016 م منتشر کرد ، سفیر امارات گفت : در کشورش پایگاه نظامی آمریکایی با 3000 نیرو وجود دارد ، همچنین حركت همه کشتیهای آمریکایی در منطقه عمليات انجام می دهد از " بندر جبل علی " آغاز می شود ، وی افزود که امارات مروج اسلام معتدل است که بواسطه " شورای حکمای مسلمین " که زیر نظر اين كشور است ، ترویج می شود ، و اعضای این شورای روحانیوني هستند که به اسلام میانه رو معتقدند و با تند رویی مخالف هستند ، همچنین سفیر امارات در باره هماهنگی کشورش با آمریکا در زمینه مبارزه با تند رویی از طریق مشارکت و فعاليت در مرکز " صواب " که ویژه انجام اقدامات پیرامون مبارزه با تند رویی در فضای مجازی است ، همكاري دارد .

به موازات این سخنان ، دکتر عبد الخالق عبد الله که با حاکمان امارات ارتباط نزدیک دارد ، در صفحه شخصی خود در فضای مجازی در تاریخ 11 / 1 /2016 م یعنی یکروز بعد از زمان سخنرانی فوق ، می نویسد : عربستان سعودی امروزه به اعتراف دوست و دشمن ، نقطه ثقل جهان عرب و اسلام است . همچنین وی در تحلیلی که در هفته گذشته منتشر شد اظهار کرد که شهرهایی مانند دبی ، ابو ظبی ، شارجه و بقیه شهرهای خلیج (فارس ) فعالیتهای روشنفکرانه و تمدني منطقه عربی را در قرن بیست و یکم ، رهبری می کنند ، نه شهرهایی مانندبیروت ، قاهره و بغداد . سپس می نويسد که هنگامی که ما می گوییم امارات کشور پیشرو جهان عرب و اکنون زمان سروری کشورهای عربی در زمان معاصر است ، عده ای ما را سرزنش می کنند .

 البته عبد الله بشاره سیاستمدار برجسنه کویتی و دبیر کل سابق شورای تعاون خلیج فارس نیز علاوه بر سخنان فوق ، معتقد است که اکنون قدرت تصمیم گیری از کشورهای آبی به کشورهای نفتی منتقل شده است .     

  

ادامه نوشته

غرب و آمريكا خود موسس و بهره بردار از گروههاي تكفيري و داعش هستند .

بسمه تعالي

غرب و داعش

آمريكا و داعش :

·        غرب و آمريكا خود موسس و بهره بردار از گروههاي تكفيري و داعش هستند .

محمد هادي تسخيري

غرب و آمريكا كه بنابر اسناد منتشر شده در آمريكا خود موسس و بهره بردار از گروههاي تكفيري مانند داعش هستند ، و همچنان از آنها براي تحقق اهداف خود استفاده مي كند ، براي گمراه كردن افكار عمومي جهاني افراد سوخته اين گروههاي تروريستي را در عمليات هوايي به قتل مي رساند و رسانه هاي عربي و غربي با اشاره به اين فعاليتهاي هدفدار غربي ، آنها را چنان بزرگ مي كنند و آمريكا را به عنوان ناجي ملتهاي عرب از دست تكفيريها معرفي مي كنند ، اما گاهي در مطبوعات عربي موارد استثنايي ديده مي شود كه با صراحت و بي پرده اين نقش غرب و آمريكا را زير سوال مي برند . مثلاً آقاي مكرم محمد احمد نويسنده مصري كه دائماً در روزنامه الاهرام مصري مطلب مي نويسد در يك مقاله تحت عنوان ( آيا اوباما با تروريسم مي جنگد ؟ )  با طرح سوال تلاش مي كند تا به صورت واضح بگويد كه آمريكا با كشتن يكي از رهبران القاعده ( ناصر الوحيشي رئيس گروه القاعده در يمن ) نمي تواند ادعا كند كه من با القاعده در حال مبارزه هستم ، زيرا كه اگر وحيشي كشته شده است اما گروه مسلحش همچنان به كارهاي تروريستي خود ادامه مي دهد . و اگر رهبراني از داعش در عمليات هوايي كشته مي شوند اما داعش همچنان در عراق و سوريه و ليبي حضور فعال دارد ، البته نويسنده اين مقاله نيز مرتكب اشتباه تكراري و شايد عمدي شده است كه اكثر نويسندگان عرب مرتكب مي شوند و آن نسبت دادن اين اعمال فريبكارانه آمريكاييها به اشخاص مانند اوباما و نه به نظام سياسي آمريكا است ..

  شركتهاي اسلحه سازي آمريكا : وجود داعش و حوثيها فروش مارا افزايش مي دهد  

·                شركتهاي اسلحه سازي آمريكا : وجود داعش و حوثيها فروش مارا افزايش مي دهد   

 محمد هادي تسخيري

·         ·        سايت انترنتي " انتر سبت " آمريكايي روز دو شنبه 16/آذر / 94 نوار صوتي از صداي مسئوليين بزرگترين شركتهاي اسلحه سازي در آمريكا پخش كرد كه در آن گفته مي شود كه فروش كلاهاي انها به دليل وجود داعش در خاورميانه رواج فراواني يافته است .

·        صداي اين نوار صوتي به معاون مدير شركت " لوكهيد مارتن " ( بزرگترين كارخانه اسلحه سازي در جهان ) نسبت داده مي شود كه در ادامه مي گويد : شركت ما از از افزايش آشفتگي در سوريه بعد از سقوط هواپيماي روسي توسط تركيه كمال استفاده را خواهد برد .

·        اين افشاگري در ضمن برگزاري جلسه اي توسط شركت " كريديت سويس " در ولايت كاليفورنيا در امريكا و هنگامي كه تعده زيادي از نمايندگان سركتهاي بزرگ اسلحه سازي در آن جلسه شركت كرده بودند .

·        همچنين در نوار ديگري فاش شد كه " توم كيندي " عضو هيأت مديريه شركت صنايع دفاعي  " رايثيون " آمريكايي ( بزرگترين شركت توليد موشكهاي برنامه ريزي شده ) مي گويد : به دليل وجود " داعش " در سوريه و " حوثيها " در يمن كشورهاي خاورميانه ، به خريد صنايع دفاعي توجه بيشتري دارند .

·        در سومين نوار از اين افشاگري كه به " ويلسون جونيس " رئيس بخش توليد در شركت " أوشكوش " ( بزرگترين تامين كننده كاميونها و سواريهاي نظامي ارتشِ آمريكا ) آمده است : تهديداتي كه داعش به وجود اورد سبب شد تا درخواست خريد سواريهاي نظامي و نفر بر در منطقه خاورميانه افزايش يابد .

·         در اين گزارش آمده است كه شركتهاي اسلحه سازي آمريكايي مي گويند : به دليل افزايش درخواست خريد اسلحه لازم است پروژه هاي خود را بيشتر كنند .

·        ملاحظات :

·        شركت اسلحه سازي " لوكهيد مارتن " در سال 2014م بيش از چهل ميليارد دلار فروش داشت و به همين دليل به عنوان پر فروش ترين شركت اسلحه سازي در جهان لقب گرفت و شركت " رايثيون " مبلغ فروش آن در همين سال به 22 ميليارد دلار رسيد و در ليست فروش اسلحه چهارمين شركت در جهان بود .

·        http://www.albawaba.com/ar/%D8%A3%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%B4%D8%B1%D9%83%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A3%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D9%8A%D8%A9-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%88%D8%AB%D9%8A%D9%8A%D9%86-%D9%8A%D8%B2%D9%8A%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D9%8A%D8%B9%D8%A7%D8%AA%D9%86%D8%A7-778434 مورخ  08 / دسامبر 2015 م  برابر با سه شنبه 17 آذر 1394

 

استوارت : داعش بخش هاي جديد تاسيس مي كند

بسمه تعالي

استوارت : داعش بخش هاي جديد تاسيس مي كند

سازمان امنيت نظامي آمريكا پيرامون تاسيس بخش هاي جديدي از داعش در كشورهاي مختلف و افزايش حملات نظامي در ماههاي آينده هشدار مي دهد .

بنابر گزارش خبرگزاري" رويترز " ژنرال فنسنت استوارت" مدير سازمان امنيت نظامي امريكا در كنفرانس امنيتي كه در واشنگتن برگزار گرديد ، هشدارداد كه " داعش " در حال تاسيس بخشهاي جديدي در كشورهاي مالي ، تونس ، صومالي ' بنگلادش و اندونزي مي باشد .

استوارت در ادامه گفت : سابقاً داعش در محدوده دو كشورعراق و سوريه مي جنگيد و اكنون در سطح جهان فعاليت نظامي خود را توسعه مي دهد و در كشورهايي مانند ليبي ، افغانستان ، نيجيريه ، الجزاير ، عربستان ، يمن و قفقاز عمليات نظامي انجام مي دهد  .

همچنين مدير امنيت نظامي نظامي آمريكا يادآور شد : كه به احتمال زياد "داعش"  حملات برونمرزي و ويران كنندهء خود را در آينده افزايش خواهد داد زيراكه مي خواهد فعاليتهاي تروريستي بي حد و مرزي انجام دهد تا غرب از خود عكس العمل شديد نشان دهد و در نتيجه از داستان ساختگي خود تحت عنوان "جنگ بر عليه غرب " بهره ببرد .

استوارت در ررابطه با افزايش بيشتر تهديدات داعش گفت : اين تهديدات به نسبت افزايش چالشها در خاورميانه ( غرب آسيا ) ، بيشتر مي شود ، ضمناً منطقه خاورميانه (غرب آسيا ) بيشترين مشكلات و خطرات موجود در جهان امروز را در برابر خود دارد و نمي توان در باره آينده آن پيش بيني انجام داد .

ملاحظات :

·        اين مطالب زماني گفته مي شود كه دوز روز قبل سازمان امنيت نظامي آمريگا گزارش سالانه خود را پيرامون تهديدات در مناطق مختلف جهان  به كنگره تقديم كرده بود . 

·        كاخ سفيد در هفته گذشته طي گزارش سازمان امنيت آمريكا اعلام كرد كه تعداد نيروهاي نظامي داعش در سوريه و عراق 25 هزار جنگجو مي باشد و اين عدد كمتر از تعداد گزارش قبلي كه  در آن تعداد داعشي ها31 هزار جنگجو اعلام شده بود .  

·        پس از پيروزيهايي كه ارتش و نيروهاي مردمي دو كشور عراق و سوريه در در مناطق مختلف اين دو كشور به دست اورده اند ، بسياري از خبرگزاريها و نشريات عربي بر جابجايي هايي در نيروهاي داعشي مانند انتقال برخي از نيروهاي داعشي به يمن و رهبران داعش به ليبي و .. مطرح كرده اند .

·        هميشه اخبار دست اول داعشيها از سوي مراكزي امنيتي امريكا در جهان مطرح مي شود كه اين موضوع دو نتيجه مهم دارد يكي ارتباط دائم و مستمر و بي حد و مرز اين سازمانهاي امنيتي با داعش و ديگري ترساندن و به وحشت انداختن جهان اسلام تا آمريكاييها ( سياستمداران و فروشندگان اسله ) از اين آب گل آلود ماهي خود را بگيرند .

·        بنابر گزارشهايي كه از يكي ازرايزنيهاي فرهنگي ما در شرق آسيا رسيده است ، مطالب فوق به ويژه تحركات جديد داعش در اندونزي به واقعيت نزديك مي باشد .   

