ایالت نفت‌خیز سودان جنوبی "در دست شورشی‌ها"

ایالت نفت‌خیز سودان جنوبی "در دست شورشی‌ها"

در درگیری‌های روزهای اخیر سودان جنوبی، دست‌کم ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند

کشور سودان جنوبی که در سال 2011 میلادی و پس از برگزاری رفراندوم ، از کشور سودان جدا شد و به عنوان کشور مستقل در جهان شناخته شد اکنون به دلیل اختلافات بین رئیس جمهور این کشور و معاون اول سابقش دچار شورش و جنگ داخلی شده است .

رهبران این کشور که به عقیده برخی از صاحبنظران این کشور مانند کودک " زود رس " متولد شده است و فاقد بسیاری از زیر ساختهای لازم برای یک کشور مستقل می باشد ، در طول این سه سال گذشته نشان دهند که این فرضیه اشتباه است و سودان جنوبی دارای انسجام ملی می باشد و می تواند مانند یک کشور متحد ، امور خود را به خوبی اداره کند . اما حوادث اخیر ثابت کرد که هنوز هم روح و رسم و رسوم قبیله ای در این کشور حاکم است .

 دکتر جان گرانگ رهبر سابق شورشیان جنوب که رئیس جمهور کنونی معاون او بود و در سانحه هوایی کشته شد ، هرگز معتقد به جدایی سودان جنوبی از سودان نبود ،زیرا که وی کاملاً می دانست که اگر جنوب از شمال جدا شود ، دچار جنگ قبیله ای خواهد شد . چنگی که هر یک از رهبران دو قبیله بزرگ جنوب یعنی "دینکا" و "نویر" برای به دست آوردن منافع بیشتر به جنگ یکدیگر خواهد پرداخت .

البته به طور اختصار می توان عوامل زیر را به عنوان دلایل شروع این نا آرامیها در سودان جنوبی دانست :

1 –  عدم وجود روحیه ملی برای حفظ و استحکام وحدت ملی کشور .

2 – ثروتمند بودن این کشور جدید التاسیس و طمع داشتن نیروهای داخلی و خارجی نسبت به بهربرداری و بهره مندی از ثروت خدا دادی نفت .

3 – وجود اختلافات قدیمی قبیله ای بین دو قبیله بزرگ جنوب سودان ( دینکا و نویر ) که همیشه این اختلافات باعث جنگهای داخلی در جنوب سودان بود حتی زمانی که این کشور از کشور سودان جدا نشده بود .

4 – دخالتهای خارجی در امور داخلی این کشور جدید التاسیس و ایجاد جبهه های مخالف و موافق و در نتیجه این اختلافات به جنگهای کوچک و بزرگ انجامیده است .

5 – جهل و بیسوادی بسیاری از مردم جنوب سودان که در واقع این عامل شمشیر دو لبه است که گاهی به نفع و گاهی به ضرر حکومت عمل می کند .

اکنون  اخبار مختلف پیرامون حوادث اخیر و ریشه های آن پرداخته می شود :

 "ریک مشار" معاون سابق رئیس‌جمهوری سودان جنوبی می‌گوید نیروهای شورشی در سودان جنوبی، یک ایالت محوری نفت‌خیز را در دست گرفته‌اند و عمده این کشور را در اختیار دارند.

وی همچنین در گفت‌ وگو با خبرگزاري بي‌بی‌سی عربي  تایید کرده است نیروهای شورشی درگیر با دولت، تحت فرماندهی او هستند.

هفته پیش سالوا کی‌یر، رئیس‌جمهوری سودان جنوبی، آقای مشار معاون اول سابق خود را به تلاش برای کودتا متهم کرد. از آن زمان این کشور در آشوب است.

جیمز کاپنل، خبرنگار سابق بی‌بی‌سی در سودان، می‌گوید موقعیت فعلی بسیار شبیه یک جنگ داخلی است.

نیروهای دولت تلاش می کنند در مبارزه با شورشی‌ها ، شهر "جوبا "  پایتخت این کشور را حفظ کنند.

بنابر اخبار غیر رسمی ، در این مدت دست‌کم ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند.