·        اخيراً كنفرانسي براي مبارزه با "داعش" در شهر " رم " در كشور ايتاليا با حضور مجموعه كشورهاي همپيمان ضد "داعش" برگزار گرديد و شركت كنندگان به منع عبور تروريستها از مرزها و التحاق انها به داعش توصيه كردند!! ، همچنين شركت كنندگان در اين كنفرانس در بيانيه پاياني خود ، داعش را تهديدي تروريستي توصيف كرد و بر همكاري و تبادل معلومات بر عليه داعش بين كشورهاي شركت كننده تاكيد كردند !!!.  

  

http://www.alkhabar.ma/ سه شنبه 9 فبراير 2016م  -  المخابرات- _a76589.html

تهيه و ترجمه : محمد هادي تسخيري

صحبت درباره تحريفات بيشمار تاريخ به دست داعش کار بيهوده اي است. در عوض، آنچه در اصل ماهيت

مضحکي دارد، استفاده مداوم آنان از تاريخ است. گروه داعش گروهي کاملاً مدرن و کاملاً نوآور است و

درست به همان اندازه که براي ايجاد اخلال تلاش مي کند، مخل و اخلالگر نيز هست. نبايد به خاطر ادعاهاي

دروغين پيروان اين گروه مبني بر پيوند با تاريخ به آنها مقام و منزلت بخشيد.

دولت هاي غربي و متحدان آنها در منطقه خاورميانه نبايد گروه داعش و گروهايي از اين دست را به عنوان

گروه هاي معاند و متخاصم با مدرنيته تصور کرده و در چنين دامي بيفتند. در عوض، بايد به اين نکته توجه

کنند که چنين گروه هايي تا چه حد مدرن و پيشرفته هستند و در خوانش خود از تاريخ تا چه حد گزينشي و

انتخابي عمل مي کنند. آنها پيروان و طرفداران خود را به راه هاي قديمي و تکراري سنت هدايت نمي کنند،

22

بلکه مسير جديدي براي مقابله با بقيه دنيا را به آنها نشان مي دهند. اگر داعش را از آداب تاريخي اش جدا

کنيم، به ماهيت اصلي آن پي مي بريم: عده اي خشمگين و ضعيف که از عده اي بسيار ضعيف تر از خود تغذيه

مي کنند. عظمت در اسلام وجود دارد. اما نمي توان هيچ عظمتي در داعش پيدا کرد.

به نقل از كتاب گزارش  راهبردي  و استراتژي آمريکا در سال 2015م  

برخورد دو گانه مصريها ....

بسمه تعالي

برخورد دوگانه مصريها ...

آري به صنافير و تيران .... خير به حلايب وشلاتين ...

محمد هادي تسخيري

امروزه جهان عرب شاهد تحولات شگفت انگيزي است كه اگر ده سال قبل در باره آنها پيشگويي مي شود ، براي بسياري از تحليلگران و نخبه هاي سياسي و خبري ، وقوع اين اتفاقات  باورپذير نبود ، حوادث و تحولات عظيم و گسترده اي مانند آنچه كه در ليبي و بعد از سقوط قذافي و وضعيت بي سر ساماني داخلي اين كشور و بر سركارآمدن دو دولت و ....  ، و يا جنگي كه با كمك تروريستهاي چند مليتي به كشور سوريه تحميل گرديد و چنان اين كشور آباد و باستاني را ويران كردند كه بنابر گفته رايزن فرهنگي سابق ما در اين كشور ، اگر جنگ خاتمه يابد و سي سال آينده تمام درآمدكشور سوريه  صرف بازسازي آن شود باز هم بعيد است كه به وضعيت اول آن باز گردد  و يا حمله نظامي عربستان سعودي و چندين كشور عربي ديگر به كشور ضعيف و آشفته يمن كه خود سالها درگير مشكلات داخلي خود بود و چنان اين كشور و زيرساختهاي آن را ويران كردند و دهها هزار نفر را كشته و مجروح ساختند ، يا بوجود آمدن تغيير در روابط سياسي فرهنگي و اقتصادي بسياري از كشورها به ويژه برخي از كشورهاي عربي با جمهوري اسلامي ايران مانند سودان و ... و آخرين موضوعي كه بسياري را شگفت زده كرد ، واگذاري دو جزيره صنافير و تيران از سوي كشور مصر به عربستان بود كه با اعتراضات داخلي گسترده اي روبروشد و در مقابل برخي از مصريها تلاش كردند تا با

ادامه نوشته

آمریکا سرچشمه تروریسم در تاریخ معاصر

آمریکا سرچشمه تروریسم در تاریخ معاصر

 کشور آمریکا در نتیجه بزرگترین سرقت مسلحانه در تاریخ به وجود آمد . که در نتیجه این عملیات سیاه ، سرخ پوستان نابود شدند . به عبارت دیگر سفید پوستان ، سرخ پوستان را از بین بردند . و به این ترتیب مسیر خون و خشونت رونق گرفت و در شخصیت آمریکایی ریشه یافت . و به دنبال این خشونت تعداد زیادی از رهبران و رؤسای جمهور این کشور ترور شدند .   ابراهام لینکلن در تاریخ 14 آپریل 1965 در واشنگتن ترور شد و عامل ترور فردی امریکایی به نام " جون وایلکس بوث " بود . و لینکلن روز بعد از دنیا رفت .

رؤسای جمهوری که با ترور کشته شدند :

-        همچنین یک آمریکایی دیگر به نام " شارل .ج . گیتو " در تاریخ دوم یولیو 1881در پایتخت امریکا ( واشنگتن دی سی ) رئیس جمهور آمریکا را ترور کرد و این رئیس نیز در روز 19 سبتامبر 1881م مُرد .

-         در ادامه این حرکت تروریستی در آمریکا ، در تاریخ 6 سبتامبر 1901م در شهر " بافلو " ، " ویلیام ماکنیلی " رئیس جمهور وقت آمریکا توسط " لیون شولگوس " ترور شد و در تاریخ 14 سبتامبر 1901 م از دنیا رفت .

-          ترور رئیس جمهور آمریکا " جون فیتز جرالد کندی در شهر دالاس در ایالت تگزاس آمریک و در تاریخ 22 نوامبر 1963م می باشد که در این حادثه والی ولایت تگزاس " جون .ب.کونالی " نیز زخمی شد .

 

رؤسای جمهوری که از ترور نجات یافتند :

تعدادی از رؤسای جمهور آمریکا نیز بودند که ترور شدند اما ، از این حوادث نجات یافتند ، مانند :

-        ترور نافرجام تئودور روزولت در تاریخ 14 اکتبر 1912م در شهر " ملواکی "در ولایت "ویسکونسون".

-        نجات " فرانکلین دیلانو روزولت " از ترور نافرجامی که در شهر میامی در ایالت فولوریدا در تارخ 15 / فبرایر 1933 .

-         ترور نافرجام " هاری ترومن " در واشنگتن و در تاریخ 1 نوامبر 1950 م که این عملیات ترور را دو نفر از اعضای جنبش مردمی " پرتریکو " انجام دادند .

-        جرالد فورد رئیس جمهور که از دو عملیات ترور  جان سالم بدر برد . اولی را فردی به نام " لینان ألیس " در شهر " سکرامنتو " در ایالت کالیفورنیا و در تاریخ 5 سبتامبر 1975 م  ، صورت گرفت و دومی در شهر سان فرانسیسکو و در تاریخ 22/سبتامبر 1975 توسط دختری به نام " ساره جین مور " .

-        ترور نافرجام رونالد ریگان ( رئیس جمهور و هنرپیشه آمریکایی ) که در این ترور در تاریخ 30 مارس 1981م و در شهر واشنگتن توسط فردی به نام " جون دبلیو هنکلی " صورت پذیرفت ،  ریه ی چپ ریگان مورد اصابت قرار گرفت ، اما سرانجام زنده ماند .

همچنین یکی از رهبران جنبش حقوق مدنی به نام " فیرنون . أ . گوردون " در تاریخ 29 ژانویه 1980م ، از یک ترور نافرجام نجات یافت . همچنانکه فرماندار ولایت الباما " جورو . س. والاس " از حمله مسلحانه " آرثر هرمان برنر " در تاریخ 15 ژانویه 1972 جان سالم بدر برد اما فلج شد و تا آخر عمر روی صندلی چرخدار نشست .  

ترور رهبران سیاسی

در تاریخ 15 فوریه  1933م و در شهر " میامی " در ولایت " فولوریدا " ،  رهبر حزب دمکراتیک   "  آنطوان . ج . سیرماک " توسط فردی به نام " جیوسی زنگار ) - همان کسی که قبلاً روزولت را ترور کرده بود – مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در تاریخ 6 مارس همان سال از دنیا رفت .

و در تاریخ 8 سبتامبر 1935 در شهر " " باتون روج " در ولایت لویزیانا عضو کنگره آمریکا از سوی این ولایت  " هوی . ب . لونج " ، توسط فردی به نام " کال لویس " ترور شد و در 10 سبتامبر همان سال از دنیا رفت .

و از معروفترین رهبران سیاسی آمریکا که ترور شد " مالکوم ایکس بود . وی که بر علیه تبعیض نژادی مبارزه می کرد و در حالیکه در منطقه مانهاتن شهر نیویورک و در تاریخ 21 فبرایر 1965م در حال سخنرانی بود توسط فردی ترور شد که بعداً توسط دولت آمریکا  از زندان آزاد شد  .

همچنین ترور معروف کشیش مارتین لوتر کینگ در تاریخ 4 آبریل 1968م در شهر ممفیس در ولایت تینسی و بالکن کوچک اتاقش در یک مسافرخانه کوچک ، توسط فردی به نام " جیمس ایرل رای "صورت گرفت .

ترور رهبران سیاسی

در تاریخ 15 فوریه  1933م و در شهر " میامی " در ولایت " فولوریدا " ،  رهبر حزب دمکراتیک   "  آنطوان . ج . سیرماک " توسط فردی به نام " جیوسی زنگار ) - همان کسی که قبلاً روزولت را ترور کرده بود – مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در تاریخ 6 مارس همان سال از دنیا رفت .

 

ادامه نوشته

ایالت نفت‌خیز سودان جنوبی "در دست شورشی‌ها"

ایالت نفت‌خیز سودان جنوبی "در دست شورشی‌ها"

در درگیری‌های روزهای اخیر سودان جنوبی، دست‌کم ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند

کشور سودان جنوبی که در سال 2011 میلادی و پس از برگزاری رفراندوم ، از کشور سودان جدا شد و به عنوان کشور مستقل در جهان شناخته شد اکنون به دلیل اختلافات بین رئیس جمهور این کشور و معاون اول سابقش دچار شورش و جنگ داخلی شده است .

رهبران این کشور که به عقیده برخی از صاحبنظران این کشور مانند کودک " زود رس " متولد شده است و فاقد بسیاری از زیر ساختهای لازم برای یک کشور مستقل می باشد ، در طول این سه سال گذشته نشان دهند که این فرضیه اشتباه است و سودان جنوبی دارای انسجام ملی می باشد و می تواند مانند یک کشور متحد ، امور خود را به خوبی اداره کند . اما حوادث اخیر ثابت کرد که هنوز هم روح و رسم و رسوم قبیله ای در این کشور حاکم است .