 

سه صلح‌بان هندی در این درگیری‌های اخیر کشته شده‌اند

نماینده هند در سازمان ملل متحد پیش‌تر خبر داده بود ، سه مامور هندی نیروی صلح‌بان در سودان جنوبی در جریان یورش شورشی‌ها کشته شده‌اند.

همچنین چهار نفر از ماموران آمریکایی که دست‌اندرکار خروج اتباع ایالات متحده از سودان هستند، در جریان هدف قرار گرفتن هواپیمایشان در شهر" بُر"، مرکز ایالات جونگلی، زخمی شدند.

احتمال داده می‌شود که نیروهای شورشی این هواپیما را با نیروهای اوگاندا اشتباه گرفته‌اند و به همین خاطر به آن آتش گشوده‌اند.

باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، هشدار داده است "هر تلاشی در تصاحب قدرت با استفاده از قدرت قهریه، به پایان حمایت دیرینه ایالات متحده و جامعه بین‌المللی از سودان جنوبی می‌انجامد."

سودان جنوبی از سه سال پیش که اعلام استقلال کرد، دولت باثباتی به خود ندیده است

طبق بیانیه کاخ سفید، آقای اوباما درباره حمله به هواپیمای حامل آمریکایی‌ها با مشاوران امنیت ملی خود گفت‌وگو کرده است.

آمریکا در عین حال به رهبران سودان جنوبی یادآوري کرده است که برای تضمین امنیت شهروندان ایالات متحده در آن کشور مسئول هستند.

رهبران مسیحی جهان، خواستار برقراری آتش‌بس در سودان شده‌اند.

عمده جمعیت این کشور، پیرو ادیان کهن قبیله‌های خود یا مسیحی هستند.

"ریک مشار" که ادعایش درباره در دست داشتن ایالات نفت‌خیز "یونیتی" به طور مستقل تایید نشده، گفته است که یک فرمانده ارشد در ارتش سودان جنوبی هم به شورشی‌ها پیوسته است.

با این حال دولت سودان جنوبی می‌گوید این فرمانده، ژنرال جیمز کونگ، به‌تنهایی به شورشی‌ها پیوسته و هیچ نیروی دیگری از ارتش جدا نشده است.

دولت می‌گویداين درگيري ها يك جنگ قومیتی نیست

ریک مشار اوایل تابستان از سمت معاون اول رئیس‌جمهور سودان برکنار شد.

ملاحظه :

"ایالت یونیتی" که آقاي "ریک مشار" می‌گوید به دست شورشیان افتاده، در مرز با کشور سودان است و عمده نفت سودان جنوبی را تولید می‌کند.

بیش از ۹۵ درصد از اقتصاد این کشور نوظهور، به درآمد نفتی وابسته است.

سودان جنوبی کمتر از سه سال پیش و در پی سال‌ها درگیری و جنگ‌های داخلی در سودان، وطی رفراندوم تحت عنوان " تعیین سرنوشت "  از آن کشوربه طور رسمي جدا شد و استقلال آن در جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.

بیشتر منابع نفتی سودان، در سودان جنوبی باقی ماندند.

آقای مشار می‌گوید آماده مذاکره با دولت است به شرطی که چهره‌های سیاسی بازداشت‌شده در روزهای گذشته، آزاد شوند و به کشور بی‌طرفی مانند اتیوپی منتقل شوند.

"سالوا کی‌یر" هم روز جمعه ۲۱ دسامبر پس از دیدار با میانجی‌هایی که از کشورهای آفریقایی به سودان جنوبی رفته‌اند، گفت که موافق مذاکرات است.

با این حال نیروهای دولتی اکنون در تلاش اند که شهر " بُر " را ( یکی از شهره های مهم جنوب سودان ) باز پس بگیرند.

عمده نفت سودان جنوبی در مناطقی است که شورشی‌ها می‌گویند در اختیار گرفته‌اند .

سخنگوی نیروهای صلح‌بان سازمان ملل متحده در این منطقه می‌گوید در شبانه‌روز گذشته شمار قابل‌توجهی از مردم به پایگاه‌های این صلح‌بانان پناه برده‌اند.

رئیس‌جمهوری سودان جنوبی معاون اول سابق خود را متهم کرده که بنا داشته است یک‌شنبه شب گذشته، با یک کودتا قدرت را در دست بگیرد.