 دکتر جان گرانگ رهبر سابق شورشیان جنوب که رئیس جمهور کنونی معاون او بود و در سانحه هوایی کشته شد ، هرگز معتقد به جدایی سودان جنوبی از سودان نبود ،زیرا که وی کاملاً می دانست که اگر جنوب از شمال جدا شود ، دچار جنگ قبیله ای خواهد شد . چنگی که هر یک از رهبران دو قبیله بزرگ جنوب یعنی "دینکا" و "نویر" برای به دست آوردن منافع بیشتر به جنگ یکدیگر خواهد پرداخت .

البته به طور اختصار می توان عوامل زیر را به عنوان دلایل شروع این نا آرامیها در سودان جنوبی دانست :

1 –  عدم وجود روحیه ملی برای حفظ و استحکام وحدت ملی کشور .

2 – ثروتمند بودن این کشور جدید التاسیس و طمع داشتن نیروهای داخلی و خارجی نسبت به بهربرداری و بهره مندی از ثروت خدا دادی نفت .

3 – وجود اختلافات قدیمی قبیله ای بین دو قبیله بزرگ جنوب سودان ( دینکا و نویر ) که همیشه این اختلافات باعث جنگهای داخلی در جنوب سودان بود حتی زمانی که این کشور از کشور سودان جدا نشده بود .

4 – دخالتهای خارجی در امور داخلی این کشور جدید التاسیس و ایجاد جبهه های مخالف و موافق و در نتیجه این اختلافات به جنگهای کوچک و بزرگ انجامیده است .

5 – جهل و بیسوادی بسیاری از مردم جنوب سودان که در واقع این عامل شمشیر دو لبه است که گاهی به نفع و گاهی به ضرر حکومت عمل می کند .

اکنون  اخبار مختلف پیرامون حوادث اخیر و ریشه های آن پرداخته می شود :

 "ریک مشار" معاون سابق رئیس‌جمهوری سودان جنوبی می‌گوید نیروهای شورشی در سودان جنوبی، یک ایالت محوری نفت‌خیز را در دست گرفته‌اند و عمده این کشور را در اختیار دارند.

وی همچنین در گفت‌ وگو با خبرگزاري بي‌بی‌سی عربي  تایید کرده است نیروهای شورشی درگیر با دولت، تحت فرماندهی او هستند.

هفته پیش سالوا کی‌یر، رئیس‌جمهوری سودان جنوبی، آقای مشار معاون اول سابق خود را به تلاش برای کودتا متهم کرد. از آن زمان این کشور در آشوب است.

جیمز کاپنل، خبرنگار سابق بی‌بی‌سی در سودان، می‌گوید موقعیت فعلی بسیار شبیه یک جنگ داخلی است.

نیروهای دولت تلاش می کنند در مبارزه با شورشی‌ها ، شهر "جوبا "  پایتخت این کشور را حفظ کنند.

بنابر اخبار غیر رسمی ، در این مدت دست‌کم ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند.

 

سه صلح‌بان هندی در این درگیری‌های اخیر کشته شده‌اند

نماینده هند در سازمان ملل متحد پیش‌تر خبر داده بود ، سه مامور هندی نیروی صلح‌بان در سودان جنوبی در جریان یورش شورشی‌ها کشته شده‌اند.

همچنین چهار نفر از ماموران آمریکایی که دست‌اندرکار خروج اتباع ایالات متحده از سودان هستند، در جریان هدف قرار گرفتن هواپیمایشان در شهر" بُر"، مرکز ایالات جونگلی، زخمی شدند.

احتمال داده می‌شود که نیروهای شورشی این هواپیما را با نیروهای اوگاندا اشتباه گرفته‌اند و به همین خاطر به آن آتش گشوده‌اند.

باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، هشدار داده است "هر تلاشی در تصاحب قدرت با استفاده از قدرت قهریه، به پایان حمایت دیرینه ایالات متحده و جامعه بین‌المللی از سودان جنوبی می‌انجامد."

سودان جنوبی از سه سال پیش که اعلام استقلال کرد، دولت باثباتی به خود ندیده است

طبق بیانیه کاخ سفید، آقای اوباما درباره حمله به هواپیمای حامل آمریکایی‌ها با مشاوران امنیت ملی خود گفت‌وگو کرده است.

آمریکا در عین حال به رهبران سودان جنوبی یادآوري کرده است که برای تضمین امنیت شهروندان ایالات متحده در آن کشور مسئول هستند.

رهبران مسیحی جهان، خواستار برقراری آتش‌بس در سودان شده‌اند.

عمده جمعیت این کشور، پیرو ادیان کهن قبیله‌های خود یا مسیحی هستند.

"ریک مشار" که ادعایش درباره در دست داشتن ایالات نفت‌خیز "یونیتی" به طور مستقل تایید نشده، گفته است که یک فرمانده ارشد در ارتش سودان جنوبی هم به شورشی‌ها پیوسته است.

با این حال دولت سودان جنوبی می‌گوید این فرمانده، ژنرال جیمز کونگ، به‌تنهایی به شورشی‌ها پیوسته و هیچ نیروی دیگری از ارتش جدا نشده است.

دولت می‌گویداين درگيري ها يك جنگ قومیتی نیست

ریک مشار اوایل تابستان از سمت معاون اول رئیس‌جمهور سودان برکنار شد.

ملاحظه :

"ایالت یونیتی" که آقاي "ریک مشار" می‌گوید به دست شورشیان افتاده، در مرز با کشور سودان است و عمده نفت سودان جنوبی را تولید می‌کند.

بیش از ۹۵ درصد از اقتصاد این کشور نوظهور، به درآمد نفتی وابسته است.

سودان جنوبی کمتر از سه سال پیش و در پی سال‌ها درگیری و جنگ‌های داخلی در سودان، وطی رفراندوم تحت عنوان " تعیین سرنوشت "  از آن کشوربه طور رسمي جدا شد و استقلال آن در جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.

بیشتر منابع نفتی سودان، در سودان جنوبی باقی ماندند.

آقای مشار می‌گوید آماده مذاکره با دولت است به شرطی که چهره‌های سیاسی بازداشت‌شده در روزهای گذشته، آزاد شوند و به کشور بی‌طرفی مانند اتیوپی منتقل شوند.

"سالوا کی‌یر" هم روز جمعه ۲۱ دسامبر پس از دیدار با میانجی‌هایی که از کشورهای آفریقایی به سودان جنوبی رفته‌اند، گفت که موافق مذاکرات است.

با این حال نیروهای دولتی اکنون در تلاش اند که شهر " بُر " را ( یکی از شهره های مهم جنوب سودان ) باز پس بگیرند.

عمده نفت سودان جنوبی در مناطقی است که شورشی‌ها می‌گویند در اختیار گرفته‌اند .

سخنگوی نیروهای صلح‌بان سازمان ملل متحده در این منطقه می‌گوید در شبانه‌روز گذشته شمار قابل‌توجهی از مردم به پایگاه‌های این صلح‌بانان پناه برده‌اند.

رئیس‌جمهوری سودان جنوبی معاون اول سابق خود را متهم کرده که بنا داشته است یک‌شنبه شب گذشته، با یک کودتا قدرت را در دست بگیرد.

اما آقاي "ریک مشار" پیش‌تر ‌این اتهام را رد کرده بود.او اوایل تابستان به دست رئیس‌جمهوری سودان جنوبی از سمت خود برکنار شد.

سالوا کی‌یر از قوم "دینکا" و آقای ماشار از قوم "نویر" است.

سازمان ملل متحد درباره احتمال وقوع جنگی داخلی میان این دو قبیله هشدار داده است.

با این همه دولت تاکید می‌کند درگیری‌ها بر سر قدرت و سیاست است و در هر دو سوی خشونت، رهبرانی از هر دو قبیله حاضرند.

در یک بیانیه دولتی آمده "این که یک کودتا، به عنوان تنش قومیتی تعبیر شود، از نظر ما شدیدا محکوم است."

آمریکا و بریتانیا هر دو برنامه‌هایی برای خروج اضطراری شهروندان خود از سودان جنوبی در پیش گرفته‌اند.

سودان جنوبی، از زمان اعلام استقلال در ژانویه ۲۰۱۱، نتوانسته است دولتی باثبات تشکیل بدهد.

این کشور نفت‌خیز با حضور گروه‌های مسلح بسیار، همچنان شکاف‌های جدی سیاسی و قومی دارد.

منابع:

-        سايت خبري الشروق سودان

-        سايت خبري arabic.com bbc

تهیه کنندگان : محمد هادی تسخیری و غلامحسین حسینی درقه

أبو الحجاج الأقصرى

أبو الحجاج الأقصرى

مقدمه :

در روزنامه الوفد مصر مقاله ای پیرامون زندگی شیخ ابو الحجاج الأقصری یکی از شیوخ معروف صوفیه در این کشور که مسجد و بارگاهی دارد و مردم برای زیارت و تبرک به زیارت مرقد این شیخ صوفی می روند ، به چاپ رسید که از چند نظر جالب و قابل تامل می باشد .

1-   این شیخ در زمان بزرگانی مانند شهاب الدین سهره وردی ( شیخ اشراق ) می زیسته و شاهد اختلافات شدید مذهبی بین شیعیان و اهل سنت در شهر بغداد بوده و به همین دلیل به مصر هجرت کرده است .

2-    روایت برخی از مورخین در باره دلیل مهاجرت این شیخ از عراق به مصر جالب توجه است .

3-   برخی از نویسندگان مصری در هر نوشته ای ، حتی اگر شرح حال بزرگان صوفی نیز باشد ، تلاش می کنند تا به گونه ای اختلافات شیعه و سنی را پر رنگ جلوه دهند . که در این مقاله نمونه بارز آن است و اگر به این شدت این اختلافات را نقل نمی کرد ، هیچ نقصی در استدلالش برای هجرت شیخ به مصر پیش نمی آمد .

مسجد أبوالحجاج الأقصرى بمحافظة الأقصر

ابو الحجاج الأقصری همان سيد يوسف بن عبد الرحيم بن يوسف بن عيسى الزاهد، از نوادگان إمام حسين بن علی (ع) نوه ی گرامی پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله سلم ، وكنيه اش أبو الحجاج است .

وی بعد از اینکه از بغداد به مصر آمد در شهری به نام الأقصردر منطقه ( صعید مصر ) مستقر و در این شهر بزرگ شد ، لذا به الأقصری شهرت یافت .

یکی از نوادگانش به نام استاد محمد عبده الحجاجی که دسترسی فراوانی به کتب خطی و کتابخانه های متعدد و عشق زیادی به تحقیق در باره اولیاء الله داشت ، در کتاب ارزشمند خود ( شخصیتهای صوفی در صعید مصر در دوران اسلامی ) ، زندگینامه ی الأقصری را تدوین کرد .

الأقصری در دامن خانواده مومن، زاهد و متقی پرورش یافت و در خردسالی قرآن را حفظ کرد و تحت رعایت پدر گرامیش ( که دارای ورع و خشوع در برابر حق باری تعالی و صاحب منصب ریاستی در دولت آنزمان بود ) به طور گسترده با فرهنگ دینی آشنا شد . اما در سن جوانی این پدر از دنیا رفت و هیچ چیزی از مال دنیا را برای الأقصری به ارث نگذاشت لذا در حرفه ریسندگی پشم و بافتن آن مشغول شد و دکان معروفی در بازار بغداد داشت .

امام شهاب الدین سهره وردی مؤلف کتاب ( عوارف المعارف ) داستانی پیرامون الأقصری نقل می کند که بسیار عبرت آموز است . امام سهره وردی می گوید : قاتلی شخصی را کشت و فرار کرد و به دکان الأقصری پناه آورد و از او خواست که پنهانش کند . الاأقصری به او گفت : در این حفره که بین دو پای من قرار دارد وارد شد . در این هنگام تعداد زیادی برای خونخواهی مقتول وارد دکان شدند و از شیخ خواستند که قاتل را به آنها تحویل دهد . شیخ به آنها گفت : قاتل بین پاهای مرا پنهان شده است . خونخواهان مقتول به شیخ گفتند : شیخ تو ما را مسخره کرده ای و از دکان خارج شدند و رفتند . قاتل از مخفیگاهش بیرون آمد و به شیخ گفت که من از تو پناه خواستم و تو مکان مرا به آنها گفتی . شیخ گفت : اگر من دروغ می گفتم ، آنها به هر صورت تو را پیدا می کردند و می کشتند اما خداوند با راستگویی ام جان تو را نجات داد .

شیخ در کار خود از خیر و برکت إلاهی بهره مند شد لذا در جوانی ازدواج کرد و فرزندان فراوان از خود باقی گذاشت .

در کنار کار در کلاسهای درس بزرگان علم و شیوخ بزرگ تصوف ، که در آنزمان در بغداد بسیار معروف بود ، شرکت می کرد و از آنها بهره مند می شد .

وی با دانشمندانی مانند امام شهاب الدین سهره وردی هم دوره و رفیق بود و هردوی آنها از علم شیخ فرزانه ابی نجیب سهره وردی (فقیه صوفی و واعظی  که در همه عراق معروف بود ) در مدرسه انتظامیه بغداد ( یکی از مدارس علمیه که در تمام جهان اسلام مشهور بود ) فقه شافعی را خواندند و در آن فقیه شدند .

شیخ در طول مدت تحصیل با جدیت تمام فقه و حدیث را فرا گرفت و از کتابهای زیادی مانند ( قوت القلوب تالیف ابی طالب مکّی ، الرساله القشیریه ی امام قُشیری ، تالیفات امام ابی حامد الغزالی مانند إحیاء علوم الدین ، کتاب الغنیه لطالبی طریق الحق "عزّ و جل ّ" تالیف عبد القادر گیلانی و کتاب " آداب المرید" تالیف أبی مجیب سهره وردی ، بهره های علمی فراوانی برد .

همچنین همه صنعتهای ادبی را فراگرفت و در شعر صاحب ذوق بود و اشعاری سرود .

 شیخ ابو حجاج بعد فراگیری علوم مختلف به وعظ و تبلیغ در شهر بغداد پرداخت. به ویژه خداوند به وی قدرت سخنرانی گیرا و شیوا و تاثیر گزاری بر شنوندگان را داده بود .  

الله نجاك بصدقى. هذه الحرفة التى احترفها الشيخ درّت عليه رزقًا وفيرًا، سمح له بأن يتزوج وينجب أولاده وهو صغير فى السّن، وكان – إلى جانب عمله- "يتردد على حلقات الوعظ والدرس التى كانت تشتهر بها بغداد آنذاك، والتى كان يعقدها فحول الأئمة الواعظون وأقطاب التصوف. وعاصر وزامل الإمام شهاب الدين السهروردى صاحب عوارف المعارف، ونهلا سويًا فى علوم الحقيقة والشريعة على يد الشيخ القدوة أبى النجيب السهروردى (الفقيه الصوفى الواعظ) الذى كان يتمتع – فى ذلك الوقت – بشهرة واسعة النطاق فى مختلف أنحاء العراق" . فى المدرسة النظامية ببغداد، التى ذاع صيتها فى العالم الإسلامى آنذاك – درس الشيخ وتفقه على مذهب الإمام الشافعى، "وأظهر جدًا بالغًا فى الدرس والتحصيل، فقرأ الحديث والكثير من المؤلفات فى علمى الحقيقة والشريعة ككتاب "قوت القلوب" لأبى طالب المكى، و"الرسالة القشيرية" للإمام القشيرى، ومؤلفات الإمام أبى حامد الغزالى التى من أشهرها "إحياء علوم الدين" وكتاب "الغنية لطالبى طريق الحق عز وجل" للقطب عبد القادر الجيلانى، و"آداب المريد" لأبى النجيب السهروردى.. وقرأ أيضا الأدب بمختلف فنونه، وكان ذواقة للشعر" ونظم فى الشعر عدة منظومات. بعد أن حصَّل الشيخ أبو الحجاج قدرًا كبيرًا من العلوم اشتغل بالوعظ والتذكير ببغداد، خاصة وأن الله قد وهبه حُسن الإلقاء وملكة التأثير فى الناس. وأقبلت على دروسه جماهير غفيرة وكثر أتباعه ومحبوه. ثم خرج إلى الحجاز لأداء فريضة الحج، ولكنه عندما عاد إلى بغداد وجد أحوالها قد تغيرت، والمعيشة بها قد ساءت.. يصف ذلك الأستاذ محمد عبده الحجاجى فيقول: "تغير وجه الحياة فى بغداد زمن الخليفة العباسى الناصر لدين الله الذى ولى العراق فى الفترة 575- 622هـ (1179- 1235م) والذى تعرضت البلاد خلال حكمه للعديد من القلاقل والفتن، حيث كان هذا الخليفة يتشيع ويميل إلى مذهب الإمامية على عكس آبائه وأجداده، كما يروى ذلك ابن أنجب الساعى فى مختصر تاريخ الخلفاء. فى عهد هذا الخليفة اشتد ساعد مجد الدين بن الصاحب أستاذ الدار ورئيس الديوان، وعظم نفوذه عندما ولى هذا المنصب حتى صار المتحكم فى الدولة وليس للخليفة معه حكم". "وكان ابن الصاحب هذا شيعيا متطرفا، يبغض أهل السنة كأبعد ما تكون حدود البغض، فكثرت من ثم الفتن والاضطرابات بين المسلمين، ونكّل الشيعة بأهل السنة وجرحوا علماءهم، معتمدين على سياسة الحكم القائم فى البلاد، فوقعت على أثر ذلك العديد من الحوادث وأريقت دماء". يصف سبط ابن الجوزى هذه الأحداث فى "مرآة الزمان" فى أحداث سنة 582هـ فيقول: "وفى يوم عاشوراء فُرش الرّماد فى الأسواق، وعُلِّقت المسوح (أى الثياب السوداء علامة على الحداد) وناح أهل الكرخ والمختارة وبغداد، (أسماء أحياء فى بغداد)، وخرج النساء حاسرات يلطمن وينُحن من باب البدرية إلى باب حجرة الخليفة، والخلع تفاض عليهن وعلى المنشدين من الرجال، وتعدّى الأمر إلى سب الصحابة أبى بكر وعمر وعثمان وطلحة والزبير وعائشة، وكان أهل الكرخ يصيحون: ما بقى كتمان، وأقاموا امرأة يقال لها ابنه قرابا من أهل الكرخ، كان ظهير الدين بن العطار قد كبس دار أبيها فأخرج منها كُتبا فى سب الصحابة، فقطع يديه ورجليه ورجمه العوام حتى قتلوه، فقامت هذه المرأة على دكة تحت منظرة الخليفة فى الريحانيين وحولها ألوف من الرجال والنساء وهى تنشد أشعار العومى وغيره وتسب عائشة وتقول: العنوا راكبة الجمل. وتذكر حديث الإفك والنبى صلى الله عليه وسلم بأقبح الشناعات". هذه الفتن والقلاقل جعلت الشيخ أبو الحجاج يهجر أرض العراق فيمن خرج منها بحثا عن الأمن والسلامة، فيمّم هو وأولاده الأربعة ونفر من ذوى قرباه وأصحابه شطر مكة المكرمة. ولما قدم مكة توفى له ابن يدعى عطاء الله ودفن بالمعلاة. وقد مكث بمكة سنة تعرف خلالها بالشيخ عبد المنعم الأشقر ابن فهد وهو من سادات مكة، وتوطّدت بينهما علاقات الود والصداقة، حتى أن الشيخ الأشقر عرض أن يزوج بناته أولاد الشيخ الأقصرى، فوافق الشيخ الأ قصرى على ذلك وتم هذا الزواج فى مكة. وكان الشيخ الأشقر قد طلب من قبل أن يزوج إحدى بناته للشيخ الأقصرى، لكن الشيخ الأقصرى رفض قائلا: "أنا لا أتزوج بعد أم أولادى ولست فى حاجة إلى النساء." وقد تعرف الشيخ الأقصرى فى مكة أيضًا خلال هذه السنة التى قضاها بها على أشراف من نسل أجداده، وهم الذين رغبوه فى السفر إلى الديار المصرية، وعرّفوه أن له أجدادًا مدفونين بأرض مصر. فوافق الشيخ الأقصرى على ذلك، وخرجوا جميعا إلى المدينة المنورة حيث زاروا قبر المصطفى عليه الصلاة والسلام، ثم اتجهوا إلى الديار المصرية وبصحبتهم أناس من عرب جهينة وعسير، وشقوا طريقهم إلى مصر، فدخلوها عن طريق شرق الدلتا، وأخذوا يتنقلون فى مختلف مدنها فاستقروا فى المنصورة فترة تعرف الشيخ الأقصرى فيها على جماعة من نسل أجداده، ثم اتجهوا منها  رأسًا إلى صعيد مصر عن طريق النيل حتى وصلوا مدينة أسيوط فتخلف بها نفر منهم، ثم اتجه الباقون إلى جرجا، فمكث بها نفر من عرب جهينة وعسير، ثم اتجهوا منها إلى قوص – عاصمة الصعيد فى ذلك الوقت – فاستطاب الإقامة فيها بعضهم، ثم اتجه الشيخ الأقصرى بعد ذلك من هذه المدينة هو وأولاده وعبد المنعم الأشقر بن فهد إلى مدينة الأقصرين (الأقصر) حيث مكثوا بجانبها القبلى وكان ذلك فى أواخر حكم صلاح الدين الأيوبى على مصر.


منبع : روزنامه انترنتی الوفد - أبو الحجاج الأقصرى – محقق "أحمد الجعفرى"  شنبه , 14 دسامبر 2013 م

 

 

سیسی : حلایب مهمترین موضوعی است که ذهن ما را مشغول خود کرده است زیرا به امنیت ملی ما ضربه می زند .

سیسی : حلایب مهمترین موضوعی است که ذهن ما را مشغول خود کرده است زیرا به امنیت ملی ما ضربه می زند .

محمد هادی تسخیری

عبد الفتاح سیسی وزیر دفاع مصر در اولین مصاحبه خود بعد از ساقط کردن محمد مرسی رئیس جمهور برکنار شده مصر ، گفت : مهمترین موضوعی که ذهن ما را مشغول خود کرده بود ، مسئله حلایب بود زیرا که این منطقه بخشی از کشور مصر است ( و بازگرداندن آن به سودان )به امنیت ملی ما ضربه می زند . وی ادامه داد : در آخرین جلسه شورای عالی نیروهای مسلح مصر  با حضور محمد مرسی رئیس جمهور در روز 12 آپریل گذشته ، شایعاتی مبنی بر برکناری وزیر دفاع و مسایل دیگری مربوط به امنیت ملی مانند پروژه کانال سوئز و موضوع حلایب مطرح شد که در این جلسه فرماندهان ارتش به مرسی اعلام کردند که کشور در خطر است و با کاری در راستای درخواستهای مردم انجام داد تا مشکل فرو کش کند . ( و با توجه به اینکه در سایت رسمی حزب و عدالت ( بخش سیاسی اخوان المسمین ) نقشه ای از کشور مصر را منتشر کردند که حلایب در آن بخش از مصر نبود ، در این جلسه فرماندهان مخالف بازگرداندن حلایب به سودان بودند به ویژه پس از سفر مرسی به سودان ) ....