اما آقاي "ریک مشار" پیش‌تر ‌این اتهام را رد کرده بود.او اوایل تابستان به دست رئیس‌جمهوری سودان جنوبی از سمت خود برکنار شد.

سالوا کی‌یر از قوم "دینکا" و آقای ماشار از قوم "نویر" است.

سازمان ملل متحد درباره احتمال وقوع جنگی داخلی میان این دو قبیله هشدار داده است.

با این همه دولت تاکید می‌کند درگیری‌ها بر سر قدرت و سیاست است و در هر دو سوی خشونت، رهبرانی از هر دو قبیله حاضرند.

در یک بیانیه دولتی آمده "این که یک کودتا، به عنوان تنش قومیتی تعبیر شود، از نظر ما شدیدا محکوم است."

آمریکا و بریتانیا هر دو برنامه‌هایی برای خروج اضطراری شهروندان خود از سودان جنوبی در پیش گرفته‌اند.

سودان جنوبی، از زمان اعلام استقلال در ژانویه ۲۰۱۱، نتوانسته است دولتی باثبات تشکیل بدهد.

این کشور نفت‌خیز با حضور گروه‌های مسلح بسیار، همچنان شکاف‌های جدی سیاسی و قومی دارد.

منابع:

-        سايت خبري الشروق سودان

-        سايت خبري arabic.com bbc

تهیه کنندگان : محمد هادی تسخیری و غلامحسین حسینی درقه

أبو الحجاج الأقصرى

أبو الحجاج الأقصرى

مقدمه :

در روزنامه الوفد مصر مقاله ای پیرامون زندگی شیخ ابو الحجاج الأقصری یکی از شیوخ معروف صوفیه در این کشور که مسجد و بارگاهی دارد و مردم برای زیارت و تبرک به زیارت مرقد این شیخ صوفی می روند ، به چاپ رسید که از چند نظر جالب و قابل تامل می باشد .

1-   این شیخ در زمان بزرگانی مانند شهاب الدین سهره وردی ( شیخ اشراق ) می زیسته و شاهد اختلافات شدید مذهبی بین شیعیان و اهل سنت در شهر بغداد بوده و به همین دلیل به مصر هجرت کرده است .

2-    روایت برخی از مورخین در باره دلیل مهاجرت این شیخ از عراق به مصر جالب توجه است .

3-   برخی از نویسندگان مصری در هر نوشته ای ، حتی اگر شرح حال بزرگان صوفی نیز باشد ، تلاش می کنند تا به گونه ای اختلافات شیعه و سنی را پر رنگ جلوه دهند . که در این مقاله نمونه بارز آن است و اگر به این شدت این اختلافات را نقل نمی کرد ، هیچ نقصی در استدلالش برای هجرت شیخ به مصر پیش نمی آمد .

مسجد أبوالحجاج الأقصرى بمحافظة الأقصر

ابو الحجاج الأقصری همان سيد يوسف بن عبد الرحيم بن يوسف بن عيسى الزاهد، از نوادگان إمام حسين بن علی (ع) نوه ی گرامی پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله سلم ، وكنيه اش أبو الحجاج است .

وی بعد از اینکه از بغداد به مصر آمد در شهری به نام الأقصردر منطقه ( صعید مصر ) مستقر و در این شهر بزرگ شد ، لذا به الأقصری شهرت یافت .

یکی از نوادگانش به نام استاد محمد عبده الحجاجی که دسترسی فراوانی به کتب خطی و کتابخانه های متعدد و عشق زیادی به تحقیق در باره اولیاء الله داشت ، در کتاب ارزشمند خود ( شخصیتهای صوفی در صعید مصر در دوران اسلامی ) ، زندگینامه ی الأقصری را تدوین کرد .

الأقصری در دامن خانواده مومن، زاهد و متقی پرورش یافت و در خردسالی قرآن را حفظ کرد و تحت رعایت پدر گرامیش ( که دارای ورع و خشوع در برابر حق باری تعالی و صاحب منصب ریاستی در دولت آنزمان بود ) به طور گسترده با فرهنگ دینی آشنا شد . اما در سن جوانی این پدر از دنیا رفت و هیچ چیزی از مال دنیا را برای الأقصری به ارث نگذاشت لذا در حرفه ریسندگی پشم و بافتن آن مشغول شد و دکان معروفی در بازار بغداد داشت .