ملاحظه :

 مثلث حلایب منطقه مرزی بین سودان و مصر بود که در زمان حسنی مبارک این منطقه در یک عملیات نظامی بی سر و صدا و در حالیکه کشور سودان مشغول جنک داخلی با جنوبیها بود ، از این کشور جدا شد و به کشور مصر ملحق گردید و تا کنون این منطقه تحت اشغال مصر می باشد .

 

 السيسي: حلايب أهم ما يشغلنا لأنها تمسُّ الأمن القومي

10-08-2013 05:08 PM

كشف وزير الدفاع المصري عبد الفتاح السيسي، في أول حوار منذ الانقلاب على الرئيس السابق محمد مرسي، أن أكثر ما كان يشغل المؤسسة العسكرية، هو ما يتردد عن تنازل الحكومة المصرية عن مثلث حلايب، الذي زعم أنه يتبع لمصر، ويمسُّ الأمن القومي، وقال إن آخر اجتماع للمجلس الأعلى للقوات المسلحة، يحضره الرئيس مرسي في يوم 12 أبريل الماضي، كان به غليان ناتج عن شائعات تتردد تستهدف وزير الدفاع، وأنه سوف تتم إقالته، بجانب قضايا حيوية تتعلق بالأمن القومي، كمشروع قناة السويس وقضية حلايب، مشيراً إلى أنهم أبلغوا مرسي أن الوطن معرض للخطر، ولا بد من اتخاذ إجراءات عميقة للتجاوب مع مطالب الناس، حتى تنفرج الأزمة، مشيراً إلى أن الاجتماع تناول ما وصفه بسلبية الموقف من حلايب، بعد زيارة مرسي للسودان، وما نشر على موقع حزب الحرية والعدالة من خارطة لمصر، دون هذه المنطقة. وكان الاجتماع في جوهره للمصارحة والإعراب بشفافية كاملة عن عوامل قلق المؤسسة العسكرية وتحسبها، بحكم انضباطها والتزاماتها الوطنية ومصداقية تعاملها مع الرئاسة وأمانتها. وأسفر الاجتماع في حينه عن نفي ما تردد عن حلايب، فضلاً عن ترقية قادة الأفرع الرئيسية التي كانت مؤجلة لفترة منذ توليهم مناصبهم. مشيراً إلى أنهم كان يشغلهم ما يثار حول الحدود المصرية خاصة منطقة حلايب، أكثر بكثير مما كان يتردد حول إقالة لقادة الجيش.

صحيفة السوداني

نمونه ای از فعالیت دشمنان انقلاب اسلامی ایران

نمونه ای از فعالیت دشمنان انقلاب اسلامی ایران

در خبر زیر نمونه ای از فعالیت های دشمنان انقلاب اسلامی در جهان را مشاهده می کنید که یک ایرانی ضد انقلاب و یک الجزایری و دو مصری به کمک یک انتشاراتی چپگرای مخالف با انقلاب اسلامی ، به طور مشترک این کار را انجام می دهند .

راستی ما و نویسندگان متعهد ما تا چه اندازه در باره فتنه ۸۸ قلم فرسایی کرده اند . و آیا برای روشن شدن حقایق این فتنه مطلب قابل توجهی ارائه کرده اند ؟

این حقیقت را باید بدانیم که اگر ما کاری نکنیم ، به این معنی نیست که دشمنان ما هم بیکار خواهند بود .

روزی که کتاب " بدون دخترم هرگز " را دشمنان ما نوشتند ، تلاش بسیاری شد تا این شبهه به وجود آمده از اذهان عمومی جهانیان پاک شود . امروز نیز باید بدانیم که دشمنان ما دست بردار نیستند و اگر ما حقایق فتنه ۸۸ را برای ملت شریف ایران و جهانیان بازگو نکنیم ، دشمنان دست بکار خواهند شد و به روش خود این وقایع را نقل خواهند کرد و این داستان " بهشت زهرا " یا " فردوس الزهرا" نایانگر این واقعیت است .

این حقیقت را هم باید همیشه پیش رو داشته باشیم که اگر ما ابرو داری می کنیم و گاهی سکوت مصلحت آمیز می کنیم آنها دست بردار نیستند و از هر فرصت برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و آرمانهای آن ، استفاده می کنند و نمونه ی بارز آند در روزهای اخیر سفر هیأت پارلمانی اروپا به ایران و دیدارها و مصاحبه های آنها پی از بازگشت به کشور های خودشان می باشد .

"فردوس الزهراء" الترجمة العربية الأولي لـ "التنوير"

خاص- بوابة الوفد:

منذ 27 دقيقة 14 ثانية

تستضيف مكتبة التنوير بوسط القاهرة حفل إطلاق الترجمة العربية للرواية المصوّرة «فردوس الزهراء»، وذلك فى السابعة مساء الخميس المقبل 26 ديسمبر.

يتحدث فى الاحتفال مترجما الرواية ريم وأحمد النقاش حول أسباب اختيارهما الرواية وعملهما عليها وتحديات ترجمة الروايات المصورة من واقع خبرتهما، ويحاورهما كاتب السيناريو محمد الحاج.
كما يتناول الناشران شريف جوزيف رزق (مدير دار التنوير) ومحمد البعلى (مدير دار صفصافة) تجربتهما فى نشر الروايات المصورة (الكومكس)، وخططهما القادمة فى هذا المجال، وتعاونهما بشأن «فردوس الزهراء».
جدير بالذكر أن دار التنوير أصدرت فى وقت سابق من هذا العام الرواية المصورة «فلسطين» للمؤلف جو ساكو.
وتدور أحداث «فردوس الزهراء» فى أعقاب انتفاضة 2009 فى إيران، حيث اختفى مهدى فى مُظاهرات الاحتجاج على تزوير الانتخابات فانطلقت أمّه وأخوه فى رحلة للبحث عنه فى دهاليز دولة أمنية بيروقراطية قاهرة يختفى المعارضون فيها بلا أثر كأنّما لم يُوجَدوا أبدًا. ما يُبقى الأمل فى إيجاد مهدى، أو على الأقل يحفظ ذِكراه، ليست الضمانات القانونية ولا أعراف حقوق الإنسان بل إصرار ذويه على اقتفاء أثره ولو كان السبيل هو اختراق نظام المعلومات الأمنى للجمهورية الإسلامية.
و«فردوس الزهراء» هى الأولى لمؤلّفها الإيرانى أمير ورسّامها الجزائرى خليل. نُشِرت ابتداءً من فبراير 2010 على الوِب فى موقع zahrasparadise.com فى حلقات مُسَلسلة بالإنجليزية والفارسية والعربية ولغات أخرى، قبل أن تُنشَر مطبوعة بالإنجليزية فى سبتمبر 2011 ثم بلغات أخرى. ورُشِّحَت سنة 2011 لجائزة آيزنَر فى قسم الكُومِكس الرَّقمية.

خلاصه ترجمه متن فوق :

 روز پنجشنبه آینده مورخ  5 /10 / 1392 جشن آغاز ترجمه داستان " بهشت زهرا" با عنوان " فردوس الزهراء " تالیف امیر ( نویسنده ایرانی ) و خلیل ( نقاش الجزایری ) وبا ترجمه  ریم و احمد النقاش ، به زبان عربی ، برگزار می گردد .

این داستان شرح حال پسری به نام مهدی است که در تظاهرات فتنه سال 88 ( نویسنده این مطلب از آن روزها به نام جنبش سال 2009 میلادی یاد می کند و این امر نمایانگر نگاه منفی اش نسبت به جمهوری اسلامی ایران می باشد ) گم می شود و مادر و برادرانش در مراکز پلیس و دستگاههای امنیتی ، به دنبال او می گردند ولی انگار که او وجود نداشته است !!!!! .

ملاحظات :

-           دار النشر التنویر یکی از مراکز انتشاراتی که کینه توز نسبت به انقلاب اسلامی می باشد . و از انتشاراتیهای چپ گرای مصر به شمار می آید .

-          این داستان در سال 2010 در فضای مجازی به زبانهای فارسی ، انگلیسی ،عربی و زبانهای دیگر منتشر شد .

-          این داستان برای دریافت جوایز بین المللی پیشنهاد شده است .

منبع : روزنامه انترنتی الوفد مصر

تهیه کننده : محمد هادی تسخیری

رأی آری یا خیر به قانون اساسی جدید مصر

یکی از موضاعات جنجالی و دارای موافق و مخالف فراوان در مصر مسئله قانون اساسی جدید این کشور است که اخیراً گروه پنجاه نفره پیش نویس آن را تهیه كرده اند و برای کسب رأی مردم به رفراندوم گذاشته خواهد شد .

پیش نویس این قانون اساسی پس از سقوط محمد مرسی توسط پنجاه نفر که از میان حقوق دانان و سیاستمداران و رهبران احزاب ( لائیک ، ملی گرا و اسلامی ) غیر از اخوان المسلمین ، انتخاب شده بودند نوشته شده است .

برخی از گروههای سیاسی مصر معتقدند شرکت در رفراندوم قانون اساسی بهترین فرصت برای جماعت اخوان المسلمین است تا جایگاه خود را در صحنه سیاسی مصر نشان دهد و مصر را از وضعیت بلا تکلیفی کنونی نجات دهد و اشتباهات قبلی خود را تصحیح نماید .

این سؤالات در برخی از مطبوعات مصر مطرح است که اخوان از این فرصت استفاده می کند یا خیر ؟ آیا آنها مانند گذشته به فرصت سوزی خود ادامه می دهند یا با تغيير موضع به صدای عقل و منطق پاسخ مناسب می دهند ؟

در دوران مرسی ، امور کشور به گونه ای اداره می شد که فقط مصالح اخوان رعایت می گردید و به نظر و مخالفت دیگران هیچ توجهی نمی شد ، لذا به عقیده بسیاری از صاحب نظران مصری ، محمد مرسی به جای اینکه رئیس جمهور همه مردم مصر باشد ، فقط نقش عامل اجرایی مرشد و رهبر اخوان المسلمین را ایفا می کرد .

اکنون در این بررسی کوتاه ، برخی از آراء موافق و مخالف قانون اساسی جدید مصر و دلایل آن مطرح می گردد :

حزب الوسط مصر  در استان ( الفیوم ) در جلسه حزبی اخیر خود به ریاست دکتر حسین یاسین ، پیشنهاداتی برای تعدیل قانون اساسی این کشور به کمیته عالی حزب ارائه نمود .

از سوی دیگر آقای دکتر احمد شفیق یکی از رهبران حزب سلفی (  النور ) و معاون تبلیغات سلفی در منطقه شرقیه ، اعلام کرد : عدم موافقت با تعدیلات انجام شده در قانون اساسی در رفراندوم آینده ، بر فعالیتهای تبلیغاتی و اسلامی حزب تاثیر مستقیم خواهد گذاشت . وی تاکید کرد که رأی ( آری ) دادن به قانون اساسی ،  استقرار کشور را به همراه دارد .