امام شهاب الدین سهره وردی مؤلف کتاب ( عوارف المعارف ) داستانی پیرامون الأقصری نقل می کند که بسیار عبرت آموز است . امام سهره وردی می گوید : قاتلی شخصی را کشت و فرار کرد و به دکان الأقصری پناه آورد و از او خواست که پنهانش کند . الاأقصری به او گفت : در این حفره که بین دو پای من قرار دارد وارد شد . در این هنگام تعداد زیادی برای خونخواهی مقتول وارد دکان شدند و از شیخ خواستند که قاتل را به آنها تحویل دهد . شیخ به آنها گفت : قاتل بین پاهای مرا پنهان شده است . خونخواهان مقتول به شیخ گفتند : شیخ تو ما را مسخره کرده ای و از دکان خارج شدند و رفتند . قاتل از مخفیگاهش بیرون آمد و به شیخ گفت که من از تو پناه خواستم و تو مکان مرا به آنها گفتی . شیخ گفت : اگر من دروغ می گفتم ، آنها به هر صورت تو را پیدا می کردند و می کشتند اما خداوند با راستگویی ام جان تو را نجات داد .

شیخ در کار خود از خیر و برکت إلاهی بهره مند شد لذا در جوانی ازدواج کرد و فرزندان فراوان از خود باقی گذاشت .

در کنار کار در کلاسهای درس بزرگان علم و شیوخ بزرگ تصوف ، که در آنزمان در بغداد بسیار معروف بود ، شرکت می کرد و از آنها بهره مند می شد .

وی با دانشمندانی مانند امام شهاب الدین سهره وردی هم دوره و رفیق بود و هردوی آنها از علم شیخ فرزانه ابی نجیب سهره وردی (فقیه صوفی و واعظی  که در همه عراق معروف بود ) در مدرسه انتظامیه بغداد ( یکی از مدارس علمیه که در تمام جهان اسلام مشهور بود ) فقه شافعی را خواندند و در آن فقیه شدند .

شیخ در طول مدت تحصیل با جدیت تمام فقه و حدیث را فرا گرفت و از کتابهای زیادی مانند ( قوت القلوب تالیف ابی طالب مکّی ، الرساله القشیریه ی امام قُشیری ، تالیفات امام ابی حامد الغزالی مانند إحیاء علوم الدین ، کتاب الغنیه لطالبی طریق الحق "عزّ و جل ّ" تالیف عبد القادر گیلانی و کتاب " آداب المرید" تالیف أبی مجیب سهره وردی ، بهره های علمی فراوانی برد .

همچنین همه صنعتهای ادبی را فراگرفت و در شعر صاحب ذوق بود و اشعاری سرود .

 شیخ ابو حجاج بعد فراگیری علوم مختلف به وعظ و تبلیغ در شهر بغداد پرداخت. به ویژه خداوند به وی قدرت سخنرانی گیرا و شیوا و تاثیر گزاری بر شنوندگان را داده بود .  

الله نجاك بصدقى. هذه الحرفة التى احترفها الشيخ درّت عليه رزقًا وفيرًا، سمح له بأن يتزوج وينجب أولاده وهو صغير فى السّن، وكان – إلى جانب عمله- "يتردد على حلقات الوعظ والدرس التى كانت تشتهر بها بغداد آنذاك، والتى كان يعقدها فحول الأئمة الواعظون وأقطاب التصوف. وعاصر وزامل الإمام شهاب الدين السهروردى صاحب عوارف المعارف، ونهلا سويًا فى علوم الحقيقة والشريعة على يد الشيخ القدوة أبى النجيب السهروردى (الفقيه الصوفى الواعظ) الذى كان يتمتع – فى ذلك الوقت – بشهرة واسعة النطاق فى مختلف أنحاء العراق" . فى المدرسة النظامية ببغداد، التى ذاع صيتها فى العالم الإسلامى آنذاك – درس الشيخ وتفقه على مذهب الإمام الشافعى، "وأظهر جدًا بالغًا فى الدرس والتحصيل، فقرأ الحديث والكثير من المؤلفات فى علمى الحقيقة والشريعة ككتاب "قوت القلوب" لأبى طالب المكى، و"الرسالة القشيرية" للإمام القشيرى، ومؤلفات الإمام أبى حامد الغزالى التى من أشهرها "إحياء علوم الدين" وكتاب "الغنية لطالبى طريق الحق عز وجل" للقطب عبد القادر الجيلانى، و"آداب المريد" لأبى النجيب السهروردى.. وقرأ أيضا الأدب بمختلف فنونه، وكان ذواقة للشعر" ونظم فى الشعر عدة منظومات. بعد أن حصَّل الشيخ أبو الحجاج قدرًا كبيرًا من العلوم اشتغل بالوعظ والتذكير ببغداد، خاصة وأن الله قد وهبه حُسن الإلقاء وملكة التأثير فى الناس. وأقبلت على دروسه جماهير غفيرة وكثر أتباعه ومحبوه. ثم خرج إلى الحجاز لأداء فريضة الحج، ولكنه عندما عاد إلى بغداد وجد أحوالها قد تغيرت، والمعيشة بها قد ساءت.. يصف ذلك الأستاذ محمد عبده الحجاجى فيقول: "تغير وجه الحياة فى بغداد زمن الخليفة العباسى الناصر لدين الله الذى ولى العراق فى الفترة 575- 622هـ (1179- 1235م) والذى تعرضت البلاد خلال حكمه للعديد من القلاقل والفتن، حيث كان هذا الخليفة يتشيع ويميل إلى مذهب الإمامية على عكس آبائه وأجداده، كما يروى ذلك ابن أنجب الساعى فى مختصر تاريخ الخلفاء. فى عهد هذا الخليفة اشتد ساعد مجد الدين بن الصاحب أستاذ الدار ورئيس الديوان، وعظم نفوذه عندما ولى هذا المنصب حتى صار المتحكم فى الدولة وليس للخليفة معه حكم". "وكان ابن الصاحب هذا شيعيا متطرفا، يبغض أهل السنة كأبعد ما تكون حدود البغض، فكثرت من ثم الفتن والاضطرابات بين المسلمين، ونكّل الشيعة بأهل السنة وجرحوا علماءهم، معتمدين على سياسة الحكم القائم فى البلاد، فوقعت على أثر ذلك العديد من الحوادث وأريقت دماء". يصف سبط ابن الجوزى هذه الأحداث فى "مرآة الزمان" فى أحداث سنة 582هـ فيقول: "وفى يوم عاشوراء فُرش الرّماد فى الأسواق، وعُلِّقت المسوح (أى الثياب السوداء علامة على الحداد) وناح أهل الكرخ والمختارة وبغداد، (أسماء أحياء فى بغداد)، وخرج النساء حاسرات يلطمن وينُحن من باب البدرية إلى باب حجرة الخليفة، والخلع تفاض عليهن وعلى المنشدين من الرجال، وتعدّى الأمر إلى سب الصحابة أبى بكر وعمر وعثمان وطلحة والزبير وعائشة، وكان أهل الكرخ يصيحون: ما بقى كتمان، وأقاموا امرأة يقال لها ابنه قرابا من أهل الكرخ، كان ظهير الدين بن العطار قد كبس دار أبيها فأخرج منها كُتبا فى سب الصحابة، فقطع يديه ورجليه ورجمه العوام حتى قتلوه، فقامت هذه المرأة على دكة تحت منظرة الخليفة فى الريحانيين وحولها ألوف من الرجال والنساء وهى تنشد أشعار العومى وغيره وتسب عائشة وتقول: العنوا راكبة الجمل. وتذكر حديث الإفك والنبى صلى الله عليه وسلم بأقبح الشناعات". هذه الفتن والقلاقل جعلت الشيخ أبو الحجاج يهجر أرض العراق فيمن خرج منها بحثا عن الأمن والسلامة، فيمّم هو وأولاده الأربعة ونفر من ذوى قرباه وأصحابه شطر مكة المكرمة. ولما قدم مكة توفى له ابن يدعى عطاء الله ودفن بالمعلاة. وقد مكث بمكة سنة تعرف خلالها بالشيخ عبد المنعم الأشقر ابن فهد وهو من سادات مكة، وتوطّدت بينهما علاقات الود والصداقة، حتى أن الشيخ الأشقر عرض أن يزوج بناته أولاد الشيخ الأقصرى، فوافق الشيخ الأ قصرى على ذلك وتم هذا الزواج فى مكة. وكان الشيخ الأشقر قد طلب من قبل أن يزوج إحدى بناته للشيخ الأقصرى، لكن الشيخ الأقصرى رفض قائلا: "أنا لا أتزوج بعد أم أولادى ولست فى حاجة إلى النساء." وقد تعرف الشيخ الأقصرى فى مكة أيضًا خلال هذه السنة التى قضاها بها على أشراف من نسل أجداده، وهم الذين رغبوه فى السفر إلى الديار المصرية، وعرّفوه أن له أجدادًا مدفونين بأرض مصر. فوافق الشيخ الأقصرى على ذلك، وخرجوا جميعا إلى المدينة المنورة حيث زاروا قبر المصطفى عليه الصلاة والسلام، ثم اتجهوا إلى الديار المصرية وبصحبتهم أناس من عرب جهينة وعسير، وشقوا طريقهم إلى مصر، فدخلوها عن طريق شرق الدلتا، وأخذوا يتنقلون فى مختلف مدنها فاستقروا فى المنصورة فترة تعرف الشيخ الأقصرى فيها على جماعة من نسل أجداده، ثم اتجهوا منها  رأسًا إلى صعيد مصر عن طريق النيل حتى وصلوا مدينة أسيوط فتخلف بها نفر منهم، ثم اتجه الباقون إلى جرجا، فمكث بها نفر من عرب جهينة وعسير، ثم اتجهوا منها إلى قوص – عاصمة الصعيد فى ذلك الوقت – فاستطاب الإقامة فيها بعضهم، ثم اتجه الشيخ الأقصرى بعد ذلك من هذه المدينة هو وأولاده وعبد المنعم الأشقر بن فهد إلى مدينة الأقصرين (الأقصر) حيث مكثوا بجانبها القبلى وكان ذلك فى أواخر حكم صلاح الدين الأيوبى على مصر.