همچنین جبهه استقلال از احزاب و گروههای سیاسی مصر درخواست نمود تا در کنفرانس خبری ( جنبش آری گفتن به قانون اساسی جدید ) برای نجات مصر ، شرکت نمایند .

 این جبهه در اطلاعیه اخیر خود تاکید کرده است که تعدادی از احزاب و نیروهای سیاسی هم پیمان در این جبهه ،  حزب ( المؤتمر ) ، حزب  (التجمع ) و گروههای مؤتلفه جوانان انقلاب ( مصر )  روز پنج شنبه برابر با 12 دیسامبر سال جاری ( 21/ 9/1392 )  و در محل دفتر مرکزی جمعیت جوانان مسلمان در قاهره ، تجمع خواهند کرد  . 

اما حزب الوسط در استان اسیوط به رهبری دکتر عمرو عادل عضو شورای عالی حزب وسط ،  عدم شرکت قطعی خود را در این رفراندوم ، اعلام کرد .

یکی از احزاب موافق با قانون اساسی جدید مصر ، حزب( الوفد )این کشور می باشد .

رئیس حزب الوفد دکتر السید البدوی گفت : گروه پنجاه نفره تدوین قانون اساسی به واقع سخن دلِ هر مصر را در نوشتن این قانون ، بر روی کاغذ آورده است .  وی با قاطعیت اعلام نمود در این قانون اساسی هیچ موردی مخالف با شریعت اسلامی وجود ندارد . 

البدوی در ادامه تاکید کرد : حاکم خدمتگزار ملت است و هرگاه که او فاسد سود ، ملت او را از کار برکنار می کند .

این حزب روز دوشنبه (25/9/1392 ) در محل دفتر این حزب در شهر ( لبیس) سمیناری تحت عنوان ( قانون اساسیت را بشناس ) و با حضور دکتر محمد الزاهد عضو شورای عالی این حزب در مصر و دکتر محمد صلاح عبد البدیع متخصص در امور قانون اساسی و نایب رئیس دانشکده حقوق در دانشگاه ( زقازیق ) ،  برگزار خواهد کرد .

همچنین نمایندگی فرهنگی ما در مصر نیز اخباری در این باره به مرکز ارسال کرده است که به شرح زیر می باشد :

1)      دانشگاه ها خصوصا الازهر، همچنان کانون اعتراضات علیه دولت موقت است. دانشجویان اخوانی و ششم آوریل (که با هم تفاهم نداشته اما برای مقابله با اقدامات پلیسی دولت، اتفاق نظر دارند) خود را برای مخالفت با رفراندوم قانون اساسی آماده می کنند. معترضان تلاش می کنند تا مراکز آموزشی را به تعطیلی بکشانند. روز دوشنبه نیروهای امنیتی وارد دانشگاه الازهر شده و با دانشجویان درگیر شدند. درگیری شدید در بسیاری از دانشگاه ها از جمله قاهره، الازهر، عین شمس، زقازیق و اسیوط گزارش شده و بسیاری از دانشجویان بازداشت شده اند. روز چهارشنبه نیروهای امنیتی به شهرک دانشجویان دختر الازهر یورش برده و با ضرب و شتم آنان، تعدادی را بازداشت کردند.

2)      علاوه بر اخوان المسلمین، حزب مصر القویه از مردم مصر خواست تا به قانون اساسی رأی منفی بدهند. عبدالمنعم ابوالفتوح رئیس این حزب تأکید کرد که حزبش به اراده مردم مصر احترام خواهد گذاشت و به نتیجه انتخابات ملتزم و پایبند می باشد. همچنین یوسف القرضاوی از مردم مصر خواسته تا به قانون اساسی جدید رأی منفی بدهند.اما یاسر برهامی نایب رئیس الدعوه السلفیه از اسلامگراها خواست تا به قانون اساسی رأی مثبت دهند. وی رای مثبت را در شرایط فعلی مانند اکل میته دانسته زیرا معتقد است اگر قانون اساسی رأی اکثریت را بدست نیاورد آینده کشور به خطر خواهد افتاد.

ملاحظه : رفراندوم قانون اساسی جدید مصر در تاریخ 24 و 25 دی ماه سال جاری در این کشور برگزار می گردد .

تهیه کننده : محمد هادی تسخیری

 

آخرین خاطره

آخرین خاطره

 محمد هادی تسخیری

یکی از روزهای فراموش نشدنی زندگی من روز خدا حافظی با شهید انصاری بود . در آن روز اداره کل آفریقا عربی مراسم تودیع و حلالیت طلبی ، در سالن اجتماعات برگزار کرد و شهید انصاری با صفا و صمیمیت همیشگی اش با همه خداحافظی کرد و از همه حلالیت طلبید . اما قبل از شروع این مراسم نامه ای به همه نوشت و به صورت کتبی با همه دوستان و همکاران خداحافظی کرد و از من خواست که به جای ابشان در جلسه ای که در مجمع جهانی اهل البیت )ع( برگزار می گردد شرکت نمایم لذا قبل از رفتن شهید انصاری را بغل کردم و از وی حلالیت طلبیدم و او نیز هم .

خداوند روخش را با شهدای اطهار و ائمه اهل بیت )ع( محشور کند . برای شادی روح پر فتوحش الفاتحه مع الصلوات .

مختصری از آشنایی من و شهید انصاری (ره)

مختصری از آشنایی من و شهید انصاری (ره)

سال آشنایی 1394 ه . ق بود و من اولین با ر شهید انصاری را در اداره کل دیدم هنگامی که برای مرخصی به مرکز آمده بود و از همان ملاقات اول شیفته اخلاق متواضعانه و آرام ایشان شدم و مدتی در باره سودان و شخصیتها و اوضاع فرهنگی و شرایط ویژه این کشور و جنوب سودان و ...   صحبت کردیم . و در همان جلسه احساس کردم که شهید انصاری در این مدت کوتاهی که کار را در سودان بدست گرفته است تا چه اندازه به اعماق لایه های فرهنگی این کشور نفوذ کرده است . گرچه آن زمان در کنار مشترکات فراوان ما در برخی از دیدگاهها پیرامون مسائل فرهنگی سودان با همدیگر اختلاف نظر داشتیم اما ، این اختلافات بر صمیمی تر شدن رابطه ما با هدیگر هیچ تاثیری نداشت زیرا که شهید انصاری شخص خود رأی نبود و به آرای دیگران حتی اگر مخالف نظر خودش باشد احترام می گذاشت و همین ویژگی وی را در دل بسیاری از سودانیها و حتی برخی از سلفیهای معتدل جای داد و رابطه قوی و صمیمی با افرادی مانند یوسف الکوده پیداکرد و حتی او را برای دو یا سه باری به ایران دعوت کرد .

شهید انصاری در مدتی که در سودان بود با بسیاری از شخصیتهای فرهنگی ، دینی ، سیاسی و اجتماعی این کشور ارتباط پیدا کرد و با زبانی ساده و بدون هیچ تعارف و مداهنه و ریا کاری ولی با ادب و رعایت شئون افراد و گروهها ، با آنها سخن گفت و آنها را مجذوب صفا و صمیمیت و اخلاق نیکوی ساخت .

شهید انصاری در مدت چهار سال و اندی که در سودان بود شیعیان پراکنده ی سودانی را سر و سامانی داد و آنها با روش اعتدال و دور از تند رویی های معمول برخی از شیعیان خارج از کشور در سودان جا انداخت و جایگاه مناسبی برای آنها در سودان مهیا ساخت .

از سوی دیگر ارتباطات بسیارز خوب و دوستانه ای با طرق صوفیه و شیوخ و اتباع آنها برقرار نمود و در اکثر مراسم آنها در سخترین شرایط و حتی در گرمای بالاتر از پنجاه درجه در حولیه ها ( سالگرد رحلت شیوخ طرق صوفیه)  حاضر می شد .

و با توجه به اینکه شهید انصاری برخلاف برخی از رایزنان فرهنگی ما تک بعدی نبود ، در زمینه های مختلف فرهنگی چه رسمی و چه مردمی در سودان موفق بود و مورد توجه همه مسئولین سودانی قرار می گرفت .

به عنوان نمونه در اوایل سال جاری که به عنوان سرپرست رایزنی به سودان رفتم و در حاشیه برگزاری کنفرانس ( دیدگاه  شخصیتها وعلمای دین در باره وحدت اسلامی ) ، خود به چشم خود شاهد حضور افراد و گروههای و شخصیتها سودانی چه شیعه و چه سنی بودم که برای دیدن شهید انصاری از راههای دور به خارطوم آمده بودند تا ملاقاتی با ایشان داشته باشند و ایشان نیز مانند فردی که مستمر با آنها در ارتباط بود مرتب در باره هرشخص و گروهو... سفارشهای لازم را به من می کرد و با دلسوزی تمام به من امیدواری می داد تا با تلاش مضاعف برای حل مشکلات انها کوشش نمایم . و گاهی به ایشان می گفتم : حاج آقا من نگرانم که مسئولین سازمان نظرشان در باره مسئولیت این نمایندگی به گونه ای باشد که من نتوانم در ارتباط با این افراد و گروهها استمرار داشته باشم . که ایشان بازهم با توکل و امیدواری ویژه ای تاکید می کرد که ؛ خیالت راحت باشد که من از مرکز تو را حمایت خواهم کرد تا در این امور موفق شوی وپس از بازگشت شهید به ایران من با این افراد و گرههها که بسیار کم توقع و توانمند بودند چند برنامه را با هماهنگی با شهید  انصاری و راهنماییهای ایشان اجرا کردم و نتایج خیلی خوبی گرفتم و..... اما متاسفانه شرایط به گونه ای رقم خورد که این خواسته ها و این تلاشها نیمه کاره ماند و .....

محمد هادی تسخیری

9 / 9 / 1392

شهید انصاری مدافع مظلوم بود

شهید انصاری مدافع مظلوم بود

محمد هادی تسخیری

حادثه انفجار تروریستی ناجوانمردانه در بیروت شهید انصاری را به ملکوت اعلا عروج داد و ما را در داغ جانسوز فقدانش به غمو درد و اندوه نشاند . چنان درد و غمی بر دلمان سنگینی می کرد که توان تمرکز و نوشتن دل نوشتهای خود را نداشتیم و هرشخصی در باره این شهید بزرگ نوشت که همه مأجورند . اما هرچه دوستان می گفتند تو مطلبی بنویس ، نمی توانستم کلمه ای بر روی ورق بیاورم و فقط مبهوت و غمگین و دلشکسته در مراسم متعدد ترحیم ایشان در تهران و قم شرکت می کردم و در ذکر مصیبت سید و سالار شهیدان اشک می ریختم  و کمی از بار سنگینی که دلم را به شدت می فشرد کم می کردم .