منبع : روزنامه انترنتی الوفد - أبو الحجاج الأقصرى – محقق "أحمد الجعفرى"  شنبه , 14 دسامبر 2013 م

 

 

سیسی : حلایب مهمترین موضوعی است که ذهن ما را مشغول خود کرده است زیرا به امنیت ملی ما ضربه می زند .

سیسی : حلایب مهمترین موضوعی است که ذهن ما را مشغول خود کرده است زیرا به امنیت ملی ما ضربه می زند .

محمد هادی تسخیری

عبد الفتاح سیسی وزیر دفاع مصر در اولین مصاحبه خود بعد از ساقط کردن محمد مرسی رئیس جمهور برکنار شده مصر ، گفت : مهمترین موضوعی که ذهن ما را مشغول خود کرده بود ، مسئله حلایب بود زیرا که این منطقه بخشی از کشور مصر است ( و بازگرداندن آن به سودان )به امنیت ملی ما ضربه می زند . وی ادامه داد : در آخرین جلسه شورای عالی نیروهای مسلح مصر  با حضور محمد مرسی رئیس جمهور در روز 12 آپریل گذشته ، شایعاتی مبنی بر برکناری وزیر دفاع و مسایل دیگری مربوط به امنیت ملی مانند پروژه کانال سوئز و موضوع حلایب مطرح شد که در این جلسه فرماندهان ارتش به مرسی اعلام کردند که کشور در خطر است و با کاری در راستای درخواستهای مردم انجام داد تا مشکل فرو کش کند . ( و با توجه به اینکه در سایت رسمی حزب و عدالت ( بخش سیاسی اخوان المسمین ) نقشه ای از کشور مصر را منتشر کردند که حلایب در آن بخش از مصر نبود ، در این جلسه فرماندهان مخالف بازگرداندن حلایب به سودان بودند به ویژه پس از سفر مرسی به سودان ) ....

ملاحظه :

 مثلث حلایب منطقه مرزی بین سودان و مصر بود که در زمان حسنی مبارک این منطقه در یک عملیات نظامی بی سر و صدا و در حالیکه کشور سودان مشغول جنک داخلی با جنوبیها بود ، از این کشور جدا شد و به کشور مصر ملحق گردید و تا کنون این منطقه تحت اشغال مصر می باشد .

 

 السيسي: حلايب أهم ما يشغلنا لأنها تمسُّ الأمن القومي

10-08-2013 05:08 PM

كشف وزير الدفاع المصري عبد الفتاح السيسي، في أول حوار منذ الانقلاب على الرئيس السابق محمد مرسي، أن أكثر ما كان يشغل المؤسسة العسكرية، هو ما يتردد عن تنازل الحكومة المصرية عن مثلث حلايب، الذي زعم أنه يتبع لمصر، ويمسُّ الأمن القومي، وقال إن آخر اجتماع للمجلس الأعلى للقوات المسلحة، يحضره الرئيس مرسي في يوم 12 أبريل الماضي، كان به غليان ناتج عن شائعات تتردد تستهدف وزير الدفاع، وأنه سوف تتم إقالته، بجانب قضايا حيوية تتعلق بالأمن القومي، كمشروع قناة السويس وقضية حلايب، مشيراً إلى أنهم أبلغوا مرسي أن الوطن معرض للخطر، ولا بد من اتخاذ إجراءات عميقة للتجاوب مع مطالب الناس، حتى تنفرج الأزمة، مشيراً إلى أن الاجتماع تناول ما وصفه بسلبية الموقف من حلايب، بعد زيارة مرسي للسودان، وما نشر على موقع حزب الحرية والعدالة من خارطة لمصر، دون هذه المنطقة. وكان الاجتماع في جوهره للمصارحة والإعراب بشفافية كاملة عن عوامل قلق المؤسسة العسكرية وتحسبها، بحكم انضباطها والتزاماتها الوطنية ومصداقية تعاملها مع الرئاسة وأمانتها. وأسفر الاجتماع في حينه عن نفي ما تردد عن حلايب، فضلاً عن ترقية قادة الأفرع الرئيسية التي كانت مؤجلة لفترة منذ توليهم مناصبهم. مشيراً إلى أنهم كان يشغلهم ما يثار حول الحدود المصرية خاصة منطقة حلايب، أكثر بكثير مما كان يتردد حول إقالة لقادة الجيش.

صحيفة السوداني

نمونه ای از فعالیت دشمنان انقلاب اسلامی ایران

نمونه ای از فعالیت دشمنان انقلاب اسلامی ایران

در خبر زیر نمونه ای از فعالیت های دشمنان انقلاب اسلامی در جهان را مشاهده می کنید که یک ایرانی ضد انقلاب و یک الجزایری و دو مصری به کمک یک انتشاراتی چپگرای مخالف با انقلاب اسلامی ، به طور مشترک این کار را انجام می دهند .

راستی ما و نویسندگان متعهد ما تا چه اندازه در باره فتنه ۸۸ قلم فرسایی کرده اند . و آیا برای روشن شدن حقایق این فتنه مطلب قابل توجهی ارائه کرده اند ؟

این حقیقت را باید بدانیم که اگر ما کاری نکنیم ، به این معنی نیست که دشمنان ما هم بیکار خواهند بود .

روزی که کتاب " بدون دخترم هرگز " را دشمنان ما نوشتند ، تلاش بسیاری شد تا این شبهه به وجود آمده از اذهان عمومی جهانیان پاک شود . امروز نیز باید بدانیم که دشمنان ما دست بردار نیستند و اگر ما حقایق فتنه ۸۸ را برای ملت شریف ایران و جهانیان بازگو نکنیم ، دشمنان دست بکار خواهند شد و به روش خود این وقایع را نقل خواهند کرد و این داستان " بهشت زهرا " یا " فردوس الزهرا" نایانگر این واقعیت است .

این حقیقت را هم باید همیشه پیش رو داشته باشیم که اگر ما ابرو داری می کنیم و گاهی سکوت مصلحت آمیز می کنیم آنها دست بردار نیستند و از هر فرصت برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و آرمانهای آن ، استفاده می کنند و نمونه ی بارز آند در روزهای اخیر سفر هیأت پارلمانی اروپا به ایران و دیدارها و مصاحبه های آنها پی از بازگشت به کشور های خودشان می باشد .