 آری شهید انصاری با عزت و احترام تشییع شد و سخنرانان در مراسم ترحیم ایشان مطالب بسیار خوبی در رابطه با ویژگیهای اخلاقی و اخلاص و عشق عمیق ایشان به همکاران و دیگران چه ایرانی و غیر ایرانی سخن گفتند که همه این سخنها ، سخنان برحقی است که واقعاً شهید انصاری دارای این ویژگیها بود اما آنچه مرا در این مدت آزار می داد و نمی توانستم در آن روزها بر زبان آورم و یا بهتر بگویم فریاد بزنم ، ویزگی حق طلبی و دفاع از مظلوم این شهید بزرگوار بود که هیچ سخنرانی به آن اشاره نکرد و حتی احساس می کردم افرادی مایل نیستند این ویژگی مطرح گردد زیرا که آنها زیر سوال می رفتند و باید به ملت بزرگوار ایران جواب گو باشند زیرا که شهید انصاری اکنون شهید ملی ما است و متعلق به همه ملت است و کسانی که بارها به این شهید بزرگوار اهانت کرده اند و یا دل مهربانش را آزار داده اند باید در این دنیا هم نتیجه اعمال بدشان را ببینند . و سکوت در برابر ستمهای این بدکاران خود ستم به شهید است .

هرگز فراموش نمی کنم آن بعد از ظهر عجیب را که شهید انصاری مرا به بهانه دادن خبری به دفتر خود فرا خواند و هنگامی که در رابطه با موضوعی با ایشان مشورت کردم و از ایشان رهنمود خواستم و به ایشان گفتم که حاج آقا تورا به خدا قبل از رفتن به لبنان این موضوع را به جایی برسانید و بعد به این ماموریت بروید . ناگهان دیدم چهره شهید تغییر کرد و گفت : فلانی چه کار کنم ، اینقدر در این مدت به من اهانت کردند که قابل بیان نیست و همین الآن از نزد آقای .... می آیم و هنگامی که به او گفتم که آقای محترم چرا می خواهید حق این مظلوم را ندهید ، من که هر مدرکی که خواستید برای شما آوردم ، این دستور خود شما است که دستور دادید اقدام شود مسئولین دیگر هم دستور دادند اقدام شود ، و این مظلوم بنابر دستور شما این کارها را انجام داده است ، پس چرا حق این آقا را نمی دهید ؟

شهید انصاری در ادامه گفتند : که پس از ارائه توضیحات و خواهش و التماس به این مسئول ، متاسفانه ایشان به من اهانت کرد و کلاً از دادن حق این مظلوم صرف نظر کرد که من در این حالت یخه او را گرفتم و او را به داخل اتاقش بردم و به گفتم که فلانی اگر به این طغیانگریت!! بخواهی ادامه دهی ، والاه همینجا می زنمت ( الله اکبر ، شهید انصاری آرام و صبور که در برابر هر ستم و اهانت به خود کمال بردباری را داشت ، در برابر ظلم به مظلوم برفروخته می شود و ... )   که  این مسئول !!! خود را از دست من خلاص کرد و خود را به رئیس رساند و از من پیش رئیس شکایت کرد . اینجا هم رئیس به جای اینکه از موضوع سوال کند و بررسی لازم را انجام دهد ،  به من پرخاش کرد که حق نداری این کار را بکنی و....

 آری شهید انصاری برای گرفتن حق یک مظلوم حتی اگر ایرانی هم نباشد و هیچ مدافعی هم ندارد ، با مسئول مافوقش دست به یخه هم می شد و برایش مهم نبود که این مسئول غیر مسئول!! ، ماموریت او را لغو کند و یا توبیخ های دیگری انجام دهد . نه این مطالب برای شهید انصاری اصلاً مهم نبود و ابداً به این امور فکر نمی کرد . آنچه که روح ایشان را آرامش می داد احقاق حق مظلومان بود به ویژه کسانی که هیچ مدافعی نداشتند و در این کشور بی یار و یاور بودند .

آری عزیزان شهید انصاری ما اینچنین بود و اگر می خواهیم او را اسوه خود قرار دهیم باید قبل از هر چیز دفاع از مظلوم را مد نظر داشته باشیم که سفارش همه امامان معصوم(ع) ما همین بود و نشانه شیعه واقعی بودن را این ویژگی می دانستند ، و در برابر کسانی که نزد امام معصوم (ع) می آمدند و ادعای شیعه بودن می کردند ، این معصومین (ع) از آنها می پرسیدند که از مظلوم دفاع می کنید ؟ و ....

خدایا شهید انصاری را خود برگزیدی و به نزد خود بردی ، پسمقامش عالی است ، متعالی فرما و خود نیز او را شفیع ما گنهکاران قرار بده . و به ما توفیق عطا کن تا راه او را که همان راه صالحان و اولیای خودت می باشد ، بپیماییم .

آمین یا رب العامین

 برای شادی روح پر فتوح شهید مخلص و شیعه واقعی و شهید اقتدار فرهنگی ، شهید حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ ابراهیم انصاری رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان ، بخوانیم ، سوره مبارکه فاتحه با صلوات بر محمد(ص) و آل محمد .

 

روز از نو روزی از نو در سودان

روز از نو روزی از نو در سودان

محمد هادی تسخیری

پس از بیش از بیست سال جنگ داخلی بین شمال و جنوب سودان و مذاکرات متعدد دولتهای گوناناگون سودانی از نمیری تا بشیر با شورشیان جنوب و انعقاد قرار دادهای مختلف صلح و بلافاصله شروع مجدد جنگ بین دو طرف و کشته ، زخمی و آواره شدن تعداد زیادی از مردم این کشور ، سر انجام در سال 2011 میلادی و پس از یک رفراندوم که در آن حق سرنوشت ، تقسیم ثروت و امنیت بین شمال و جنوب سودان مشخص شد ، بخش جنوبی سودان از این کشور جدا شد و نام (سودان جنوبی) را برای خود انتخاب کرد ، و برگزاری جشنهای مختلف صلح در جنوب این کشور و شروع اعتراض های مختلف از سوی احزاب مخالف حکومت در شمال سودان که این احزاب دولت مرکزی را متهم می کردند که حکومت بشیر بدون مشورت با سایر احزاب ، با موافقت با برگزاری رفراندم تعیین سرنوشت سال2011م ، این فرصت را به جدایی طلبان جنوبی داده است تا سودان را دو تکه کنند ، آری پس از همه این حوادث و رویدادهای دیگر ، تنها جوابی که از سوی دولت سودان به مخالفان داده می شد این بود که ما با این قرارداد صلح دو کار اساسی انجام داده ایم :

1-  اعلام نهایت قطعی جنگ داخلی وجلوگیری از خونریزیهای بیشتر سودانیهای شمالی و جنوبی .

2– بهبود وضعیت اقتصادی سودان و عدم هزینه کردن درآمدهای مالی این کشور برای اداره این جنگ داخلی

و برای تحقق این دو مسئله مهم فوق ، رئیس جمهور سودان البشیر شخصاً در جشن استقلال جنوبیها شرکت نمود و به دنبال آن سفر های متعدد بین مسئولین عالرتبه دو کشور سودان و سودان جنوبی به خارطوم و جوبا مراکز دو کشور ،  انجام گرفت و قرار دادهای مهمی مانند قرار داد انتقال نفت جنوب سودان به واسطه سودان به بازارهای بین المللی و.... امّا با گذشت کمتر از دو سال با آغاز مجدد جنگ بین ارتش سودان و نیروهای شورشی سابق که اکنون نام ارتش آزادیبخش را بر خود گذاشته اند ، و در سطح بین المللی ارتش کشور جنوب سودان به حساب می اآیند ، این امیدواری تبدیل به نا امیدی می شود و مجدداً ناقوس جنگ به صدا در آمد اما به جای جنوب این کشور ، اینبار جنگ در شرق سودان و در ایالت کردفان چهره زشت و کریه خود را به مردم و ارتش سودان نشان می دهد  .

بنابر گزارشهای رسمی گروهی از اعضای ارتش آزادیبخش سودان به رهبری عبد العزیز الحلو که اخیراً در انتخابات والی ولایت کردفان جنوبی از احمد هارون شکست خوده بود ، به کوههای اطراف شهر کادوقلی مرکز این ولایت ، رفته و پس از دریافت سلاح و مهمات از دولت جنوب سودان ، با ارتش سودان درگیر شده اند .

البته دولت سودان مدعی است که تا وقتی که این شورشیان به مقر احمد هارون والی ولایت ، مراکز امنیتی و پلیس حمله نکرده بودند ، ارتش هم با انها درگیر نشده بود و اتهام خلع سلاح شورشیان را از سوی ارتش سودان رد کرد . در حالیکه شورشیان قبلاً اعلام کرده بودند که ارتش قصد خلع سلاح ما را داشت که ما با آن درگیر شدیم . و این تبادل اتهامات وضعیت جنگ داخلی سودان را به مربع اول باز می گرداند ، و این روی داد زمانی اتفاق می افتد که چند ساعت قبل از شروع درگیریهای بین دو طرف  ،  توافقنامه ای بین جنبش مردمی ( بخشی از جنبش آزادیبخش سودان ) و حزب کنگره ملی ( حزب حاکم )  مبنی بر عدم استفاده از سلاح و حل اختلافات از طریق مذاکره و گفتگو  . و گویی با این تبادل اتهامات و جنگ و درگیریهای محدود و مستمر جنگ داخلی دیگری در حال آغاز است که هم امنیت و ثبات سودان را تهدید می کند و هم وضعیت اقتصادی این کشور را بدتر از گذشته خواهد کرد ، یعنی از بین بردن بزرگترین دستاورد جدایی شمال از جنوب و برقراری صلح دائمی در این کشور  .

البته بمب منفجر شده کردفان جنوبی یکی از بمبهای کاشته شده در سرزمین پهناور سودان می باشد و احتمالاً در آینده نزدیک و با برگزاری رفراندوم تعیین سرنوشت منطقه نفت خیز ( ابی ) در گیریهای مجددی بین شمالیها و جنوبیها اتفاق خواهد افتاد ( همانگونه که تقریباً چند ماه پیش نیز اتفاق افتاد و با کشته و زخمی شدن و خرابی های فراوانخانه ها و آوارگی عده زیادی از اهالی منطقه ، سرانجام به طور موقت این جنگ در این منطقه بحرانی  خاموش شد ) که انشاء الله در مقاله ء جداگانه ای به این موضوع پرداخته خواهد شد .

در پایان نتیجه می گیریم که کشور سودان با همه تغییر و تحول و جدایی جنوب از شمال آن ، همچنان آبستن حوادث دیگری است که دشمنان خارجی با کمک مزدوران داخلی برای تضعیف آن ،  برنامه ریزی و اجرا می کنند ، تا هیچ گاه روی آرامش را به خود نبیند یا تسلیم خواسته های استعماری استعمارگران گردد .

 

اشک تمساح قرضاوی برای سودان

اشک تمساح قرضاوی برای سودان

محمد هادی تسخیری

بعد روی دادن حوادث خونین در کشور سودان و کشته شدن عده ای از تظاهرکنندگان و آشوبگران ، این حوادث سبب شد ، واکنشهایی از جهات مختلف داخلی و خارجی نشان داده شود مانند فراخوانی وزیر کشور سودان به مجلس سودان و یا نامه ای که دکتر غازی صلاح الدین و همفکرانش به ژنرال البشیر نوشتند و از او خواستند که دستور دهد این کشتارها متوقف گردد.... و سخنان شیخ یوسف قرضاوی در خطبه نماز جمعه ِ  خطاب به رهبران سودان .....