"فردوس الزهراء" الترجمة العربية الأولي لـ "التنوير"

خاص- بوابة الوفد:

منذ 27 دقيقة 14 ثانية

تستضيف مكتبة التنوير بوسط القاهرة حفل إطلاق الترجمة العربية للرواية المصوّرة «فردوس الزهراء»، وذلك فى السابعة مساء الخميس المقبل 26 ديسمبر.

يتحدث فى الاحتفال مترجما الرواية ريم وأحمد النقاش حول أسباب اختيارهما الرواية وعملهما عليها وتحديات ترجمة الروايات المصورة من واقع خبرتهما، ويحاورهما كاتب السيناريو محمد الحاج.
كما يتناول الناشران شريف جوزيف رزق (مدير دار التنوير) ومحمد البعلى (مدير دار صفصافة) تجربتهما فى نشر الروايات المصورة (الكومكس)، وخططهما القادمة فى هذا المجال، وتعاونهما بشأن «فردوس الزهراء».
جدير بالذكر أن دار التنوير أصدرت فى وقت سابق من هذا العام الرواية المصورة «فلسطين» للمؤلف جو ساكو.
وتدور أحداث «فردوس الزهراء» فى أعقاب انتفاضة 2009 فى إيران، حيث اختفى مهدى فى مُظاهرات الاحتجاج على تزوير الانتخابات فانطلقت أمّه وأخوه فى رحلة للبحث عنه فى دهاليز دولة أمنية بيروقراطية قاهرة يختفى المعارضون فيها بلا أثر كأنّما لم يُوجَدوا أبدًا. ما يُبقى الأمل فى إيجاد مهدى، أو على الأقل يحفظ ذِكراه، ليست الضمانات القانونية ولا أعراف حقوق الإنسان بل إصرار ذويه على اقتفاء أثره ولو كان السبيل هو اختراق نظام المعلومات الأمنى للجمهورية الإسلامية.
و«فردوس الزهراء» هى الأولى لمؤلّفها الإيرانى أمير ورسّامها الجزائرى خليل. نُشِرت ابتداءً من فبراير 2010 على الوِب فى موقع zahrasparadise.com فى حلقات مُسَلسلة بالإنجليزية والفارسية والعربية ولغات أخرى، قبل أن تُنشَر مطبوعة بالإنجليزية فى سبتمبر 2011 ثم بلغات أخرى. ورُشِّحَت سنة 2011 لجائزة آيزنَر فى قسم الكُومِكس الرَّقمية.

خلاصه ترجمه متن فوق :

 روز پنجشنبه آینده مورخ  5 /10 / 1392 جشن آغاز ترجمه داستان " بهشت زهرا" با عنوان " فردوس الزهراء " تالیف امیر ( نویسنده ایرانی ) و خلیل ( نقاش الجزایری ) وبا ترجمه  ریم و احمد النقاش ، به زبان عربی ، برگزار می گردد .

این داستان شرح حال پسری به نام مهدی است که در تظاهرات فتنه سال 88 ( نویسنده این مطلب از آن روزها به نام جنبش سال 2009 میلادی یاد می کند و این امر نمایانگر نگاه منفی اش نسبت به جمهوری اسلامی ایران می باشد ) گم می شود و مادر و برادرانش در مراکز پلیس و دستگاههای امنیتی ، به دنبال او می گردند ولی انگار که او وجود نداشته است !!!!! .

ملاحظات :

-           دار النشر التنویر یکی از مراکز انتشاراتی که کینه توز نسبت به انقلاب اسلامی می باشد . و از انتشاراتیهای چپ گرای مصر به شمار می آید .

-          این داستان در سال 2010 در فضای مجازی به زبانهای فارسی ، انگلیسی ،عربی و زبانهای دیگر منتشر شد .

-          این داستان برای دریافت جوایز بین المللی پیشنهاد شده است .

منبع : روزنامه انترنتی الوفد مصر

تهیه کننده : محمد هادی تسخیری