شیخ یوسف قرضاوی ، شیخ مصری الاصل مقیم در قطر که در فتنه سوریه نقش اصلی را ایفا کرد و خونهای بیگناهان زیادی را به گردن گرفت وکیفر این خونها تا آخر عمر او را رها نخواهد کرد و حسابش با خداوند عزیز و قدیر در آخرت بسیار سخت و دردناک خواهد بود  ، وی در خطبه نماز جمعه خود در مسجد عمر بن الخطاب شهر قطر  ، خطاب به رهبران سودان می گوید :

"من دوست ندارم یک مسلمان به ناحق کشته شود و دولت دستش به خون فرزندانش آلوده گردد "

بنده از شیخ فتنه بدون هیچ مقدمه ای سوال می کنم که تا کی می خواهد به نفاق و دو رویی خود ادامه دهد و در کشوری مانند سوریه با همه وجود آتش بیار معرکه شود و پیر و جوان را برای کشتار بیرحمانه و بر علیه مسلمانان سوری تشویق کند و از سوی دیگر اشک تمساح برای کشته های سودانی بریزد ؟

چرا در ابتدای حوادث سوریه اینچنین ناصحانه وارد میدان نشدی؟ و فوراً دولت و ارتش و نیروهای امنیتی سوریه را به کشتار مردم متهم کردی و با سخرانیهای آتشینی عده زیادی از جوانان خام جهان اسلام رزا برای حنگیدن در کنار شورشیان سوری فراخواندی و اکنون اینگونه سخن می گویی ؟ آیا این سخنان تو مقدمه ای برای به آشوب کشاندن سودان مانند سوریه نیست ؟ که من تصور می کنم جنین است و آینده این امر را نشان خواهد داد . و همه چهره واقعی این شیخ فتنه را خواهند شناخت .

شیخ فتنه از دولت سودان می خواهد که از تجربه دولت اخوانی مصر عبرت بگیرد . که باید از ایشان پرسید که دولت اخوانی مصر را چه کسی به سوی این سرنوشت بد و نامعلوم سوق داد به جز افرادی مانند شما ؟ چه کسی با سخنرانیها غرور کاذب در رهبران اخوان ایجاد کرد ؟ جه کسی با سخنان خود انحراف فکری و عقیدتی در رهبران اخوان ایجاد کرد و آنها به جای پرداختن به دشمن اصلی یعنی رژیم صهیونیستی ، آنها را به دشمنی با تشیع و ایران اسلامی ترغیب می کرد ؟ انشاء الله حقایق در آینده نزدیک روشن آشکار خواهد شد و به این سوال جواب داده می شود و سیاه رویی و عار ننگ برای مسببین آن خواهد ماند . 

تحلیلی در باره اوضاع سودان : آیا سودان جایگزین سوریه خواهد شد ؟

تحلیلی در باره اوضاع سودان : آیا سودان جایگزین سوریه خواهد شد ؟

محمد هادی تسخیری

در ده سال گذشته که کشور آمریکا برای تغییر نقشه  جغرافیایی خاورمیانه ( غرب آسیا) تلاش می کند و اقدامات متعددی مانند حمله به عراق و لیبی و ... انجام می دهد ، اتفاقاتی در کشورهای عربی مانند تونس ، مصر ، لیبی ، یمن و اخیراً سوریه  افتاده است که همه خوانندگان عزیز از آن مطلع اند و نیازی به بازگویی مجدد آنها نیست . در این میان نیز برخی از کشورهای عربی نیز از فرصت سوء استفاده کرده و مشکلات داخلی خود را به بهانه مبارزه با دیکتاتورها !! و دفاع از ملتهای مظلوم !!  و ... به  این کشور های آسیب دیده ودرگیر مشکلات داخلی مانند سوریه ، صادر کردند که نمونه بارز آن حکومت سلطنتی عربستان که از دست سلفیهای عربستانی به شدت در خطر قرار گرفته بود و مرتب با حملات امنیتی به خانه های تیمی آنها ، جنگ خیابانی تمام عیار به راه می انداخت و عده ای از آنها را می کشت و گروه دیگری را اسیر و زندانی می کرد . و به دنبال این تحرکات اقوام و آشنایان با نفوذهمین زندانیان که اکثر آنها سعودی الاصل ، خواسته یا ناخواسته دولت عربستان و شخص ملک و ولی عهد را زیر سوال می بردند .  لذا دولت عربستان برای رهایی از این مشکل بسیار دردناک و مشقت آور داخلی مجبور بود تلاش کند تا به صورتی از شر این تروریستهای خودی راحت شود و به قول خودشان بازی برد – برد را شروع کنند یعنی با آزاد کردن آنها به شرط شرکت در جهاد در سوریه یا آنها را به کشتن می داد و یا سر انجام گرفتار ملت و یا دولت سوریه می ساخت که در هر دو حالت از دست آنها خلاص شده است و مسئولیت از بین رفتن آنها را به عهده دیگری انداخته و خود به دروغ برای آنها و در دفاه از انها اشک تمساح خواهد ریخت ( که شاید اشک هم نریزد ) .

از سوی دیگر برای استمرا چنین وضعیتی (صادر کردن مشکلات داخلی به خارج )  نمی توان بر روی یک کشور مانند سوریه فقط سرمایه گزاری کرد . زیرا که ممکن است تیر به سنگ بخورد و جنگ داخلی سوریه مانند مانند جنگ افغانها با کمونیستها پایان یابد و آنگاه  شرایط بدتری در انتظار عربستان خواهد بود . همانطوریکه کشورهایی مانند یمن ، لیبی ، سودان ، الجزایر و بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی بعد از پایان یافتن جنگ افغانها با شوروی سابق ، با این مشکل روبرو شدند . و سالها با دادن تلفات فراوان ، برخی از حکومتها مانند الجزایر به سلامت از این مشکل عبور کردند اما برخی دیگر از کشورهای عربی مانند تونس  با وجود تغییراتی که در آنها صورت گرفت اما هنوز کاملاً از شر آفت بازگشت به اصطلاح ( مجاهدان عرب افغان)  راحت نشدند .

لذا کشورهای عربستان و قطر به کمک برخی دیگر از شیوخ کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس برنامه های فرهنگی ، دینی ، اقتصادی و نظامی متعددی را در سودان شروع کردند و گروههای تند روی سلفی را به واسطه این برنامه های مختلف و از جهات گوناگون تقویت کردند و با براه انداختن جنگ تبلیغاتی و عقیدتی بر علیه دشمن فرضی به نام شیعیان سودانی به تاخت و تاز بی سابقه ای در سودان پرداختند . و هنگامی که دولت مرکزی مشغول جنوبیها بود و در حال حل مشکل خود با کشور جنوب سودان بود و در حالیکه اعتراضات احزاب به شدت بالا گرفته بود و کشور تاحدودی وضعیت غیر مستقر داشت ، وهابیها و سلفیهای تند رو ( منجمله جماعت انصار السنه المحمدیه – شاخه شیخ ابو زید که گروه وهابی تند رو تری نسبت به هم نام دیگر خود به رهبری شیخ هدیه رئیس سابق این جماعت ، هستند و اخیراً با برپایی همایشهای متعدد و جلسات فراوان ضمن حمله به تشیع همکاری دولت سودان با ایران شیعی !! را محکوم کردند و تقاضای قطع روابط با ایران و اخراج سفیر ما از خارطوم شده اند  .... ) از این فرصت استفاده کرده به برپایی اردوگاههای نظامی برای تربیت نیروهای نظامی در سودان پرداختند که حکومت سودان در این مرحله احساس خطر کرد و با حمله همه جانبه به مراکز آموزش نظامی آنها بسیاری از رهبران نظامی آنها را زندانی کرد . اما موضوع سوریه بسیاری از معادله ها را بر هم زد و بهانه ای شد تا در بسیاری از کشورها تروریستها یا با اراده دولت و یا از طریق فرار از زندان ، از بند رها یافتن و به تروریستهای مستقر در سوریه ملحق شدند . البته در پس پرده عملیات مخفیانه فراوانی صورت می گیرد که متاسفانه دسترسی به پشت پرده فعلاً کار بسیار مشکل و احیاناً ناممکن است .

اکنون که موضوع تیره و تار سوریه چه از نظر بین المللی و چه از نظر داخلی در حال روشن شدن است و احتمال می رود که تا چندی بعد موضوع سوریه با توافقات بین المللی و منطقه به پایان برسد  ، لازم است این بازی جنگ عقیدتی را با بهانه های جدید و به ظاهر انساندوستانه ای به کشور دیگری منتقل شود و کشورهایی مانند عربستان نیز نیروهای تروریستی خود را از سوریه به آن کشور منتقل کنند و از ورود انها به داخل ممانعت ورزند .

تصور می شود بنابر قرائن موجود بعد از سوریه نوبت به سودان میرسد که به بهانه سقوط دکتاتوری به نام بشیر !! و با استفاده از اختلافاتی که در بین صفوف احزاب اسلامی و غیر اسلامی وجود دارد ، این نقشه شوم در این کشور عملی شود .

گرچه از سویی دیگر مشاهده می شود که عقلای سودان تا حدودی به این امر پی برده اند و تلاش می کنند قبل از وقوع هر حادثه ای پیش بینی لازم را از فبل انجام دهند . به ویژه که دیده می شود که آنها (عقلای سودان ) اکنون تلاشهایی را آغاز کرده اند تا جلوی برخی از احتمالات در آینده مقاومت کنند . احتمالاتی که می تواند بهانه دیگران برای براه انداختن جنگ داخلی در سودان باشد . و در این رابطه موارد زیر را به صورت فهرست وار ذکر می شود :

1 – فعالیتها و مصاحبه ها و اظهار نظرهای افرادی مانند دکتر غازی صلاح دین ( سیاستمدار با هوش سودانی و از شاگردان سابق ترابی و یار و مشاور بشیر و نماینده کنونی مجلس سودان ) و دکتر قطب المهدی ( از نیروهای برجسته سیاسی و امنیتی مورد اعتماد حزب حاکم سودان ) در باره کاندیدا شدن مجدد بشیر و مشکلات داخلی حزب حاکم و ارائه راه حلهای پیشنهادی .

2 – تلاش برای حل اختلافات بین بشیر و ترابی و دو حزب کنگره ملی و میهنی توسط افرادی مانند دکتر الزبیر احمد الحسن دبیر کل حرکت اسلامی سودان و شیخ ابراهیم سنوسی دبیر کل حزب کنگره میهنی سودان .

3 – تلاش برا نزدیکتر شدن حزب امت به رهبری صادق المهدی نخست وزیر اسبق سودان و حزب حاکم به رهبری البشیر رئیس جمهور کنونی سودان به ویژ از طریق سرهنگ عبد الرحمن المهدی ( فرزند صادق المهدی و معاون بشیر ) و با دیدگاههای اخیر صادق المهدی در رابطه با حل اختلافات داخلی که سبب شد گروههای مخالف جمع شوند و شورای (100 روز ) برای سقوط نظام را منحل کنند تا اختیار مخالفین حکومت بیشتر از این در اختیار صادق المهدی قرار نگیرد ....  .

4 – با انجام سفرهای متقابل البشیر و سولفا کَیَر دو رئیس جمهور سودان و سودان جنوبی به جوبا و خارطوم تلاش برای حل اختلافات در سطح عالی بین دو کشور حل و فصل شود .

این موارد و موارد مشابه دیگر اقدامات پیش گیرانه ای است که عقلای سودان برای حفظ آرامش و تمامیت ارضی سودان در برابر احتمالات آینده انجام می دهند .

و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین .